تبليغاتX
حکومت و معنویت

حکومت و معنویت

جُستارهایی در باب حقوق عمومی و حقوق ارتباطات

حقوق زنان در طول تاریخ، فراز و نشیب‌های بسیاری یافته است. وضعیت متفاوت زنان نسبت به مردان -چه از لحاظ فیزیولوژی و چه از نظر قدرت بدنی و چه از نظر روحیات و عواطف- باعث شده است که رویکردهای متفاوتی نسبت به حقوق زنان شاهد باشیم. این تعادیات گاه به نادیده گرفته شده شخصیت انسانی زن می‌انجامید و گاه به غفلت نسبت به زنانگی آنها.

در دوران مدرن نیز به بهانه‌ی ارزش‌نهادن به زن و حقوق او در مکاتبی چون فمینیسم و لیبرالیسم اتوپیای خیالی را برای زنان ترسیم کرده‌اند که انسانیت و زنانگی او را فراموش کردند و چیزی جز ابزار تولید اقتصادی و بهره‌برداری نامشروع باقی نماند.

اما در اندیشه‌ی اسلامی توجه به حقوق واقعی زنان در بالاترین سطح قرار دارد. جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از پیروزی انقلاب، توانسته است اندیشه‌ی اسلامی را در قالب قواعد و قوانین حقوقی تئوریزه کرده و زمینه‌ی اجرای احکام الهی را در این باره فراهم آورد.

بررسی تاریخی:
قبل از برقراري حكومت مشروطه در ايران، قوانين مدوني در زمينه حقوق زنان وكودكان وجود نداشت. حل و فصل دعاوي در اين زمينه بوسيله حاكمان شرع صورت مي‌گرفت و از تشريفات خاصي برخوردار نبود. ليكن پس از مشروطيت انديشه وضع قوانين مدون قوت گرفت و سرانجام اولين مقررات قانوني كه وضع گرديد و در كنار سایر موضوعات اجتماعي، حقوق زنان و كودكان در جلد دوم قانون مدني در ششم بهمن 1313 در مواد 956 الی 975 به تصويب مجلس شوراي ملی سابق رسيد. دعاوي و اختلاف زنان وكودكان در دادگاهها بر طبق مواد مزبور توسط قضات محاكم حل و فصل مي‌گرديد. تا اينكه قانون حمايت خانواده در 15/11/1353 به تصويب مجلس شوراي ملي سابق رسيد و آئين‌نامه اجرايي آن نيز تدوین گردید و از آن پس، قانون مدني و قانون حمایت خانواده و آئين‌نامه اجرائي آن،‌ تنها ملاك و مستند حل اختلافات و دعاوي زنان و كودكان و حقوق آنان بود.

پس از تحقق انقلاب مقدس اسلامي در سال 1357، حقوقدانان اسلامي تنقيح قوانين خانواده و اصلاح آنها را در جهت انطباق با احكام اسلام عمدتاً و فقه شيعه اماميه خصوصاً، ضروري مي‌دانستند و در راستاي همين ضرورت بود كه در حين تدوين قانون اساسي اسلامي در اصول دهم و بیستم و بیست و یکم، حمايت خانواده را كه ركن اصلي آن زن مي‌باشد به عهده قوه قضائيه واگذار كرد و با اين ترتيب دادگاه های مدني خاص با عنايت به قانون مدنی و قانون حمايت خانواده و آئين‌نامه‌هاي اجرائي مربوط، نسبت به حقوق زن و كودك رسيدگي مي‌كردند و تا هم‌اکنون ادامه دارد.

+ نوشته شده در  2007/11/18ساعت 10:45  توسط محمدصالح مفتاح  | 

معاون قضائی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور به کاهش جمعیت کیفری در کشور اشاره کرد و گفت: نتیجه سیاست رئیس قوه قضائیه در راستای حبس زدایی به زودی به صورت چشم گیر مشاهده خواهد شد.

غلامعلی محمدی افزود : سیاست کاهش جمعیت کیفری محدود به زمان خاصی نیست و به طور جد دنبال خواهد شد.

معاون قضائی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور افزود: قطعاً اقدامات و سیاست هایی که بر اساس تاکیدات رئیس قوه قضائیه به کار گرفته می شود، نتیجه خواهد داد و شاهد کاهش چشم گیر جمعیت کیفری در کشور خواهیم بود.

وی تصریح کرد : سیاست کاهش جمعیت کیفری از زمان مدیریت آیت الله هاشمی شاهرودی آغاز و در سالهای اخیر بسیار به آن پرداخته شده است و تا کنون نیز نتیجه مثبتی را از این اقدامات شاهد بوده ایم، به گونه ای که در حال حاضر با جمعیت 150 هزار نفری زندانیان مواجه هستیم اما اگر به سمت سیاست حبس زدایی حرکت نمی کردیم در شرایط حاضر با تعداد کثیری جمعیت کیفری در کشور مواجه بودیم.

وی با تاکید بر اینکه اقدام در راستای حبس زدایی و کاهش جمعیت کیفری یک سیاست کوتاه مدت نیست خاطر نشان کرد: حبس زدایی از سیاست های در اولویت دستگاه قضائی، طی چند سال اخیر بوده است که بنا به تاکید رئیس قوه قضائیه باید به جد دنبال گردد.

+ نوشته شده در  2007/11/17ساعت 17:58  توسط محمدصالح مفتاح  | 

حجت‌الاسلام دکتر حسام‌الدین آشنا که از فارغ‌التحصیلان دانشگاه امام صادق علیه السلام می‌باشد، اخیراً از سوی دکتر سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی، به سمت سخنگویی این شورا منصوب شده است.

 

حسام الدین آشنا را آن هایی که تحولات فرهنگی سیاسی را دنبال کرده اند می شناسند. در سال های ۷۴ تا ۷۶ که سید مهدی شجاعی نیستان را منتشر می کرد، آشنا در نیستان می نوشت. بعد از این دوره وقتی که پدر همسرش - دری نجف آبادی - وزیر اطلاعات شد با او به وزارت خانه رفت و رییس دفتر وزیر شد. وی قبلا در سازمان صدا و سیما و وزارت خارجه عهده دار برخی سمت های اجرایی بوده است.

دکتر آشنا است متولد 1343 است و عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام است. آشنا از اساتید فرهنگ و ارتباطات است و در زمینه روان شناسی ارتباطات یکی از به‌ترین ها در ایران است. وی اولین کسی در ایران است که رساله‌ی دکتری خود را بر روی وبلاگش می‌نوشت و منتشر می‌کرد.

دكتر حسام الدين آشنا، كارشناسي ارشد خود را با گرايش "معارف اسلامي و تبليغ" و دوره دكترا را با گرايش فرهنگ و ارتباطات با عنوان رساله "فرهنگ، ارتباطات سياست خارجي: ديپلماسي فرهنگي آمريكا در ايران" از سال هاي 1332 تا 1357 به پايان رسانده است.

وي در حال حاضر در دانشگاه هاي امام صادق، عالي دفاع ملي، فارابي و دانشكده هاي خبر، صداو سيما و موسسه امام خميني تدريس مي كند.

آشنا عضو هيات امناي پژوهشكده مطالعات راهبردي، كميته علوم انساني در كميسيون نشريات علمي كشور وزارت علوم، عضو كارشناس شوراي طرح و برنامه شبكه پرس تي وي، عضو شوراي تعيين خط مشي خبرگزاري جمهوري اسلامي بوده است.

وی سه سال پیش لباس روحانیت را کنار گذاشت.

-----------------------------

متن پستی از دکتر آشنا درباره‌ی استعافای لاریجانی که پاک شد:

استعفا در اثر خودآگاهی

من فکر می کنم استعفای آقای دکتر لاریجانی دلایل ساده ای دارد :

ایشان تا به حال فکر می کرد رئیس دبیر،  رهبر است. حالا متوجه شد رئیس شورا، رئیس دبیر هم هست.

ایشان فکر می کرد نظر رئیس شورا، برآیند نظر اعضای شوراست. حالا متوجه شد نظر شورا، برایند فهم آنان از نظر رئیس است.

ایشان فکر می کرد اعضای شورا مانند هیات دولت دارای مسئولیت مشترکند. حالا متوجه شد این شورا  نیز مانند هیات دولت برای رئیس مشورتی تلقی می شود.

شما بودید با این همه خوداگاهی چه می کردید می رفتید یا می ماندید؟

+ نوشته شده در  2007/11/13ساعت 15:6  توسط محمدصالح مفتاح  | 

متن زیر را جهت ارائه‌ی کنفرانس درس حقوق سازمان‌های بین‌المللی تهیه کرده‌ام که متن آن را در این وبلاگ منتشر می‌کنم. به امید اجرای اساسی و حقیقی حقوق بشر بی‌هیچ گونه تهدید و برای همه!

» دریافت فایل اسلاید

* * * * * *

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
Conseil des droits de l’homme

«شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد» در پانزدهم ماه مارس سال ۲۰۰۶ با قطعنامه‌ی A/RES/60/251 جایگزین نهاد سابق «کمیسیون حقوق بشر» این سازمان شد تا به عنوان مهمترین رکن، تمام مسائل مربوط به حقوق بشر را پیگیری کند. این تغییرات بر اثر انتقاداتی به وقوع پیوست که امکان رسیدن سازمان ملل را به اهداف حقوق بشری‌اش ناتوان دانسته بود. چرا که در اصلی‌ترن رکن این سازمان درباره‌ی حقوق بشر، کشورهایی عضویت داشتند که خود کمترین التزامی به مبانی حقوق بشر نداشتند. این اعتراضات به خصوص با ریاست لیبی بر این شورا به اوج رسید.
از این رو تحقیقاتی از سوی دبیرکل برای اصلاح ساختار این سازمان انجام شد. این تحقیقات که از سال ۱۹۹۷ آغاز شده بود، سرانجام در ابتدای سال ۲۰۰۶ به مجمع عمومی ارائه شد و به تأسیس این شورا انجامید.

عنان درست زمانی که دستور کار خود برای اصلاحات گسترده در سازمان ملل را سال گذشته مطرح کرد، ایجاد یک نهاد حقوق بشر جدید با اعتبار بیشتر را به عنوان اولویت مهم معرفی نمود. نهایتاً رهبران جهان از درخواست وی برای یک شورای حقوق بشر مؤثرتر، پاسخگوتر و با اعضای بیشتر در سند نهایی اجلاس سران ۲۰۰۵ حمایت نمودند.

دبیرکل معتقد بود کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل راه خود را گم کرده، خیلی سیاسی شده و به مجمعی تبدیل شده بود که در آن نقض کنندگان حقوق بشر با توطئه بر کار یکدیگر سرپوش می گذاشتند و برای کاری که به آن محول شده بود کوچک بود. یعنی نهادی که می باید احترام به حقوق بشر در سراسر جهان را ارتقاء دهد.

در قطع نامه‌ی ایجاد شورای حقوق بشر جدید یک نکته خیلی مهم وجود دارد که دبیر کل در گزارش "با آزادی بیشتر" که شامل طرحی جامع برای اصلاحات سازمان ملل بود و سال گذشته ارائه گردید به آن اشاره کرد. آن نکته مهم برگرفته از کلمات خود دبیر کل این بود: «توسعه، صلح، امنیت و حقوق بشر ستون های نظام ملل متحد، به یکدیگر مرتبط و تقویت کننده هم هستند.»

البته نقش سوئیس را نیز در این‌باره نباید فراموش کرد. چرا که این کشور نقش بسیار فعالی در این زمینه داشته است و از همین روست که ژنو توانسته است اکنون به عنوان مقر این نهاد بین‌المللی وجهه‌ی جهانی بیابد.

کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل گفت: این تنها نخستین گام در فرایند تحول است. امتحان واقعی اعتبار شورا زمان استفاده کشورهای عضو از آن است.

ایالت متحده‌ی امریکا و رژیم صهیونیستی و جزایر مارشال و پائولو تنها مخالفان این نهاد تازه تأسیس بوده‌اند. پیش از رأی‌گیری کوبا و ونزوئلا در موافقت و آمریکا در مخالفت با این شورا سخن گفتند. آمریکا ضمن آرزوی موفقیت برای این نهاد، اظهار داشت که این ساختار نمی‌تواند از عضویت کشورهای ناقض حقوق بشر جلوگیری کند و یا جلوی چنین اقداماتی را بگیرد. علی‌رغم آن، آمریکا اعلام داشت که آمادگی همه‌گونه همکاری را با شورا دارد.

مخالفت امریکا با این نهاد به حدی بود که با رأی گیری به صورت اجماع دراین‌باره مخالفت کرد و خواستار رأی‌گیری در این‌‌باره شد. در این رأی‌گیری ایران، ونزوئلا و بلاروس غایب بودند و رأی هفت کشور در حال تعلیق قرار داشت.

این شورا مستقیماً زیر نظر مجمع عمومی سازمان ملل است و توانسته است نسبت به قدمای خود، جایگاه بالاتری بیابد. پیش از این کمیسیون حقوق بشر زیر نظر شورای اقتصادی و اجتماعی اداره می‌شده است.

این شورا موظف است حداقل ۳ نشست سالیانه و هرکدام به مدت حداقل ۱۰ هفته برگزار کند که این خود فعالیت بیش از کمیسیون سابق را برای این نهاد نوید می‌دهد. همچنین شورا می‌تواند نشست‌های ویژه و فوق‌العاده را به درخواست حداقل یکی از اعضا و حمایت یک سوم آن‌ها، برگزار کند. از این طریق شورای جدید در موقعیت بهتر در پاسخ به اوضاع نقض فاحش و نظام مند حقوق بشر خواهد بود. کمیسیون حقوق بشر که شورا جایگزین آن شده، یک جلسه 6 هفته ای در سال داشت.

یکی از انتقادات وارد بر کمیسیون حقوق بشر این بود که بعضی اوقات به طور انتخابی با کشورها و حقوق بشر برخورد می کرد و موجب می شد این کشورها از بررسی دقیق حقوق بشر فرار کنند (علت آن ممکن است وجود بلوک های دفاعی منطقه ای یا نفوذ نامتجانس کشورهای قدرتمند می بود). اما حالا بر اساس گفته دبیر کل به جای اینکه بعضی کشورها برای حمله انگشت نما شوند در حالی که نقض حقوق بشر در سایر کشورها نادیده گرفته می شود، شورا به طور منظم سابقه حقوق بشر تمامی کشورها را بررسی خواهد کرد. لازم است شورا به وسیله اصول جهان شمولی، بی طرفی، هدفمندانه و غیر انتخابی عمل کردن، رهنمون شود و قطع نامه تصویب کننده شورا تأکید بر اهمیت حذف "سیاسی شدن و معیاهای دوگانه" را دارد.

جلوگیری از نقض حقوق بشر جزو اختیارات شورا است. جایی که کمیسیون کاملاً غیر فعال بود.

شورا کلیه اختیارات و مسئولیت های کمیسیون را خواهد داشت شامل استفاده از گزارشگران مستقل، تضمین اینکه خلاء حمایتی در موقع انتقال قدرت باقی نماند.

ناظران شامل سازمان های غیر دولتی، سازمان های بین دولتی، نهاد های ملی حقوق بشر و کارگزاری های تخصصی در شورا از طریق همان ترتیبات و روش های مورد نیاز کمیسیون حضور خواهند داشت.

شورا نقش و مسئولیت های کمیسیون حقوق بشر را در مورد کار دفتر کمیسر عالی حقوق بشر به عهده خواهد گرفت.

شورای جدید توان بالقوه بهره برداری از امکانات عالی نظام حقوق بشری قدیم را با تغییرات مورد نیاز دارا است.

تمام ۴۷ عضو این شورا با اکثریت مطلق کشورهای عضو ملل متحد (یعنی حداقل ۹۶ رأی و نه اکثریت حاضران) و به تناسب جغرافیایی انتخاب می‌شوند. توزیع کرسی ها در شورا بر اساس حضور جغرافیایی برابر است: ۱۳ کرسی برای گروه افریقا، ۱۳ کرسی برای گروه آسیا، ۶ کرسی برای گروه اروپای شرقی، ۸ کرسی برای گروه امریکای لاتین و کارائیب و ۷ کرسی برای گروه اروپای غربی و سایر کشورها.

این اعضا برای دوره‌های سه ساله منصوب شده و بیش از دو دوره قابل تمدید نخواهد بود. اعضای شورای جدید باید نسبت به ارتقاء و حمایت حقوق بشر متعهد باشند. مجمع عمومی می تواند حقوق و امتیازات اعضای شورا در صورت اینکه حقوق بشر را به گونه ای منظم و فاحش نقض کنند، لغو نماید. این اصل در مورد کمیسیون وجود نداشت.

شورای حقوق بشر به عنوان مجمع اصلی گفتگو و همکاری برای حقوق بشر خدمت می نماید. تمرکز آن بر کمک به کشورهای عضو ملل متحد برای رفع نیازهای حقوق بشری خود از راه گفتگو، ظرفیت سازی و کمک های فنی است. شورا همچنین توصیه هایی به مجمع عمومی برای توسعه بیشتر حقوق بین الملل در زمینه حقوق بشر ارائه می دهد.

چين، کوبا، پاکستان، روسيه و عربستان سعودی که در امر رعايت حقوق بشر کارنامه ضعيفی دارند، از کشورهايی هستند که از طرف مجمع عمومی سازمان ملل متحد انتخاب شدند. بسياری از کشورهای عضو کميسيون حقوق بشر که وضعيت مناسبی نداشتند، اين بار کانديدا نبودند، مانند سودان، زيمبابوه، سوريه، نپال، اريتره و اتيوپی. آمريکا در انتخابات شورا شرکت نداشت، اما جان بولتون، نماينده آمريکا در سازمان ملل گفت که کشورش با کشورهای ديگر همکاری خواهد کرد تا "شورا به نيرويی کارآ و نيرومند" بدل شود.

ریاست شورا، هم‌اکنون با Doru Romulus Costea از کشور رومانی است.

+ نوشته شده در  2007/11/13ساعت 14:19  توسط محمدصالح مفتاح  | 


عضو حقوق‌دانان‌ شوراي نگهبان:
قانون مطبوعات نيازمند بازنگري است

عضو حقوقدانان‌ شوراي نگهبان گفت: قانون مطبوعات نيازمند بازنگري، اصلاح و تكميل در چارچوب لايحه جامع رسانه‌ها‌ست.

دکتر محسن اسماعيلي درباره لايحه‌اي كه به موجب آن به جرايم خبرگزاري‌هاي نيز زير نظر هيئت منصفه رسيدگي مي‌شود، گفت: اينكه خبرگزاري‌هاي غيردولتي قانونمند شوند و از قانون خاصي تبعيت كنند يك ضرورت است و اميدواريم عدم تصويب فوريتش به معناي اين نباشد كه اين قانون از دستور كار حداقل مجلس هفتم حذف شود و در مدت باقي مانده از مجلس هفتم حتماً در اين زمينه مصوبه خوبي داشته باشيم.

وي اظهار داشت: در اين زمينه بايد به چند نكته توجه كرد، يكي اين‌كه به نظر مي‌رسد آئين‌نامه‌اي كه براي خبرگزاري‌ها نوشته شده و به تصويب هيئت دولت سابق رسيده خارج از حدود اختيارات هيئت دولت بوده است و به دليل ماهيت قانونگذاري كه دارد حتماً بايد در مجلس تصويب شود. البته اصل اقدام دولت قابل قبول و تحسين برانگيز بوده كه به فكر حل اين مشكل و پركردن خلاء قانوني خبرگزاري‌ها افتاده است.
عضو حقوق‌دانان شوراي نگهبان ادامه داد: اما بايد به اين نكته هم توجه كرد كه خبرگزاري‌ها به دليل ماهيت كارشان با مطبوعات تفاوت‌هايي نيز دارند؛ البته نه در زمينه جرايم. با اين موضوع كه هيئت منصفه در رسيدگي به جرايم خبرگزاري‌ها شركت داشته باشند صد درصد موافقم و فكر مي‌كنم كه كار بسيار خوبي است ولي ماهيت كار خبرگزاري‌ها در نحوه فعاليت و انتشار اخبار با مطبوعات فرق مي‌كند و بايد در بعضي از موارد بازنگري لازم در قانون مطبوعات صورت گيرد. بنابراين به صرف اينكه يك تبصره‌اي را به قانون اضافه كنيم و خبرگزاري‌ها را مشمول قانون مطبوعات قلمداد كنيم همه مشكلات خبرگزاري‌ها حل نمي‌شود و حتماً بايد به اين نكته نيز توجه كرد.

وي تصريح كرد: نكته سوم اين كه، ما نياز داريم كه نه تنها براي مطبوعات و خبرگزاري‌ها بلكه براي همه رسانه‌هاي كشور يك قانون واحد داشته باشيم.

اسماعيلي اضافه كرد: بيش از 10 سال است كه در نشريات گوناگون و در مصاحبه‌ها تأكيد كرده ام كه به يك نظام جامع حقوق رسانه‌ها نيازمنديم، خوشبختانه اين تكليف در برنامه جامع توسعه به عهده دولت گذاشته شده و دولت موظف است كه لايحه جامع رسانه‌ها را تهيه و تقديم مجلس كند.

رئيس دانشكده حقوق دانشگاه امام صادق تأكيد كرد: پيشنهاد مي‌كنم كه دولت و به طور مشخص وزارت ارشاد‌ در تهيه لايحه جامع رسانه‌ها سرعت بيشتري داشته باشند و مشكل حقوقي همه رسانه‌ها را يك جا حل كنند. به اين معنا كه تصويب يك تبصره براي خبرگزاري‌ها همه مشكلات ما را حل نمي‌كند و نبايد تهيه آن لايحه جامع را به تأخير بيندازيم.

وي در پايان، بازنگري در قانون مطبوعات را بعد از 22 سال پرفراز و نشيب ضروري دانست و گفت: چون قانون مطبوعات فعلي در اسفند 64 تصويب شده و در 22 سال گذشته تحولات زيادي را در عرصه مطبوعات داشته‌ايم، طبيعتاً اين قانون هم مثل هر قانون ديگري نيازمند بازنگري، اصلاح و تكميل است، منتهي آن چه كه مهم است اين است كه اين مطالعه و بازنگري حتماً در چارچوب لايحه جامع رسانه‌ها باشد تا بتوانيم همه مشكلات حقوقي رسانه‌هاي كشور را در يك اقدام هماهنگ حل كنيم.

+ نوشته شده در  2007/11/11ساعت 12:31  توسط محمدصالح مفتاح  | 

دادگاه شهر ساورن در استان "بارن" فرانسه شب گذشته (پنج شنبه شب) دكتر"ونسان رينورد"، دبير يكي از دبيرستانهاي اين كشور را به اتهام نفي هولوكاست به يك سال حبس و پرداخت ‪ ۱۳‬هزاريورو جريمه نقدي،محكوم كرد.

"اريك دلاكرا" وكيل ونسان از صدور راي غيابي اين دادگاه انتقاد كرده و گفته است كه موكلم دراين دادگاه حضور نداشت و دادگاه بدون حضور و تفهيم اتهام وي برگزار شده و راي خود را بعدا به اطلاع آقاي رينورد رسانده است.

ونسان رينورد كه مهندس شيمي و داراي دكتراي رياضي است بعد از اطلاع از اين حكم دادگاه اعلام كرده است كه احكام دادگاه سبب نخواهد شد كه وي پيرامون زير سووال بردن هولوكاست مطلب ننويسد.

دادگاه شهر ساورن فرانسه اين معلم فرانسوي را متهم كرده است كه كتابچه ‪ ۱۶‬صفحه‌اي تحت عنوان "هولوكاست، آنچه از شما پنهان مي‌كنند" تهيه كرده كه درآن هولوكاست زير سووال برده شده و آن را به اتحاديه‌ها و برخي از سنديكاهها فرستاده است.

بر اساس راي دادگاه، ونسان رينود در اين كتابچه نوشته است كه كشتارشش ميليون يهودي در اتاق‌هاي گاز بين سالهاي ‪۱۹۴۰‬تا ‪ ۱۹۴۵‬واقعيت ندارد.

رينود كه داراي شش فرزند است ، در سال ‪ ۱۹۹۶‬ميلادي نيز به اتهام زيرسئوال بردن هولوكاست از آموزش و پروش فرانسه اخراج و به تحمل سه ماه حبس و پرداخت ‪ ۱۵‬هزار فرانك محكوم شده بود.

وي در سال ‪ ۲۰۰۴‬ميلادي هم با انتشار نوار كاستي در خصوص نفي هولوكاست به ‪ ۲۴‬ماه حبس محكوم شد كه در سال ‪ ۲۰۰۵‬ميلادي دادگاه تجديد نظر شهر ليموژ فرانسه وي را تبرئه كرد.

بنا به اظهارات وكيل اين معلم فرانسوي ، ونسان رينورد كه هم اكنون در بلژيگ زندگي مي‌كند اعلام كرده است كه ما در كشوري كه در آن آزادي بيان نباشد، زندكي نمي‌كنيم.

در فرانسه انديشمندان زيادي ازجمله روژه گارودي، پرفسور روبرت فوريسون و برونو گلنيش (نفردوم جبهه ملي فرانسه) نيز به خاطر زيرسووال بردن هولوكاست به پرداخت جرايم نقدي و بعضا حبس محكوم شده‌اند.

جديدترين پرونده قضايي كه در اين زمينه در دادگاههاي پاريس مفتوح است مربوط به آقاي روبرت فوريسون استاد بركنارشده دانشگاههاي پاريس است كه دادگاه بدوي وي را به پرداخت ‪ ۱۲‬هزار يورو جريمه نقدي و تحمل ‪ ۴‬سال حبس تعليقي محكوم شده است.

پرونده فوريسون بخاطراعتراض وي نزد دادگاه تجديد نظر پاريس مفتوح است.

فوريسون همچنين بخاطر سخنان سال گذشته‌اش درهمايش هولوكاست تهران تحت تعقيب قضايي است. اين پرونده حقوقي هم اكنون در دادگاههاي پاريس در دست رسيدگي است.

+ نوشته شده در  2007/11/9ساعت 11:36  توسط محمدصالح مفتاح  | 

متن زیر مشتمل است بر گفتگویی که در بخش کامنت مطلبی با عنوان «ضرورت بازنگری در حقوق زن معاصر» که به دلیل اهمیت بحث در اینجا آمده است. امیدوارم که دیگران نیز به این بحث بپیوندند و آن را تکمیل کند.

۱. نویسنده: شیوا
با سلام
در جامعه ي ما عليرغم اسلامي بودنش در مواردي حقوق زنان ناديده گرفته ميشود
پيا مبر ميفرمايند: مردي كه مهريه ي زنش را ظالمانه پرداخت نكند زاني است.
 اين در حالي است كه ضمانت كيفري عدم پرداخت آان برداشته شده

۲. نویسنده: محمدصالح
بسم الله.
یک- این که ما عنوان اسلامی را در جامعه مان یدک می کشیم اما تا رسیدن به جامعه ی آرمانی اسلامی راهی طولانی در پیش است. مواردش هم کم نیست. (اسلام به خود ندارد عیبی - هر عیب که هست از مسلمانی ماست) اما بگذارید در مثالتان مناقشه کنم.
دو- از مسلمات فقه است که مهریه نیز همچون سایر دیون است و مشابه آن برخورد خواهد شد و شما نیز مستحضرید که همه ی احادیث نمی توانند مستند حکم فقهی قرار گیرند. به خصوص این حدیث که بعید می دانم چنین در نظر داشته باشید که مطابق منطوقش عمل شود و اگر کسی مهریه را نپردازد به مجازات زنا محکوم شود!
سه- داشتن ضمانت اجرای کیفری لزوما به معنای حفظ حقوق نیست. همان گونه که در مطالبات مدنی نیز علی رغم احترامی که شرع و قانون برای مال قائل است ضمانت اجرای کیفری را جز در موارد محدودی اجازه نمی دهد.
چهار- متاسفانه امروزه مهریه جایگاه اصلی اش را ترک کرده است و به عنوان یک ضمانت اجرا برای ادامه زندگی زناشویی قرار گرفته است که اسن امر چندان صحیح نیست و امیدوارم که ما علاوه بر شکل اجکام اسلامی به مضامین و محتوای آن نیز توجه لازم را مبذول بداریم. ان شا الله

۳. نویسنده: شیوا
با سلام؛ نمی دونم چرا یاد گرفتیم که بعضی مسائل رو توجیه کنیم. در کشور ما حتی بعضی از مسائلی رو که قرآن بهش اشاره کرده  به راحتی با تصویب لایحه ای از اعتبار ساقط می کنیم. بهتر بود منظور این حدیت رو یعنی محتواش رو متذکر می شدین.
مهریه ضمانت اجرا نیست و به این صورت هم در نخواهد آمد. پشتوانه مالی و حق زن است و گویای علاقه زوج به زوجه اش. در هر صورت قرار دادن ضمانت اجرای کیفری برای مهریه و تصویب لایحه ای در زمینه مالیات قرار دادن بر مهریه اصلاً شیوه مقبولی نیست. اگر شوهر مهریه زن را نپردازد، چطور مالیات پرداخت شود به دولت؟ در مورد اینکه «اسلام به ذات خود ندارد عیبی» باید عرض کنم جزء بدیهیات هست. منتهای مراتب برخی افراد نمی خواهند متناسب با شرع و قانون عمل کنند که متأسفانه در مسئولیتهای کلیدی قرار دارند.
امیدوارم در هر موضوعی سعی در توجیه کردن خیلی نداشته باشیم.
 
۴. نویسنده: محمدصالح
بسم الله؛
سرکار خانم شیوا؛ چند نکته را به اختصار در پاسخ به نظرتان می نویسم که امیدوارم به روشن شدن موضع نزاع کمک کند:
نخست: اشکال اول را بگذارید به نحوه‌ی استدلال‌تان بکنم. چرا با ایراد تهمتی که اثباتش نمی‌کنید به خواننده‌ی مطلب از ابتدا استدلالات مخاطب را بی‌ارزش می‌کنید که این در شأن یک بخث علمی نیست. شما گفته‌اید که پاسخ من توجیه است و پس از آن نیز به مخالفت بعضی افراد با نص قرآن سخن گفته‌اید که نمی‌دانم سخن اولتان چقدر صحیح و سخن دومتان چقدر مربوط به بحث است. اما در هرصورت ادعایی است بی‌دلیل و مغالطه‌ایست نابخشودنی!!
دوم: گفته‌اید که بهتر بود به مضمون حدیث اشاره می‌کردم. بنده از منطوق این حدیث (به فرض صحت سند) مستندی بر لزوم ضمانت اجرا برای مهریه را درک نمی‌کنم. کاش شما راهنمایی‌مان فرمائید.
سوم: منظورتان از «پشتوانه‌ی مالی و حق زن» چیست که نتیجه‌اش را با «لزوم ضمانت اجرای کیفری» قرین داشته‌اید؟ مگر نه این است که اگر دین مالی باشد، همچون سایر دیون مرد را مدیون زن داشته و طبق قواعد عمومی، مرد را ملزم به ایفای آن قلمداد می‌کنیم؟ بحث بر سر حمایت کیفر از این حق است و آن نیاز به دلیلی دارد که بتواند صالح در این جایگاه باشد.
چهارم: به شما پیشنهاد می‌کنم که اندکی به مشکلات ناشی از ضمانت اجرای کیفری ناشی از عدم توان زوجه به پرداخت مهریه توجه کنید. اکنون بسیاری از زندانیان کشور به دلیل عدم پرداخت مهریه‌ی همسزشان در زندان‌اند که این با فلسفه‌ی مهریه سازگاری ندارد. همان‌گونه که خود نیز اشاره داشته‌اید، مهریه هدیه (یا به تعبیری صداق) مرد است به همسرش. و اتفاقاً همین تعبیر ما را بر این می‌دارد که با این تعبیر و قاعده‌ی احسان (هرچند که مرد را برئ‌الذمه نمی‌کند) برخورد سبک‌تری با وی شود.
پنجم: بگذارید این بار من در جایگاه مدعی قرار بگیرم: در وبلاگ‌تان «برای تغییر قوانین تبعیض آمیز» «به قوانين نابرابر و ظالمانه ای چون ديه، ارث، شهادت اعتراض» کرده‌اید. در حالی که شما خود را مدعی حمایت از اندیشه‌های اسلام و قرآن می‌دانید. من در جایگاه پاسخ به این سخن یا حمایت از نظام حقوقی اسلام در برابر زن نیستم و نه با اجتهاد پویا مخالفتی دارم. اما می‌خواهم بدانم که چرا شما قانون را چنان تفسیر می‌کنید که فقط حقوق برای زنان باشد و مردان را فراموش می‌کنید. انگار مردان را انسان ندانسته‌اید! این بار باید مردان راهپیمایی کنند که کمی هم به حقوق آنها توجه شود. هم خدا را می‌خواهید و هم خرما! هم حق طلاق و حق مساوی در دیه و ارث و شهادت و ...! و در مقابل هم نفقه می‌خواهید و ضمانت اجرای کیفری برای عدم تأدیه مهریه و ...! و هم خواستار سلب حقوقی همچون تعدد زوجات برای مرد و ...!
کمی به فکر مردان بیچاره‌ی مملکتی باشیدکه با اندیشه‌های شما قرار است بر آنها حکومت شود! پس مردان چه جایگاهی دارند؟!
ششم: در هرصورت آماده‌ی ادامه‌ی بحث هستم.
با تشکر؛ یا علی مدد

۵. نویسنده: شیوا
با سلام در ابتدا تشكر مي كنم از اظهار نظرتان.
در نكته چهارم منظورتان ضمانت اجراي كيفري ناشي از عدم توانايي زوج بود نه زوجه. درسته؟
دين ما دين كامل و جامعي است كه در آن زن و مرد داراي حقوق مساوي هستند. براين اساس در جامعه كنوني اين زنان نيستند كه بر مردان حكومت دارند بلكه مردان هستند كه بر زنان حكومت دارند.
اينكه خواهان تساوي حقوق زن و مرد در مواردي چون ديه و ارث و شهادت و ... هستم دال بر ناديده گرفته شدن حقوق مردان نمي باشد چراكه قانون ما نسبت به حقوق مردان بسيار جامع و كامل تدوين شده پس جاي هيچ گونه نگراني نيست.
وقتي ضمانت اجراي كيفري عدم تاديه مهريه برداشته شده طبق لايحه اي كه به تصويب رسيده بنابراين مشكل زندانيان ناشي از عدم پرداخت مهريه نيز تا حدودي مرتفع گرديده.
در جامعه ما متاسفانه عليرغم شعارهايي كه در زمينه شان و مقام و منزلت زن سر ميدهند به وفور مشاهده مي شود كه حقوق زنان در بسياري از موارد ناديده انگاشته شده. سوال من اين است زوجي كه توانايي پرداخت مهريه را ندارد چرا در آغاز زندگي قبول زحمت مي فرمايد؟
چرا بايد بر مهريه ماليات قرار دهند؟ در اخبار مشاهده شده كه لايحه اي مبني بر ماليات گذاشتن بر مهريه قرار داده اند كه اين ماليات از زمان تعيين ميزان مهريه به تناسب مقدار آن اخذ مي گردد اين در حاليست كه هنوز معلوم نيست كه زوج مهريه را به زن خواهد پرداخت يا خير؟
جايگاه مردان در قانون ما تثبيت شده است و اين جاي بسي تعجب است كه شما با وجود اين همه ترفيع درجه باز از بيچارگي مردان سخن مي گوييد.
با تشكر.

۶. نویسنده: محمدصالح
بسم الله؛
تذکرتان صحیح بود و اشتباه در تایپ. که البته مقدار کم‌اش قابل اغماض است!
یک- ابتدا کمی می‌خواهم درباره‌ی معنای دین مداقه کنم. اقل دین را اگر اعتقاد به وحدانیت خدا و تعالیم کتاب‌ش بدانیم، پس خواست شما مبنی بر برابری ارث زن و مرد، خلاف نص صریح قرآن است که «للرجل مثل حظ الأنثيين» می‌داند. پس بگذارید اندکی صریح‌تر سخن بگوئیم. شما اگر حجیت قرآن یا حتی ظواهر آن را رد می‌کنید، از آن جهت وارد بحث شویم. ضمن اینکه اگر دلیلی بر نسخ این آیه ارائه می‌کنید کاملاً مستند باشد تا بتوان کلام خدا را به آن تخصیص زد یا نسخ کرد.
دو- مردانه بودن قانون یعنی چه؟ من نمی‌دانم چرا همه می‌خواهند به سر ما بکوبند که چون این قواعد در قانون است، پس قوانین مردانه تنظیم شده‌اند! در حالی که این قواعد همیشه هم به دلیل حمایت مردان نیست. مثلاً دیه مرد که در حقیقت برای حمایت از زن است. چرا که مرد موظف به تأمین معاش زن است و هرگونه نقص یا فقدان وی برای همسر و فرزندانش ایجاد مشکل می‌کند، و معاش مرد مرده مد نظر قانون‌گذار نیست! بگذارید این گونه سخن را عوض کنم که چرا نظام حقوق زن را این چنین جزئی می‌بینید و در هر مورد قائل به برابری؟ چرا حقوق زن در اسلام و اندیشه‌ی غرب را به شکل یک نظام نمی‌بینیم؟ مثلاً نفقه در برابر تمکین به زن تعلق می‌گیرد و از آن سو در برابر مهریه، حق طلاق در اختیار مرد است.
بله؛ حرف شما صحیح است که اسلام برابری در حقوق را قرار داده است، اما مگر همیشه لازم است که برابری فقط به شکل باشد؟ مثال زیبایی را شهید مطهری بیان می‌کند: می‌گوید که مثلاً از پدری یک زمین کشاورزی و یک دام به ارث رسیده است و دو فرزند دارد که یکی کشاورز و دیگر دامدار است؛ (به فرض برابری ارزشی آن دام و زمین کشاورزی) مصلحت حکم می‌کند که به کشاورز زمین کشاورزی و به دامدار، دام را بدهیم و این عین عدالت است. برابری همیشه در شکل یکسان نیست و این سخیف‌ترین حالت ممکن است که ما بگوئیم تساوی فقط در شکل است.
سه- نوشته‌اید که «وقتي ضمانت اجراي كيفري عدم تاديه مهريه برداشته شده طبق لايحه اي كه به تصويب رسيده بنابراين مشكل زندانيان ناشي از عدم پرداخت مهريه نيز تا حدودي مرتفع گرديده.» نمی‌دانم با این قانون موافقید یا خیر. اما لااقل پذیرفته‌اید که مشکلی بوده است و مرتفع گردیده است.
چهار- سئوال کرده‌اید که «زوجي كه توانايي پرداخت مهريه را ندارد چرا در آغاز زندگي قبول زحمت مي فرمايد؟» من پاسخی حقوقی برای این سئوال ندارم. مسئله فرهنگی است که چرا عموماً مهریه‌ها را متناسب با شأن و توانایی زوج تنظیم نمی‌کنیم و چرا این جریان خانمان‌برانداز مهریه‌های سرسام‌اور برچیده‌نمی‌شود. من با شما هم‌داستانم که نباید چنین باشد، اما مگر می‌توان به این راحتی در برابر سنت‌های غلط خانواده‌ها ایستاد. قانون به تنهایی پاسخ نمی‌دهد.
اما پیشنهاد آیت الله مکارم که هفته‌ی گذشته مطرح کردند در خور تإمل است. ایشان از قوه قضائیه خواسته‌اند تا عند‌القدره و عند الاستطاعه را به جای عندالمطالبه بودن در عقدنامه‌ها ذکر کنند تا مشکل رفع شود. http://www.iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?newsitemid=134888
پنج- درباره‌ی وضع مالیات بر مهریه هم نظری ندارم. چون اطلاعی از قانونش ندارم. اما در صورت مذکرو در نوشتارتان، ضمان مالم یجب است و احتمالاً چندان معقول نباشد. اما از سوی دیگر شاید بتوان این فرض را در نظر گرفت که برای رفع مشکل عدم استطاعت که بسیار مشهود است، خواسته‌اند تا مانعی در برابر مهریه‌های سنگین قرار دهند. از این منظر نیز این قانون قابل تحلیل است.
شش- درباره جایگاه مردان در قانون باز هم تأکید می‌کنم که چگونه بر آن پای می‌فشارید، در حالی که اولویت‌های حقوقی مردان را حذف و بر اولویت‌های حقوق زنان تأکید می‌کنید. این به دور از انصاف است. چه حقوق تثبیت‌شده‌ای برای مرد است که زنان با داشتن آن از آن محروم‌اند. (منکر حق‌کشی‌های تاریخی نسبت به زنان نیستم، اما امروز کدام حق است که شما ادعا می‌کنید که از شما مسلوب شده است که چنین در فراق‌ش ناله می‌کنید و خواستار بازگشتش هستید؟ آیا این امر مربوط به قانون است یا ...)
یا رومی روم، یا زنگی زنگ! بالاخره باید وضعیت خود را در چنین واجهه‌هایی از معنای دین و احکام مشخص کنیم. اسلام تا چه حد، صلاحیت دارد برای زندگی انسان حدود معلوم کند؟ هدف از دین چیست؟ حدود تعبد در احکام دین و منطقة الفراغ در زمینه‌ی احکام اجتماعی تا کجاست؟ و ده‌ها سئوال دیگر.
اینها مسائلی است که باید به آنها توجه داشت.

----------------------

مطالعه شود:

برابری ارث زن و مرد در ایران باستان

مجلسیان این لایحه را از دستور کار خارج کنید

ضرورت بازنگری در حقوق زن معاصر

+ نوشته شده در  2007/11/7ساعت 17:49  توسط محمدصالح مفتاح  | 

هفته نامه فرانسوی نوول آبسرواتور نوشت : در میان تمامی دموکراسی های دنیا ، فرانسه با فاجعه بارترین سیستم حبس و زندانبانی روبروست .

وضعیت زندانها در فرانسه، دست داشتن چند پزشک در سوء قصدهای نافرجام در لندن  و روابط فرانسه و مغرب، مطالبی هستند که هفته نامه "نوول ابسرواتور" فرانسه آنها را "مهم" توصیف کرده و سرمقاله آخرین شماره خود را به آنها اختصاص داده است.

"ژان دانی یل" مدیر این نشریه در سرمقاله خود می نویسد بنظر من در بحث مربوط به عفو سنتی تعدادی از زندانیان بمناسبت فرا رسیدن 14 جولای و لغو آن ،نیکلا سارکوزی اشتباه می کند. سارکوزی معتقد است که نمی توان از یکسو از استقلال دستگاه قضایی حمایت کرد و از سوی دیگر به عنوان رئیس جمهور و در نتیجه نخستین فرد حقوقی کشور این قدرت را برای خود قائل بود که بتوان احکام مجازات را ساقط و یا تخفیف داد.

سرمقاله نویس نوول ابسرواتور می افزاید از نظر اصولی استدلال رئیس جمهور قابل درک و مفهوم  است زیرا اعطای حق عفو به یک فرد به عنوان رئیس جمهور، دارای جنبه های امرانه و استبدادی است .

 ژان دانی یل  ادامه می دهد اما اگر فراموش نکرده باشم سارکوزی در جریان یکی از نطقهای انتخاباتی خود این نوع استدلال را در مقابل وضعیت غیرقابل قبول و افتضاح امیز موجود در زندانهای فرانسه "مبهم" تلقی کرده بود.

 نوول ابسرواتور تاکید می کند که در میان تمامی دموکراسیهای دنیا ، فرانسه با فاجعه بارترین سیستم حبس و زندانبانی روبروست. این سیستم بجای مجازات و تنبیه کردن زندانی  انسانیت را از زندانی می گیرد، بجای اینکه زندانی را به ندامت و توبه وادارد به وی یاس و ناامیدی را تزریق می نماید و بحای تسهیل بازگشت مجدد زندانی به جامعه او را به ارتکاب مجدد جرم ترغیب می نماید.

 مدیر نشریه  نوول ابسرواتور معتقد است و این وضعیت بمعنای آن است که« آرزوی  خودکشی» را (برای زندانی) جایگزین حکم اعدام که لغو شده است کرده باشیم.

 ژان دانی یل  میافزاید تنها دلیلی را که منتقدین برای مقابله با تصمیم سرکوزی مطرح می کنند تعداد بیش از حد وغیرقابل تحمل زندانیان می باشد که این خود دلیل خوبی است ولی دلیل دیگری هم وجود دارد و تا زمانیکه انقلابی در رویه و روشهای ما در رابطه با زندان و زندانی در فرانسه صورت نگرفته ، جامعه بایستی گاه بگاه با توسل به سنت  و عفو(زندانی) اشتباهات خود را تصدیق نماید.

 بر اساس آمار موجود بیش از شصت هزار نفر در زندانهای فرانسه بسر می برند و این در حالیست که زندانهای فرانسه ظرفیت پذیرش بیش از پنجاه هزار نفر را ندارند.

ژان دانی یل در بخش دوم از سرمقاله خود که به دستگیری چند پزشک بجرم شرکت در سوء قصدهای نافرجام هفته گذشته در لندن اختصاص دارد این خبر را "هولناک" توصیف کرده و می نویسد با این حال و با توجه به تقسیرهایی که در این زمینه نگاشته شده بنظر نمی رسد که این واقعه کسی را به اندازه ای که باید متاثر کرده باشد.

 نوول ابسرواتور می افزاید چه "واپسگرایی هولناکی"! چرا که نه سوگند  وفاداری به هیپوکرات (پزشک یونانی قبل از میلاد که اصول اخلاقی وی در زمینه پزشکی به الگو تبدیل شده است) و نه تمکین به فرامین الهی نتوانسته اند اندسته از جوانان ما را که ماموریت پزشکی  برای خود برگزیده اند از تعصب (فاناتیسم) بازدارد .

ژان دانی یل  ادامه می دهد تا کنون در این قرن شاهد برداشته شدن نقاب تقدس از چهره  کودکان بوده ایم و این را می دانستیم. امروزه در بخشی از جهان،کودکان چهره هیولایی داشته و برای کشتن و قتل اموزش و تربیت شده اند.

اگر تا کنون از قتل عام "بیگتاهان" سخن می رفت اکنون باید از "بیگناهان" که قتل عام میکنند سخن راند. و اینک پس از کودکان شاهد محو شدن تقدس از چهره پزشکان می باشیم.

وول ابسرواتور سپس با اشاره به اهداف و ماموریت پزشکان که اصولا نجات جان افراد میباشد و به همین منظور سالهای متمادی را به تحصیل و تحقیق پرداخته اند می نویسد اینک بنظر می رسد که آنها (پزشکان) نیز به اردوگاه سایر قاتلین پیوسته و دست به کشتار و قتل غیرنظامیان می زنند.

ژان دانی یل  بعنوان  نتیجه گیری می نویسد در رمان معروف "طاعون" بنوشته (آلبر کامو) ، قهرمان داستان دکتر "ریو" در جستجوی تقدسی بدون خداست. و اینک پزشکی را می بینیم که مرگ را به اسم خدا توصیه و تجویز می نماید.

در بخش سوم از این سرمقاله که به روابط فرانسه با کشورهای مغرب(الجزایر،تونس و مراکش) اختصاص دارد  نوول ابسرواتور  با اشاره به سفر اخیر سارکوزی به تونس و الجزایر از اینکه وی سفر به مراکش را به پائیز اینده موکول کرده ابراز تاسف کرده است.

ژان دانی یل  کشورهای مغرب را بیش از بیش به فرانسه نزدیک دانسته و دلیل این امر را نیز حضور فرزندان اتباع این کشورها در فرانسه و در میان فرانسویان می داند.

 نوول ابسرواتور می افزاید و بهمین دلیل بایستی سیاست جدیدی را که با روی کار آمدن سارکوزی شروع شده و لااقل پنج سال(یکدوره ریاست جمهوری)بطول خواهد انحامید بدقت مورد توجه قرار داد زیرا در خلال این پنج سال خیلی چیرها از جمله بهترین و یا بدترین وقایع می تواند در این کشورها رخ دهد.

نوشته این نشریه هریک از سه کشور الجزایر – تونس و مراکش علیرغم اشتراک در زبان،مذهب،موقعیت جغرافیایی و یا حتی تاریخی ، از ویژه گیهای مخصوص و ریشه داری برخوردار است. و تصور این موضوع که انها میتوانند بسرعت و بسادگی مشکلات خود را مشترک و یکسان نمایند اشتباه بزرگی است که نباید انجام داد.

اگر زمانی در بین انها همبستگی علیه "کفار" نقشی را ایفا کرده ولی از زمان استقلال همه چیز تغییر کرده است. از سوی دیگر و لااقل تا کنون  هنوز اسلامگرایی  نتوانسته است با فائق امدن بر ناسیونالیسم نقش متحدالشکل نمودن توام با هرج و مرج را ایفا نماید .

 ژان دانی یل در پایان با اشاره به بحث و جدالی که اینروزها در فرانسه  بر سر "منحرف" نمودن برخی از مقامات اپوزیسیون توسط رئیس جمهور، مطرح است، می نویسد در رابطه با مسائل مربوط به مغرب، فرانسه  نیاز به یک سیاست اجماع دارد. سه کشور مغرب از اختلافات مربوط به خود نیز به تنگ آمده و دیگر نیازی نیست که ما اختلافات خود را به ان بیافزائیم.

 یادآور می شود اقدام سارکوزی رئیس جمهور دست راستی فرانسه در اعطای برخی از مسئولیتها  از جمله پست وزارت خارجه به چند تن از مقامات حزب سوسیالیست  بحث و جدالهای فراوانی را  در این کشوربرانگیخته است. مسئولین حزب سوسیالیست این اقدام را تلاش سارکوزی برای "منحرف" نمودن مقامات سوسیالیست و نه همکاری با اپوزیسیون می دانند.

+ نوشته شده در  2007/11/3ساعت 16:44  توسط محمدصالح مفتاح  | 

يك متخصص مسايل حقوقي با بيان اقسام مختلف اخلاق اعم از اخلاق برترين،‌ اخلاق اجتماعي و اخلاق دولتي به تشريح رابطه حقوق و اخلاق پرداخت.

دكتر ناصر كاتوزيان، حقوقدان و مدرس دانشگاه در نشستي كه از سوي انجمن ايراني اخلاق در علوم و فناوري در مركز پژوهشي توسعه مديريت برگزار شد، با اشاره به رابطه حقوق و اخلاق تصريح كرد: رابطه حقوق و اخلاق در طول تاريخ دچار تحولاتي بوده است، چنان‌كه ابتدا بين اخلاق و حقوق هيچ تفاوتي قائل نبودند اما بعدها در اين مفهوم تجديدنظر شد و بيشتر علماي آزادي خواه به اين فكر افتادند كه قلمروي دولت محدود به اعمال بيروني مردم بوده لذا اين دو مقوله داراي مرزهايي مشخص شد.

وي افزود: پس از اين دوره دريافته‌اند كه آزادي كامل خود قيدي براي آزادي خواهد بود و زمينه‌هاي استثمار را فراهم مي‌آورد. به علاوه اين كه جنگ‌هاي جهاني اين نكته را ثابت كرد كه هر چه بر منافع دموكراسي‌خواهي تاكيد كنيم باز نمي‌توانيم ظلم را از بين ببريم، لذا به اين نتيجه رسيدند كه بايد اصولي وجود داشته باشد كه براي دموكراسي نيز ايجاد محدوديت كنند.

اين حقوقدان با بيان اين كه قواعد حقوقي نتيجه همين نهضت است، خاطرنشان كرد: ‌يكي از مهم‌ترين اين امر آن بود كه علما به اين نتيجه رسيدند كه اگر اخلاق را از كنار حقوق بردارند در واقع زيبايي و لطافت را برداشته‌اند و فقط از زور اطاعت شده است، لذا نهايتا منجر به قائل شدن به قابليت سوءاستفاده از حق خواهند شد.

وي در همين زمينه ادامه داد: اصلي بسيار مترقي در قانون اساسي وجود دارد، مبني بر اين كه هيچ كس حق ندارد حق خود را وسيله‌اي براي اضرار به غير يا لطمه زدن به منافع ديگران قرار دهد. متاسفانه از اين اصل استفاده چنداني نشده و در رويه‌هاي قضايي مد نظر قرار نگرفته است.

دكتر كاتوزيان در بيان آثار نزديك شدن اخلاق و حقوق گفت: يكي از مهم‌ترين آثار آن، ايجاد قواعد حقوقي است؛ دولت به عقيده من در برابر نيروهاي اجتماعي، مضطر است و قانون نتيجه غلبه نيرويي بر نيروهاي ديگر است، لذا دولتي كه مي‌خواهد قوانين‌اش را به خوبي اجرا كند ناچار است قواعد اخلاقي را رعايت كند و اگر رعايت نكند قواعد حقوقي نيز رعايت نخواهند شد.

وي اضافه كرد: تعديل حقوق يكي از ديگر آثار نزديكي اخلاق به حقوق است، در كنار قواعد حقوقي الزام‌آور دولت، حتي در حقوق‌هاي مذهبي قواعدي اخلاقي نيز وجود دارد كه اين قواعد حقوقي را تعديل مي‌كند؛ به طور مثال در نگاهي به آيه مربوط به قصاص در قرآن كريم مشاهده مي‌كنيد كه پس از قائل شدن اين حق براي اولياي دم يك مقتول، بحث گذشت از قصاص مطرح شده و خداوند گذشت را امري بهتر و برتر معرفي كرده است.

اين حقوقدان با بيان اين كه اگر اخلاق را از حقوق بگيريم كار حقوق لنگ مي‌شود، اظهار داشت: اخلاق در عرف حقوقي نيز دخالت دارد؛ نيروهاي اخلاقي مانع از تبديل عرف بد به قاعده حقوقي در جامعه مي‌شود و در نتيجه عرفي كه در رويه قضايي مد نظر قرار مي‌گيرد عرفي است كه اخلاق در آن نفوذ كرده باشد.

دكتر كاتوزيان در پاسخ به اين سوال كه چه ضرورتي به رعايت قواعد اخلاقي وجود دارد؟ گفت: راسل مي‌گويد مشكل انسان‌ها اين است كه طبيعت اجتماعي جزو طبيعت ذاتي و مطلق‌شان نيست، بلكه انسان هم وجود انزوا طلب و خودخواهانه دارد و هم محتاج به جامعه است.

وي در پايان اظهار داشت: بين احساسات ما و كنترل آن تضادي وجود دارد كه براي رفع آن، نياز به رعايت قواعد اخلاقي داريم. ميل به تعالي نيز يكي از احساسات ماست و لازمه رسيدن به آن رعايت قواعد اخلاقي است.

+ نوشته شده در  2007/10/30ساعت 8:59  توسط محمدصالح مفتاح  | 


زندان گوآنتانامو، جایی که حقوق بشر آمریکایی را می‌توان دید.

حقوق بشر هم اخلاق است هم فلسفه، هم روش است و هم منش. حقوق بشر مفهومي است همگاني. نمي‌توان حكومت را مكلف به رعايت آن پنداشت اما شهروندان حقوق و حريم يكديگر و حتي حقوق حاكمان را نقض كنند و در عين حال انتظار داشت حقوق بشر مراعات گردد. با اين وجود حكومت به موجب در اختيار داشتن ابزار و قواي قهريه بزرگترين ضامن و پاسدار حقوق شهروندي است. اگر حكومت خود ناقض آن باشد نمي‌تواند انتظار رعايت حقوق خويش را داشته باشد. گام نخست را همواره بايد حكومت بردارد و هر اصلاحي را از خويشتن آغاز كند. گزارش منتشر شده درباره موارد نقض حقوق شهروندي از سوي قوه قضائيه را مي‌توان گامي ارجمند در اين راستا ارزيابي كرد. در اين وجيزه تاملاتي چند نيز درخور بيان است.

1- طي سال‌هاي گذشته موارد چندي از نقض حقوق بشر از سوي مطبوعات گفته شد اما بعضاً به مكافات توقيف گرفتار آمدند. از سوي نمايندگان مجلس ذكر شد اما آواي نفوذهاي دشمن قلمداد گرديد. از سوي هيات پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي گزارش گرديد اما پاسخ‌هايي گزنده دريافت كرد و اكنون بيش از آنها را هيات ويژه بازرسي و نظارت بر حفظ حقوق شهروندي قوه قضائيه انتشار مي‌دهد و رئيس محترم دادگستري بازگو مي‌كند كه پيشتر در مقام مدعي‌العموم شاكي آناني بود كه مشابه همين سخنان را مي‌گفتند.
انتشار گزارش هيات ويژه را البته مي‌توان تحولي مثبت در دستگاه قضايي به شمار آورد اما هرگاه اين رويكرد بر پايه درستي استوار گردد اميدبخش‌ تر خواهد بود. به عبارت ديگر بايد نخست اين اصل مفروض گرفته شده مطرود گردد كه نقدها و شكوه‌ها را مادامي‌كه ديگران بر زبان جاري كنند ناخوشايند و آلوده به اغراض و نارواست و همان سخن اگر از كلام و دهان ما جاري شود رواست. سخن حق را از هر كس بايد شنيد چنانكه اميرالمومنين مي‌گويد سخن حق را بشنويد ولو آنكه از زبان مشركان يا منافقان باشد. گفتار حق چه در حديث ديگران و چه حديث نفس باشد حق است و محترم از اين‌رو در آموزه‌هاي مذهبي مي‌خوانيم: «سخن حق را بگوييد هر چند تلخ و ناگوار باشد» يا «به زيان شما باشد» و از سوي ديگر مي‌خوانيم كه «رحمت خدا بر آن كس مرا كه مرا به عيوب خويش رهنمون گردد».

2- از اين‌رو اكنون مي‌توان گفت موارد نقض حقوق شهروندي بسيار بيشتر و فراتر از آن است كه در گزارش هيات ويژه مذكور افتاده است. اگر عزم و اراده رفع اين ناهنجاري‌ها باشد كه هست بايد بپذيرند كه رسانه‌ها و انجمن‌ها و نهادهاي مدني در نقش زبان مردم و چشم مسئولان عمل كنند. هر جا لازم بود زبان مردم گردند و فرياد كشند و هر جا لازم بود آنچه را از چشم متوليان پنهان است بنگرند و بازگو كنند. براي ايفاي اين نقش ميانجي و حائل آنان بايد مصونيت و احساس امنيت داشته باشند و گزارشات مستند خويش را آزادانه انتشار دهند.

3- در گزارش هيات ويژه نكات مهم بسياري وجود دارد. در اين گزارش وجود ضرب و شتم و شكنجه پذيرفته شده و آن را شديداً تقبيح كرده و خواستار رسيدگي به آن گرديده‌اند. اما پرسش اين است كه آيا نفس شكنجه مردود است يا مصداق آن.؟ اگر نفس شكنجه چنانكه قانون اساسي جمهوري اسلامي بر آن است مردود باشد حتي نسبت به خشونت‌ورزان و تروريست‌ها نيز مجاز نيست چنانكه جهانيان از جمله ايرانيان، شكنجه زندانيان تروريست القاعده در گوانتانامو را محكوم كردند. نگارنده در ايام حبس شاهد نمونه‌هايي بود كه اين رفتارها با متهمان سياسي منسوب به گروه‌هاي خشونت‌طلب تجويز مي‌شد. اگر نفس شكنجه مردود ‌باشد آنچه بر سر قادري در مهاباد آمد (او داراي هر اتهامي كه باشد) جرم است. اگر شكنجه را بسته به مصاديق خاصي روا يا ناروا بدانيم آنگاه تعيين مصداق آن بسته به هر كس متغير خواهد بود و هر مصداقي در معرض آن خواهد افتاد زيرا اصل شكنجه تجويز شده است.
هنجار شدن هر نوع نقض حقوق شهروندي مي‌تواند هر مصداقي به خود بگيرد.

4- در گزارش آمده است كه هيات تحقيق نيز از تهديد مصون نبود و توصيه شده است كه بايد شجاعانه به كار خويش بپردازد. اگر موازنه اخافه و شجاعت به زيان هيات تحقيق و رسيدگي دگرگون شود، اميدي به پيشگيري از اين ناهنجاري‌ها و نقض حقوق شهروندان نيست. براي غلبه شجاعت بر تهديد و اخافه بايد رسانه‌ها و نهادهاي مدني را به ياري طلبيد و نظارت آنها را برتافت. هنگامي كه به نوشته گزارش «مسئولان بازداشتگاه سپاه خود را وراي قانون مي‌دانند» و هيات بازرسي قوه قضائيه را نيز به رسميت نمي‌شناسند و هنگامي كه در گزارش گفته مي‌شود «سياست نيروي انتظامي مقابله با قوه قضائيه است» در حالي كه نيروي انتظامي ضابط اين قوه است، آن‌گاه مي‌توان پرسيد كه اينان در برابر متهمان بي‌پناه و پشتوانه چگونه رفتار مي‌كنند؟ آيا آنچه كه پيشتر زندانيان ملي – مذهبي و ديگران از بازداشتگاه‌هاي ياد شده مي‌گفتند، تصديق نمي‌شود؟

5- در گزارش از «كثرت خودكشي زنان و كوشش زندان در كتمان آن» سخن گفته كه ناشي از قصور يا تقصير آنان است و نيز از «احتمال تعرض به زنان و دختران بازداشت شده يا زنداني» سخن رفته است. از همين نقطه مي‌توان به وجود گستره ناامني اخلاقي در سطح جامعه و پشت جامعه پي برد.

6- با توجه به نكات پيش‌گفته لازمه رعايت حقوق شهروندي اين است كه زندانيان فارغ از مصداق و اعم از سياسي و عادي از نظر حقوق انساني به يك چشم نگريسته شوند و نسبت به آنان كه طرف حكومت هستند محروميت و تبعيض تحميل نگردد. همچنين مردان اصلاح‌طلب قوه قضائيه در برابر فشارها و تهديدها منفعل نگردند و با عزمي راسخ به راه خويش ادامه دهند.

7- اما نكته مهم ديگر اين است كه نقض حقوق شهروندان در دو سپهر متفاوت رخ مي‌دهد. نقض سيستماتيك و غيرسيستماتيك. نقض سيستماتيك حقوق توسط نهادها و قواي حكومتي صورت مي‌گيرد كه بايد بر آن نظارت موثر صورت گيرد ولي آنچه در گزارش هيات مندرج است از نوع نقض غيرسيستماتيك حقوق شهروندان است. گرچه گاهي شيوه نادرست مواجهه با اين دسته نيز تبعات و زيان‌هاي نقض سيستماتيك حقوق شهروندي را به دنبال مي‌آورد. براي مثال آنچه بر سر قادري در مهاباد آمد يك تصميم از سوي سيستم نبود و با عذرخواهي از مردم و تنبيه عاملانش هزينه آن از عهده سيستم برداشته مي‌شد اما چنان رفتار شد كه گويي اين رويكرد رسمي تماميت سيستم است و نارضايتي‌ها را در برابر خود قرار داد. بازداشت مفسر قرآن آقاي مصطفي حسيني‌طباطبايي و جمعي از همراهان وي در كرج كه ساليان درازي است نماز جمعه جداگانه‌اي به صورت سيار و با جمعي محدود در خانه اقامه مي‌كنند نمونه ديگري از آن است.اعدام دو نوجوان در مشهد كه بازتاب گسترده منفي در سطح بين‌المللي داشت و به‌رغم سياست رسمي قوه قضائيه مبني بر منع اعدام نوجوانان زير 18 سال بود را نيز مي‌توان بر آن افزود. و از اين قبيل هر روز در گوشه‌وكنار كشور رخ مي‌دهند و نظام مي‌تواند رسماً آن را نفي كند همان‌گونه كه در گزارش هيات بررسي نقض حقوق شهروندي عمل كرده است. اين قبيل گزارشات مي‌تواند درآمدي بر تصحيح شيوه برخورد با نقض غيرسيستماتيك حقوق مردم باشد. در همه سيستم‌هاي دنيا اين وقايع رخ مي‌دهند. شكنجه‌هاي وحشتناك زندانيان عراقي يا زندانيان گوانتانامو و چند جنجال در چند سال اخير در آمريكا كه شهرونداني در اثر ضرب‌وشتم بي‌رحمانه پليس به قتل رسيدند نشان مي‌دهد كه اجزاي قدرت نيز ميل به سركوبگري دارند و در دموكراتيك‌ترين نظام‌ها نيز نقض حقوق شهروندان به صورت غيرسيستماتيك معمول است. اما مهم چگونگي مواجهه با آن است و اينكه نظام مديريتي و سياسي كشور رسماً از آن تبري بجويد و عدالت رااجرا كند.
پس از آن بايد امكان بازرسي و نقد و گزارش درخصوص نقض سيستماتيك حقوق شهروندان كه در پرده مصونيت‌هاي قضايي و سياسي قرار مي‌گيرد فراهم آيد.

۸ – واپسين كلام اينكه نحوه مواجهه روشنفكران و ارباب سياست و مطبوعات با اقدامات ميموني مانند انتشار گزارش مورد بحث واجد اهميت بسيار است. دو شيوه اقبال گري و اقرار گيري را مي‌توان داراي نتايجي متفاوت دانست. مچ‌گيري كردن و اقرارگيري و حكم به تخريب و انهدام دادن به استناد اقرار العقلا علي ‌انفسهم جايز سبب مي‌شود كه آنان را از «انتقاد از خويش» پشيمان كنيم. يكي از دلايل شوره‌زاري و ناشكوفايي فرهنگ انتقاد از خويش همين سنت ناميمون است كه اين انتقاد را اقرار خصم و رقيب پنداشته و سند و مستندي بر گناهان آن بيفزاييم اما اقبال يعني برخورد تعالي‌بخش و هدايتي و ترغيب به تداوم انتقاد از خويش و ترميم به جاي تخريب. فقدان اراده اصلاح و بينش درست در نقد و نظارت از سوي نهادها و دستگاه‌هاي اجرايي و قضايي مي‌تواند موجب انفعال در برابر فشارها و تهديدات زيان‌ديدگان از يك‌سو و منتقدان پرخاشگر و مچ‌گيران از سوي ديگر و سرانجام بازگشت به مواضع متحجرانه گردد. تحجري كه هم خودويرانگر است و هم بسترساز خصم.

+ نوشته شده در  2007/10/26ساعت 21:43  توسط محمدصالح مفتاح  | 

دیشب تا پاسی از شب بیدار موندم تا فیلم زندگی دیگران اثر فلورین هنکل فون دونرس مارک رو ببینم. این فیلم را چندی پیش دوستی آن را به عنوان پیشنهاد مطرح کرده بود. این فیلم بسیار تأثیرگذار و احساسی ساخته شده است و با نیرویی عجیب شما را با خود همراه می‌کند.

این فیلم که در فضای حاکمیت سوسیالیستی رخ می‌دهد، تصویری بسیار سرد و خشک از زندگی مردم آلمان را به تصویر می‌کشد. این فیلم در نشان دادن ابزارهای حکومت توتالیتر بسیار دقیق عمل کرده است و نشان می‌دهد که در یک حکومت غیرانسانی مناسبات سیاسی، بر اساس روابط پنهانی و ارزش‌های ایدئولوژیک شخصی تعیین می‌شود.

این فیلم، اولین فیلم بلند فلورین هنکل فون دونرسمارک و برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان سال ۲۰۰۶ است. فیلم با بودجه کمی حدود ۲ میلیون دلار در آلمان ساخته شده و حدود ۱۰۰ میلیون دلار فروش داشته است. این فیلم بیش از ۳۰ جایزه از جمله جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان سال ۲۰۰۶ را به دست آورده و با استقبال منتقدان و مخاطبان روبرو شده است.

اولریش موئه بازیگر نقش گئرد ویسلر، بازجوی ارشد پلیس امنیتی، در تاریخ ۲۷ جولای ۲۰۰۷ بر اثر سرطان معده در گذشت. زندگی شخصی او شباهت‌های زیادی با زندگی اشخاص در فیلم دارد. در زمانی که او ستاره تئاتر آلمان شرقی بوده از سوی اشتازی (پلیس امنیتی آلمان شرقی) زیر نظر بود. موئه بعدها متوجه می شود همسر سابقش"جِـِنی گروئل من" هنرپیشه آلمانی، به عنوان مخبر برای پلیس امنیتی کار می کرده است.

خلاصه فیلم:
گئرد وایسلر، بازجوی ارشد "اشتازی"، پلیس امنیتی جمهوری دمکراتیک آلمان، ماموریت می یابد تا زندگی گئورگ دریمن، کارگردان مشهور تئاتر را زیر نظر بگیرد، درحین گوش فرا دادن به مکالمات خصوصی وی و دیگران وی رفته رفته از دنیای زندگی روزمره خود فاصله می گیرد و به دنیای روشنفکران نزدیک می شود و سعی می کند تا وی را از گرفتاری نجات دهد.

هنگامی که گئورگ دریمن شرح حالی در باره یک نمایشنامه نویس متوفی که سالها از کار منع شده بود، می نویسد و این نوشته در آلمان غربی به چاپ می رسد، اشتازی، کریستا ماریا سیلند، شریک زندگی گئورگ را بازداشت می کند تا با تحت فشار قرار دادنش وی را وادار به اعتراف کند که گئورگ این شرح حال را نوشته است. هنگامی که پلیس به خانه گئورک یورش می برد، ماریا از خانه فرار می کند و در اثر تصادفی کشته می شود.

چند سال بعد گئورگ اسنادی از مراقبت و شنود منزلش را در بایگانی اسناد اشتازی می یابد که همه آنها به نحوی تنظیم شده اند که مانع از گرفتاری وی شوند. گئرد که به شغل نامه رسانی اشتغال دارد پشت ویترین کتابفروشی بزرگ کارل مارکس نام کتابی را از گئورگ می بیند که برای او آشناست: "سونات برای انسان های شریف"، کتاب را می خرد و در تقدیم نامه آن نام اختصاری خود را می یابد، وقتی فروشنده از او سوال می کند که آن را کادو کند یا خیر، پاسخ می دهد: "نه این برای خودم است".

کارگردان و فیلمنامه نویس: فلورین هنکل فون دونرس مارک، مدیر فیلمبرداری: هگن بودانسکی، موسیقی متن: گابریل یارد و استفانه مونکا، تدوین: پاتریشیا رومل، بازیگران: اورلیش موئه (گئرد)، سباستین کوخ (گئورگ)، مارتینا گدک (ماریا)، اورلیش تاکور(رئیس پلیس امنیتی)، 137 دقیقه، آلمان 2006

برای مطالعه‌ی بیشتر:
سایت رسمی فبلم

+ نوشته شده در  2007/10/26ساعت 20:47  توسط محمدصالح مفتاح  | 

مقدمه :
قبل از آنکه به روشهای حقوقی تضمینی حقوق زندانیان پرداخته شود ، ضرورتاً به بیان اجمالی از واژه زندان وزندانی و چرائی پیدایش و ضرورت آن می پردازیم .

از دیرباز و از زمانی که جامعه از ترکیب واحدهای خانواده شکل گرفته و بوجود آمده ، نظامات یا مقرراتی بمنظور حفظ یا صیانت افراد ایجاد که این نظامات و مقررات با دگرگونی و رشد و توسعه جوامع اشکال گوناگونی به خود گرفته و تکامل یافته است . هر زمان که نظامات موجود در جامعه ای خواسته یا ناخواسته توسط فرد یا افرادی مورد تعرض واقع شده ، خود جامعه در مقام دفاع از حیثیت عمومی و حریم جامعه همچنین دفاع از فرد زیان دیده با تکیه بر موازین و مقرراتی که خود بعنوان ضامن اجرائی وضع کرده به مجازات و جبران خسارت وارده برآمده است پس از آنکه جبر حاکم برنظام جوامع مجازات را از حالت فردی خارج نموده ، تعیین و اجرای مجازات و کیفر مناسب را بعهده مسئولینی که خود برای انجام این مهم برگزیده اند محول نموده است .

با پیشرفت جوامع و گسترش انواع جرایم تحول زیادی نیز در جهت اجرای مجازات ایجاد ، و با بررسیهای فراوان که ناشی از پیشرفت علوم و تکنولوژی بوده ، نحوه مجازات نیز دستخوش تغییرات زیادی شده بطوریکه در عصر کنونی بنحو دیگری با پدیده جرم و مجرم و نحوه مجازات آنها برخورد میشود .

حفظ نظم و امنیت ، مبارزه با بزهکاری و پیشگیری از وقوع جرائم که در رأس برنامه های اجرائی هیئت حاکمه است دو موضوع مهم و کلی را مطرح می کند . یکی حفظ اصول کلاسیک سیستم کیفری یا بعبارت دیگر تدوین قوانین جزائی و مجازات مجرمین برای ایجاد رعب و ترس در دیگران و متنبه نمودن بزهکاران و دیگری اجرای برنامه های خاص اجتماعی برای از بین بردن عوامل جرم زا بمنظور پیشگیری از بزهکاری است . افکار عمومی همواره خواهان اتخاذ سیاست کیفری جدی برای پیشگیری از وقوع جرائم و حفظ امنیت و آرامش در اجتماع است . متخصصین جرم شناسی معتقدند که تدوین قوانین کیفری و نحوه اجرای مجازاتها باید بمنظور اصلاح و تربیت و یا درمان بزهکاران باشد و تجربه نشان داده که شدت مجازاتها بدون توجه به نحوه اجرای آنها تأثیری در تقلیل جرائم نداشته است و روز به روز برتعداد بزهکاران در دنیا افزوده میشود . طرز فعالیت پلیس و دادگاهها و وضع روانی افراد یک جامعه در ازدیاد یا تقلیل بزهکاری تأثیر بسزائی دارد. یکی از انواع مجازاتها که همواره و در کلیه جوامع وجود داشته مجازات حبس یا زندان است . از همان زمانی که مجرمین را در سیاه چالها و در شرایط غیرانسانی نگهداری می کرده اند تا عصر حاضر که در برخی از کشورها زندانهای مدرنی را برای این افراد ایجاد کرده اند همواره زندان بعنوان نوعی مجازات وجود داشته و شاید هم تا آن زمان که انسانی وجود داشته باشد باقی خواهد ماند.

زندانی که خود برای حفظ نظم و مقررات با دست خود ایجاد کرده ایم و بعنوان یک پدیده اجتماعی آن را پذیرفته ایم باید تحت مقررات معین و با نظام مشخصی اداره بشود تا بتواند به حال جامعه موثر باشد .
تعریف حقوقی = زندان در تعریف کلی حقوقی جای نگهداری بزهکاران است . فرد خاطی یا بزهکار پس از دستگیری و بازداشت الزاماً باید درمحلی خاص و جدای از افرادعادی نگاهداری شود که این محل زندان نام دارد .

مجازاتهایی که توسط متصدیان مربوطه و دستگاه قضا برای افراد خاطی تعیین می شود بر دو نوعند :
1- سالب آزادی
2- محدود کننده آزادی

مجازات زندان از نوع اول و سالب آزادی است . در ابتدای امر فرد خاطی یا بزهکار عنوان متهم را دارد و پس از بررسی و محاکمه و صدور حکم نهایی درصورتیکه باید بعنوان مجازات برای زمانی معین و یا ابد در محل مخصوصی نگهداری شود عنوان زندانی مجرم را به خود می گیرد و با توجه به جرم یا تخلف ارتکابی در گروه و رده مخصوص جای می گیرد . اینجاست که بحث جداسازی مجرمین سیاسی و مجرمین عادی پیش می آید زیرا در بدو امر و زمانی که هنوز عنوان متهم را دارند ، دارای حقوق مساوی هستند و در تمام مراحل تحقیق و بازجوئی و تفهیم اتهام ، استفاده از خدمات و کمکهای وکیل ، از شرایط مساوی تعیین شده در قانون برخوردار هستند و پس از صدور رأی هریک جایگاه خود را برای طی دوران مجازات پیدا می کنند . شک نیست که تفاوت انگیزه ارتکاب جرم در مجرمین عادی و سیاسی تفاوت در نحوه اجرای مجازات درباره آنها را ایجاب می نماید مجرمین عادی با انگیزه های شخصی دست به عمل مجرمانه می زنند و حال آنکه انگیزه مجرمین سیاسی با تشخیص خود آنها خدمت به عامه و عموم جامعه است و جامعه نیز با دید دیگری به آنها نگاه می کند و بهمین دلیل است که محاکمه و دادرسی این گروه باید دارای شرایط خاصی نیز باشد . درزمان اجرای مجازات و طی دورانی خاص در زندان رفتاری که با یک مجرم عادی می شود و هدف نهایی آن بازپروری زندانی است با مجرم سیاسی نباید بشود و شاید هم نیازی به آن نباشد.

شک نیست که گذراندن ایامی از عمر در محیطی بنام زندان مطلوب هیچکس نیست خصوصاً اگر این فرد شخصی بوده که با تشخیص خود قصد خدمت به جامعه خود را داشته نه ایجاد خسارت و زیان رسانی به افراد.

کلیه منابع حقوقی جهان که در دنیای امروز پذیرفته شده و الهام بخش همه واضعین و قانونگذاران قرار گرفته هریک بنحوی به بیان حمایت از حیثیت جامعه و سپس حمایت از فرد متهم یا مجرم پرداخته اند ، که از آن جمله است :

الف- اعلامیه جهانی حقوق بشر:
علاوه بر میثاقهای بین المللی که حقوق زندانی و اسیر را مدنظر قرارداده و اکثر کشورها با پذیرش این میثاقها مکلف به اجرای آن شده اند اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان مهمترین سند بین المللی با تکیه بر حفظ و شناسایی ، حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان ضمن آنکه اعلام میدارد :
- هرکس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد، در بیان حمایت از افراد خاطی یا متهم و مجرم بیان می کند :
- احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرارداد که ظالمانه یا برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .
- هرکس حق دارد که شخصیت حقوقی او در همه جا بعنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته بشود .
- احدی نباید خودسرانه توقیف ، حبس یا تبعید شود .
- هرکس که به بزهکاری متهم شده باشد بیگناه محسوب خواهد شد تا وقتیکه در جریان یک دعوای عمومی که درآن کلیه تضمین های لازم برای دفاع او تأمین شده باشد تقصیر او قانوناً محرز گردد .

ب- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با پاسداری از حقوق مردم و بمنظور پیشگیری از انحرافات موضعی در درون امت اسلامی ، ایجاد سیستم قضائی بر پایه عدل اسلامی را پیش بینی و در رابطه با حقوق انسانها اعلام می دارد :
- اصل بر برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر آنکه جرم او در دادگاه ثابت گردد .
- هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند . در صورت بازداشت ، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود. و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد . متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود .
- هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به شهادت اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است ، متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود .
- هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر ، بازداشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است .
- در همه دادگاها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد .
- حکم به مجازت و اجراء آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد .
در سایه همین اصول و با درنظرگرفتن موازین مطروحه مقررات موضوعه در جهت تبیین وضع این افراد ونظام حاکم برآنها بوجود آمده است .

ج- قوانین موضوعه
قانون مجازت اسلامی و قانون سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور و قانون کانون اصلاح و تربیت با بیان جرم و مجازات متناسب با آنها و نحوه نگهداری دسته ای از مجرمین که مجازات آنها سالب آزادی و یا محدود کننده آن است پرداخته با تشریح مصادیق هرکدام راه کارهایی را ارائه داده است . در تعیین مجازات برای فرد خاطی اصولی مورد توجه قانونگذار بوده که واجد اهمیت زیاد است و این اصول مبنای قوانین جزائی ایران را تشکیل می دهد .
1- اصل قانونی بودن جرم و مجازات
- .هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برآن مجازات تعیین شده جرم محسوب می شود .
2- اصل سرزمینی بودن جرم و مجازت
- قوانین جزائی درباره کلیه کسانی که که در قلمرو حاکمیت زمینی یا دریایی و یا هوائی جمهوری اسلامی ایران مرتکب جرمی شوند اعمال می گردد .
سن مجرم در قوانین جزائی از جهت مسئولیت پذیری و اجرای مجازات اهمیت دارد زیرا طفلی که به سن بلوغ شرعی نرسیده از مسئولیت کیفری مبرا است .
نگهداری ، تهذیب و تربیت اطفال بزهکار به موجب حکم دادگاه اطفال بطور موقت یا مدت معین به کانون اصلاح و تربیت سپرده می شود . این اطفال در قبال تکالیفی که از جهت تبعیت از مقررات قانون دارند دارای حقوقی هستند که تحت نظارت مسئولین کانون و با بهره گیری ازخدمات پزشک و روان پزشک و روان شناس متخصص و مددکار و مربی و آموزگار تعلیمات لازمه را فراگرفته و تحت مراقبت قرار می گیرند .
جهت مجرم شناختن و اجرای مجازات باید :
- مجازات مناسب با جرم یا خسارت وارده باشد .
- اجرای مجازات باید بوسیله متولیان مربوطه باشد .
- درکنار اجرای مجازات کلیه حقوق انسانی متهم و یا زیان رسان نیز باید رعایت گردد.
- هیچ مکتب و یا نظامی در جهان یافت نمی شود که ضمن ایجاد محدودیتهای خاص قانونی برای متهم و مجرم قائل به پذیرش و قبول حقوق مسلم انسانی برای این افراد نباشد .
در هیچ مکتب و نظامی شکنجه و آزار مجرمین در زمان اسارت و زندانی بودن مجاز نبوده و همگان و در همه جوامع اعتقاد به عدم اعمال شکنجه نسبت به این افراد دارند . گرچه در عمل ممکن است چنین نباشد و به این ادعا عمل نکنند . شک نیست که از زمان بازداشت یا زندانی شدن این افراد همزمان با محروم شدن از برخی از آزادیها و در بند و اسارت گرفتار شدن ، باید از حقوق اولیه انسانی برخوردار باشند .

نگهداری متهمین
متهمین پس از دستگیری و بازداشت ابتدا درمحلی به نام بازداشتگاه نگهداری می شوند .
- بازداشتگاه محل نگهداری متهمینی است که با قرار کتبی مقامات صلاحیتدار قضائی تا اتخاذ تصمیم نهایی به آنجا معرفی می شوند.
پس از قطعی شدن حکم صادره دال برزندانی کردن متهم آنها به زندان متناسب با بزه انجام شده هدایت می شوند .
- زندان محلی است که در آن محکومین قطعی با معرفی مقامات ذی صلاح قضائی و قانونی برای مدت معینی یا طور دائم بمنظور اصلاح و تربیت و تحمل کیفر نگهداری می شوند .
از آنجا که در حال حاضر روحیه حاکم بر ایجاد محیطی به نام زندان ، اصلاح و تربیت فرد خاطی همزمان با تحمل کیفر از جانب اوست دیگر فقط به انتقامجوئی از او توجه نمی شود و حتی در مواردی با قبول عدم سلامت روحی و روانی مجرمین ، چون بیمار با آنها برخورد می شود به همین دلیل مراکز اقدامات تأمینی و تربیتی موسساتی که متهمین و محکومین قبل و بعد و یا ضمن اجرای مجازات یا مستقل از آن تا رفع حالتی که آنها را در آینده در مظان ارتکاب جرم قرار می دهد به حکم یا قرار کتبی مراجع قضائی نگهداری می شوند .

ایجاد امکانات و تسهیلات لازم فرهنگی و تربیتی و ارشاد زندانیان انجام تحقیقات و پژوهشهای علمی به منظور بهبود شیوه ها و خدمات زندان . انجام خدمات مشاوره ای و کمک و مساعدت به منظور حل مشکلات زندانیان و خانواده آنان جذب کمکهای مردمی ، موسسات خیریه ، سیاستگذاری و برنامه ریزی کلیه امور مربوط به اشتغال و حرفه آموزی زندانیان شناخت روشهای پیشگیری از وقوع جرایم و بررسی علل و انگیزه های ارتکاب آن همه و همه راههایی است که با مجوز قانونگذار بمنظور حمایت از زندانی پیش بینی و وضع گردیده که در همه آنها اصلاح و بازسازی مجرمین مدنظر بوده و این افراد بعنوان احدی از آحاد جامعه دارای حقوقی هستند که حتی با گذراندن دوران محکومیت باید از آن برخوردار باشند .

در خصوص نحوه نگهداری زندانیان ، مقرراتی جهت امور داخلی زندان مانند برنامه های روزانه ، تغذیه و بهداشت نحوه مراقبت از زندانی و تکالیف هر یک به عنوان زندانی و زندانیان را مشخص شده است . در مقابل انجام این تکالیف حقوقی چون برخورداری از بهداشت و رفاه نسبی و غذای مناسب ، آموزش و حرفه آموزی بمنظور اشتغال آتی ، نحوه ارتباط با خارج از زندان و خانواده زندانی ، مشاهده فیلمهای آموزنده اخلاقی ، استفاده از برنامه های آموزشی حرفه ای ، تفریحی ، و ورزشی که همه تحت عنوان اقدامات تأمینی مطرح شده تدابیری است که برای جلوگیری از تکرار جرم خصوصاً توسط مجرمین خطرناک اتخاذ می شود .

مجرمین خطرناک با تعریف قانونگذار کسانی هستند که مرتکب جنحه یا جنایاتی میشوند که مجازات آن حبس است . درباره همین افراد نیز قانونگذار با دید ارفاقی با وجود شرایطی مجازات را درباره آنها بلا اجرا می گذارد .

1 ـ در صورتیکه فاعل ، شخص ولگرد یا قواد بوده و از راه فحشا یا تکدی و یا نظایر آن امرار معاش می کرده و ارتکاب جرم ناشی از این طرز زندگی او بوده
2 ـ در صورتیکه فاعل استعداد جسمی و فکری برای کارکردن داشته باشد (با جلب نظر کارشناس )
3 ـ در صورتیکه فاعل سابقه محکومیت جزایی نداشته باشد و دو سوم محکومیت خود و یک سال درکارگاه نگهداری شود بعد می تواند حکم آزادی مشروط خود را بگیرد . اگر این مجرم بعد اصلاح نشد و رویه سابق خود را ادامه داد دادگاه حکم به اعاده او به کارگاه و یا اجرای مجازات را خواهد داد و اگر در مدت آزادی مشروط رفتار خوبی داشت آزادی او قطعی و مجازات ساقط می شود و اینها همه مشروط و موکول به آنست که امکان و زمینه اصلاح برای آنها فراهم گردد .

در خصوص کودکان ، کانون اصلاح و تربیت که مرکزی است برای نگهداری و تهذیب و تربیت اطفالی که مرتکب جرم می شوند و مجازات آنها حبس می باشد . هدف این کانون اصلاح و تهذیب اطفال بزهکار می باشد . و این اطفال در طی دوران مجازات از همۀ امکانات تربیتی، تحصیلی ، رفاهی و تفریحی در حد مناسب برخوردار خواهند شد . این کانون با حمایت قانون قادر خواهد بود اصلاح و بازپروری کودکان مجرم زا را برعهده بگیرد.

طبق مقررات مربوط به مراکز مراقبت بعد از خروج زندانیان ، در جهت اصلاح و تربیت زندانیان با هدف پیشگیری از وقوع جرم از طریق حمایت مادی و معنوی از زندانیان آزاد شده و فراهم نمودن زمینه مساعد جهت بازگشت آنان به یک زندگی سالم اجتماعی در مرکز هر استان و در صورت نیاز در شهرستانها ، اداره مراقبت بعد از خروج زندانی تشکیل می شود که این مراکز با اهداف ایجاد زمینه جهت کارآموزی ، اشتغال ، ازدواج ، ادامه تحصیل ، تأمین مسکن و اعطای تسهیلات وام بانکی برای زندانیان آزاد شده قادر خواهند بود خدمات ارزنده ای ارائه نمائید .

تشکیل و ایجاد مراکزی چون بنگاه تعاون و حرفه آموزی و صنایع زندانیان کشور
پیش بینی انجمنهای حمایت زندانیان ، طرق مختلف و قانونی خدمت به زندانی و خانواده آنها و ارائه خدمات مختلف حقوقی و اجتماعی به آنها می باشد .
انجمن حمایت زندانیان که طبق قانون مصوب سال 1360 اساسنامه آن به تصویب رسیده متشکل از مسئولان و معتمدان در مقر هر دادگاه عمومی ، دادگاه شهرستان و دادگاه بخش مستقل ( در صورت وجود زندان ) می باشد .

تردیدی نیست که وجود انجمنها و جمعیتهائی با نیات خیرخواهانه خدمت به زندانی و خانواده او و تسهیل شرایط امرار معاش و بازگشت به جامعه پس از طی دوران زندان حائز اهمیت بسزائی می باشد . خصوصاً که تشکیل این جمعیتها و از جمله جمعیت دفاع از حقوق زندانیان از زمینه مساعد قانونی برای فعالیت خود برخوردار باشد . تشکیل ، ایجاد و تأسیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان با اهداف عالی و نیات خیرخواهانه بانیان آن مبارک و حضور در این عرصه خدمت گذاری نویدبخش کمکهای ارزنده مؤسیسن و علاقمندان و دلسوزان به دستگاه قضا ، سازمان زندانها ، کانون اصلاح و تربیت و همه متولیان امور زندانیان به منظور نیل به هدف مقدس کمک به زندانی و خانواده آنان خواهد بود .

و وجود تضمین های مختلف از جمله تضمین حقوقی به شرحی که بعرض رسید و تطابق قسمتی از اهداف انجمن که انجام و اجرای فعالیتهای حقوقی می باشد با آنها امکان خدمت رسانی حقوقی به زندانی و خانواده آنها و نیل به اهداف والای انجمن را میسر می سازد .

گرچه همه ما بطریقی زندانی زندان نساخته و ناخواسته تنیم و چنین قفسی را سزای خود نیز نمیدانیم.
ولی به امید آن روز که واژه ای به نام زندان و زندانی در جهان نباشد نه زندانی داشته باشیم و نه کس را در بند ببینیم .

+ نوشته شده در  2007/10/24ساعت 21:54  توسط محمدصالح مفتاح  | 

کتاب قاموس عدالت محصول تلاش جمعی از دانشجویان است که با همکاری واحد خدمت به محرومین دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق علیه السلام زیر نظر برادر مجتبي جاويدي دانشجوي كارشناسي ارشد حقوق دانشگاه امام صادق (ع) تهيه و تنظيم شده، از سوي انتشارات وزارت ارشاد اسلامي منتشر شده است. از آن رو که با ایشان در تدوین کتاب همکاری کمی داشتم در این وبلاگ به معرفی این کتاب ارزشمند می پردازم.

براي اولين بار يك مجموعه دانشجويي، تمامي بيانات رهبر انقلاب در موضوع عدالت از سال 68تا84 را جمع آوري و منتشر كرد. بنا به اين گزارش،كتاب مذكور همچنين از سوي موسسه تنظيم و نشر آثار آيت الله العظمي خامنه اي مورد تاييد قرار گرفته است.

 اين كتاب در هشت فصل، كليات، عدالت طلبي در سيره بزرگان، عدالت ساده زيستي و تجمل، شاخص هاي بي عدالتي، آثار بي عدالتي، نتيجه و ثمره عدالت و آسيب شناسي عدالت و در 700 صفحه تنظيم شده است.

 جامع بودن و در دسترس بودن تمام منابع و ذكر تاريخ سخنراني هاي رهبر انقلاب از ديگر مزيت هاي كم نظيراين كتاب است. بخش عمده اي از اين كتاب به بيانات رهبر انقلاب درباره لزوم ساده زيستي و پرهيز از تجمل اختصاص دارد.

 گفته مي شود، تاليف اين كتاب 3 سال به طول انجاميده و يك سال نيز در موسسه تنظيم و نشر آثار آيت الله خامنه اي به طور كامل بررسي شده است. نكته جالب ديگر در گردآوري اين كتاب آنكه سخنراني هاي صريح رهبر انقلاب در سال هاي 70 و 71 كه تاكنون منتشر نشده نيز در اين دسته بندي مورد استفاده قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  2007/10/23ساعت 13:55  توسط محمدصالح مفتاح  | 

معاون اول قوه قضاييه خواستار تلاش مراجع حقوقي و قضايي مستقل و آزاد جهان جهت ايجاد دادگاهي بين‌ المللي براي محاكمه سردمداران جنگ افروز آمريكا شد.

حجت الاسلام و المسلمين سيد ابراهيم رييسي در حاشيه جلسه مسوولان عالي قضايي با اشاره به توفيقات روز افزون ديپلماسي كشور در عرصه بين المللي، وحدت كلمه و يكپارچگي مردم و دولتمردان را ضامن پيروزي در برابر تهديدات دانست و تصريح كرد: بن بست سياست‌هاي جنگ طلبانه آمريكا در عراق به وضوح بر همگان روشن است و در صورت ادامه روند برخوردهاي خلاف موازين بين المللي قطعا شاهد فشار بيشتر افكار عمومي دنيا و خصوصا مردم آمريكا بر سردمداران بي منطق اين كشور جهت تجديدنظر در رفتارهاي كنوني آنها خواهيم بود.

وي اظهارات اخير رييس جمهور آمريكا مبني بر آغاز جنگ جهاني سوم را تهديدي جدي براي صلح و امنيت بين المللي دانست و تصريح كرد: فعاليت‌هاي صلح آميز هسته‌يي ايران با نظارت‌هاي حقوقي و فني آژانس بين المللي انرژي اتمي صورت مي‌گيرد و چنين اظهاراتي حاكي از ناآگاهي و سردرگمي هيات حاكمه امريكا در مناسبات بين‌المللي و خصوصا موضوع فعاليت‌هاي صلح آميز هسته‌يي ايران است.

معاون اول قضاييه خواستار تلاش مراجع حقوقي و قضايي مستقل و آزاد جهان جهت ايجاد دادگاهي بين المللي براي محاكمه سردمداران جنگ افروز آمريكا شد و افزود: جنايات هيات حاكمه آمريكا در عراق و افغانستان و تهديدات روز افزون آنان در عرصه بين‌المللي جز انزواي سياسي هر چه بيشتر اين كشور نتيجه‌اي در برنخواهد داشت.

وي در پاسخ به سوالي در مورد اجلاس سران حاشيه درياي خزر، از برگزاري موفق اين اجلاس تقدير كرد و با اشاره بر ضرورت هوشمندي مسوولان ذيربط در بررسي دقيق توافقات حاصل شده، تقسيمات جديد درياي خزر را منطبق با حقوق مكتسبه كشور، قابل قبول دانست.

رييسي مشروعيت كنفرانس صلح پاييزي را به علت عدم حضور نمايندگان واقعي فلسطين مخدوش دانست و اظهار داشت: سابقه سياست 60 ساله دولت آمريكا در خاورميانه به عنوان باني اين كنفرانس به وضوح حاكي از تلاش در راستاي تحقق اهداف شوم اسرائيل جنايتكار و تضييع حقوق مردم مظلوم فلسطين است و حضور كشورهاي عربي در اين كنفرانس نتيجه‌اي جز تحميل عادي سازي روابط با اسراييل و تشديد بحران خاورميانه نخواهد داشت.
+ نوشته شده در  2007/10/23ساعت 13:30  توسط محمدصالح مفتاح  |