تبليغاتX
حکومت و معنویت

حکومت و معنویت

جُستارهایی در باب حقوق عمومی و حقوق ارتباطات

رسالت تشكيلات قضايي در كنار صيانت از جامعه و ايجاد و نظم در جامعه، حفظ و احترام به حقوق اصحاب دعوا است. رعايت حقوق شهروندي در مرحله دادرسي در يك نظام حقوقي عدالت‌مدار منوط به تشكيلات قضايي شايسته و كارآمد است. ساز و كارهاي دستگاه قضايي بايد به گونه‌اي باشد كه ضمن حفظ حاكميت قانون، متهم را در اثبات بيگناهي خويش ياري رساند. مسأله تضمين آزادي‌هاي فردي و اجتماعي، جلوگيري از استبداد قضات و احترام به شخصيت انساني مستلزم حاكميت قانون و رعايت آن است.

قانون مهمترين منبع حقوق و تكاليف شهروندان و تعيين جرايم و اجراي مجازاتها است، هيچكس را نمي‌توان مجرم شناخت مگر آنكه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. (اصل 36 قانون اساسي) هر گاه مقامات قضايي يا ديگر مأمورين ذي‌صلاح برخلاف قانون توقيف يا دستور بازداشت يا تعقيب جزايي يا قرار مجرميت كسي را صادر نمايند به انفصال دائم از سمت قضايي و محروميت از مشاغل دولتي به مدت پنج سال محكوم خواهند شد (ماده 575 قانون مجازات اسلامي)

* حق برخورداري از اصل قانوني بودن جرايم ومجازات‌ها
هيچكس را نمي‌توان تحت تعقيب قرار داد مگر اينكه قانونگذار عمل او را جرم شناخته و براي آن مجازات تعيين نموده باشد. بنابر اين تا وقتي كه قانوني عملي را جرم نشاخته و مجازاتي براي آن پيش‌بيني نكرده باشد، آن عمل جايز است. (اصل 34 قانون اساسي و ماده 2 قانون مجازات اسلامي)
پس كشف و تعقيب جرايم و اجراي تحقيقات و صدور قرارهاي تأمين و بازداشت موقت مي‌بايد مبتني بر رعايت قوانين و با حكم و دستور قضايي مشخص و شفاف صورت گيرد (بند يك ماده واحده قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي 1383)

* حق برخورداري از رسيدگي بي‌طرفانه
دادرسي عادلانه بازداشتن قضاتي بيطرف امكان‌پذير است. جانبداري قاضي به نفع يكي از اصحاب دعوا موجب تخديش دادرسي عادلانه است، حتي قاضي نمي‌تواند مطالبي را به نفع يا به ضرر يكي از اصحاب دعوا تعيين نمايد.
بنابر اين دادرسان و قضات تحقيق بايد در نهايت بي‌طرفي تحقيقات را انجام داده و در كشف اوضاع و احوالي كه به نفع يا ضرر متهم است بي‌طرفي كامل را رعايت نمايند (م 39 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب 1378)

* حق محاكمه در دادگاههاي تخصصي
دادرسي منصفانه مقتضي آنست كه قضات مجرب و متخصص به موضوع رسيدگي نمايند. به اين ترتيب هر حوزه قضايي كه داراي بيش از يك شعبه دادگاه عمومي باشد آن شعب به حقوقي و جزايي تقسيم مي‌شوند. دادگاههاي حقوقي صرفاً به امور حقوقي و دادگاههاي جزايي فقط به امور كيفري رسيدگي خواهند نمود. (ماده 4 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب)
با توجه به ويژگي‌هاي مربوط به شخصيت اطفال و تأثير نامطلوب رفتارهاي نسنجيده و تصميمات غير علمي در شخصيت و تربيت آنان، تفكيك آيين رسيدگي به اتهام آنان از مقررات عمومي دادرسي‌هاي جزايي، ضرورت دارد. (ماده 219 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب 1378 و تبصره 3 ماده 3 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب)

* حق محاكمه در حضور هيأت منصفه
حضور هيأت منصفه به عنوان نمايندگان افراد جامعه يكي از تضمينات حقوق متهم محسوب مي‌شود. هيأت منصفه بر روند رسيدگي دادگاه نظارت مي‌نمايد تا قضات از مسير عدالت و بيطرفي خارج نشوند.
به اين ترتيب رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي به صورت علني و با حضور هيأت منصفه در محاكم دادگستري صورت مي‌گيرد (اصل 168 قانون اساسي)

* حق محاكمه در حضور چند قاضي در جرايم مهم
امور كيفري با جان، مال، ناموس و عرض و عرض افراد سروكار دارد، تضمين حقوق متهم و پرهيز از اشتباهات قضايي و مصونيت قضات از هر گونه تهديد و يا تطميع در پرونده‌هاي مهم كيفري مستلزم رسيدگي چند قاضي است.
بنابر اين دادگاه كيفري استان براي رسيدگي به جرايمي كه مجازات قانوني آنها قصاص نفس يا اعدام يا رحم يا صلب يا حبس دائم باشد از پنج نفر (رييس و چهار مستشار يا دادرس علي‌البدل دادگاه تجديد نظر استان) و براي رسيدگي به جرائمي كه مجازات قانوني آنها قصاص عضو و جرائم مطبوعاتي و سياسي باشد از سه نفر (رييس و دو مستشار يا دادرس علي‌البدل تجديدنظر استان) تشكيل مي‌شود (تبصره 1 ماده 20 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب 1381)

* حق محاكمه در دادگاه علني
علني بودن محاكمه يك تضمين مهم براي حفظ حقوق متهم و به طور كلي يكي از راههاي اساسي تامين مصالح عمومي است (بند 1 ماده 14 ميثاق حقوق مدني و سياسي 1966)
علني بودن محاكمه هنگامي است كه شهروندان عادي امكان حضور در جلسات دادگاه را داشته باشند و بتوانند جريان رسيدگي و اظهارات اطراف دعوي را مشاهده و استماع نمايند و از نزديك بر فرايند اجراي عدالت نظارت كنند.
به اين ترتيب محاكمات در دستگاه قضايي علني انجام مي شود  و حضور افراد بلامانع است مگر آنكه به تشخيص دادگاه علني بودن آن منافي عفت عمومي يا نظم عمومي باشد يا در دعاوي خصوصي طرفين دعوا تقاضا كنند كه محامنه علني نباشد (اصل 165 قانون اساسي و ماده 188 قانون آيين دادرسي كيفري دادگاههاي عمومي  وانقلاب 1381)

* استقلال قضات، دادرسان
دادگاه مي بايست به دور از هر نوع محدوديت، توصيه، مداخله و فشار مستقيم يا غيرمستقيم، تصميمات خود را صرفاً بر واقعيات موجود در پرونده و مقررات قانوني حاكم بر آن واقعيات استوار مي سازد.
بنابراين قضات و دادرسان بايد از طرفي نسبت به قواي حاكم يا فشارهاي بين المللي يا مراودات سياسي از طرف ديگر نسبت به اطراف دعوا مستقل بوده و عدم وابستگي خود را حفظ نمايند.
لازمه استقلال قضات آنست كه وي را نتوان از مقامي كه شاغل آن است بدون محاكمه و ثبوت جرم يا تخلفي كه موجب انفصال است به طور موقت يا دائم منفصل كرد يا بدون رضاي او محل خدمت يا سمتش را تغييرداد. (اصل 164 قانون اساسي)

* حق برخورداري از قاعده منع مجازات مضاعف
هيچكس را نمي توان به دليل اتهامي كه سابقاً به شيوه اي قانوني مورد تعقيب و رسيدگي قرار گرفته و منجر به صدور حكم قطعي اعم از محكوميت و برائت شده، براي بار دوم مورد تعقيب، محاكمه و مجازات قرار دارد، حتي اگر محكوميت سابق وي مورد عفو قرار گرفته يا مشمول مرور زمان شده باشد يا به هر جهت از جهات قانوني غير قابل اجرا باشد. (بند 7 ماده 14 ميثاق حقوق مدني و سياسي 1966)
بنابراين اگر دادگاه در موردي رأي صادر نمود و اعتبار قضيه محكوم بها را پيدا نمايد، ديگر نمي‌توان در دادگاه رسيدگي مجدد نمود بلكه تعقيب امر جزايي موقوف مي گردد. (ماده 6 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب 1378)

* حق رسيدگي بدون تأخير ناروا
لازمه حفظ حقوق شهروندان در فرايند دادرسي سرعت در رسيدگي و عدم تأخير است. شخص متهم به ارتكاب جرم بايد بدون تأخير مورد محاكمه قرار گيرد (بند 3 ماده 14 ميثاق حقوق مدني و سياسي) به ويژه در مواردي كه متهم در بازداشت بسر مي‌برد و يا وثيقه گذاشته است، تعيين تكليف موضوع پرونده و رسيدگي بدون تأخير ناروا الزامي است.
به اين ترتيب تحقيقات مقدماتي بايد سريع انجام شود (ماده 61 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب 1378) و قاضي مكلف است بلافاصله پس از حضور متهم يا جلب متهم و در صورت عدم امكان حداكثر ظرف 24 ساعت مبادرت به تحقيق نمايد (ماده 127 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب 1378) و در اولين فرصت ظرف مدت يك هفته مبادرت به صدور رأي نمايد (ماده 212 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب 1378)

* حق برخورداري از تساوي ابزارهاي دفاعي
قانونگذار نيز به نوبه خود مي‌بايست به وضع قوانين به گونه‌اي مبادرت ورزد تا رعايت حقوق اصحاب دعوا جهت برگزاري يك دادرسي عادلانه فراهم گردد.
شخص متهم در اتهام انتسابي در برابر دادستان قرار مي‌گيرد، دادستان به جهت برخورداري از قواي عمومي از ابزارهاي مناسبي در جمع‌آوري دلايل و مدارك عليه متهم بهره مي‌برد است بنابر اين رعايت دادرسي عادلانه مستلزم آنست تا متهم به عنوان طرف ديگر دعوا از ابزارهاي دفاعي مناسبي براي اثبات بيگناهي خويش برخوردار گردد.

* حق مداخله مراجع و مقامات صالح
تمام مقامات و مراجع قضايي كه در موضوع پرونده كيفري ورود پيدا مي‌كنند بايد از نظر قواعد عمومي، صلاحيت داشته باشند و در صورت ورود و دخالت مرجع يا مقام غير صالح، حق اعتراض براي متهم شناخته شود. بنابر اين «حكم به مجازات و اجراء آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد» (اصل 34 قانون اساسي) حتي در موارد ضروري نيز دستگيري و بازداشت به حكم و ترتيبي باشد كه در قانون معين گرديده است و ظرف مهلت مقرر پرونده به مراجع صالح قضايي ارسال شود (بند 5 ماده واحد قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي 1383)

+ نوشته شده در  2008/1/19ساعت 6:56  توسط محمدصالح مفتاح  | 

رشد سریع دسترسی به اینترنت در جهان، قواعد و قوانین تازه‌ای را در برخورد با این رسانه‌ی نوظهور طلب کرده است. در کشور ما نیز در سال‌های بسیار کوتاهی دسترسی به اینترنت چندین برابر شد و تقریباً همه‌ی نقاط کشور امکان اتصال به اینترنت را دارند.

اینترنت نیز همچون ماهواره، از نظر نظارت بر فرستنده، تقریباً غیرقابل کنترل است و معمولاً هرگونه محدودیت باید بر گیرنده و دسترسی او تحمیل شود. درنوردیده شدن مرزها و زمان‌ها و حتی مرزهای میان رسانه‌ها امروزه در اینترنت به وضوح قابل مشاهده است.

یکی از مهمترین کارکردهای اینترنت نیز در کشورهای مختلف دسترسی به اطلاعات و اخبار است و فیلترینگ روش محدود سازی این دسترسی است که در کشورهای مختلفی از جمله چین و رژیم صهیونیستی در حال اجراست. در بسیاری از کشورها نیز این نظارت بسیار دور از انظار و در خفا صورت می‌پذیرد که برخی وجود آن را احساس نمی‌کنند و یا در برخی کشورها همچون آمریکا، مردم در همه‌ی ارتباطات خود دولت را ناظر بر اعمال خود حس می‌کنند. کشور ما در برابر این رسانه، روش محدودسازی و فیلترینگ را در پیش گرفته است، چرا که اینترنت آنچنان در دنیای امروز لازم است که انکار آن دیگر میسور ملل و دول جهان نیست.

با این تفاصیل، در زمینه‌ی حق آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات در اینترنت، قوانین و مقررات مشخص و کافی موجود نیست. ضمن آنکه به نظر نگارنده همین قوانین موجود نیز صالح بر استیلای بر فعالیت‌های اینرتنتی کاربران نمی‌باشد، چرا که مهمترین منبع نظارت دولت بر اینترنت آئین‌نامه‌ای است که خود تنظیم کرده است و خود را صاحب حق دانسته است. اما این آئین نامه در حدود صلاحیت دولت نیوده است و اصولاً جزء کارهایی است که ماهیت تقنینی دارد و از حدود صلاحیت قوه‌ی اجرائی خارج است.  اقدام دولت بر ارائه‌ی لایحه برای قرار گرفتن سایت‌ها ذیل عنوان نشریات الکترونیکی مشمول قانون مطبوعات، نشانی بر این مدعا ست.

هیئت دولت، به منظور انتظام امور و فعاليتهاي اطلاع‌رساني و توسعه خدمات دسترسي به اينترنت در كشور و با هدف ساماندهي (ثبت، حمايت و نظارت) فعاليت پايگاههاي اطلاع‌رساني اينترنتي ايراني در كشور آيين‌نامه ساماندهي فعاليت پايگاههاي اطلاع‌رساني (سايتهاي) اينترنتي ايراني را تصویب کرده است. همچنین این آئین نامه در ابتدا حقوق مردم در دسترسی به اطلاعات را یادآور می‌شود و خود را ملزم به آن بیان می‌دارد: «با مدنظر قراردادن:
الف ـ حق دسترسي آزاد و سالم مردم به اطلاعات و دانش
ب ـ حمايت از پايگاههاي اطلاع‌رساني قانوني
پ ـ رعايت حقوق اجتماعي و صيانت از ارزشهاي اسلامي، ملي، فرهنگي و اجتماعي كشور
ت ـ مسئوليت مدني و حقوقي و كيفري افراد در قبال فعاليتهاي خود حسب مورد»

ماده‌ی هفتم این آئین‌نامه موارد تخلف و حدود آزادی را بیان می‌دارد:
« ماده 7ـ انتشار و نگهداري هر نوع داده اعم از متن، صدا، عكس، تصوير، كارتون، پويا نمايي، فيگور، كاريكاتور، فيلم و غيره كه از جمله حاوي مضامين زير و موارد موضوع بندهاي  “ت و ث” ماده (1) اين آيين‌نامه باشد، در پايگاه اطلاع‌رساني ممنوع است:
الف ـ مطالب الحادي و نفي يا تضعيف اصول و يا ارزشهاي اسلامي و يا توهين به اسلام و مقدسات آن و اهانت به امام (ره) و يا رهبري.
ب ـ توهين به اديان آسماني و كتب مقدس و انبياء و معصومين و مقدسات.
پ ـ تحريك و تشويق به ارتكاب اعمال عليه امنيت، حيثيت و منافع جمهوري اسلامي ايران.
ت ـ تحريف مطالب امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري مدظله‌العالي، تحريف انقلاب اسلامي ملت ايران و توهين به ارزشهاي آن.
ث ـ هرگونه اقدام عليه قانون اساسي و يا تفرقه افكني و خدشه در وحدت و وفاق ملي و استقلال و تماميت ارضي و يا القاء بدبيني و نااميدي در مردم نسبت به مشروعيت و كارآمدي نظام. 
ج ـ توهين به اقوام و اقليتهاي مذهبي.
چ ـ افشاي اسرار و اسناد طبقه‌بندي شده از قبيل نظامي، امنيتي و سياسي دولتي و خصوصي.
ح ـ اشاعه منكرات و ترويج فحشا و مطالب مغاير با عفت و اخلاق عمومي.
خ ـ توهين به اشخاص حقيقي و حقوقي.
د ـ اطلاعات خصوصي و شخصي افراد بدون اخذ اجازه كتبي از آنان.
ذ ـ انجام فعاليتهاي اقتصادي غيرقانوني از قبيل پولشويي، تجارت هرمي و غيره.
ر ـ تبليغ يا آموزش پايگاههاي اطلاع‌رساني غيرمجاز.
ز ـ آموزش و ارائه هر نوع روش مقابله با مسدودسازي پايگاههاي اطلاع‌رساني غيرمجاز (فيلترينگ).
ژـ نشر اكاذيب و افترا.
س ـ برقراري هر نوع پيوند كه مبلغ و مروج پايگاههاي اطلاع‌رساني حاوي مضامين جزء‌هاي فوق الذكر باشد.
ش ـ هر نوع اقدام خلاف شرع يا قانوني ديگر يا مخالف ضوابط و مقررات.»
همچنین مطابق آئین‌نامه، سایت‌هایی که اقدام به ثبت‌نام در وزارت ارشاد نکنند مسدود خواهند شد.

+ نوشته شده در  2008/1/15ساعت 12:33  توسط محمدصالح مفتاح  | 

در خبرها آمده است که رهبر انقلاب٬ پیشنهاد نماینده ی ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان را قبول کرده و بیش از دوهزار نفر از زندانیان این استان را مورد عفو قرار دادند.

رئیس دادگستری این استان نیز بیان داشته است: «عده‌اي از مردم استان به خاطر فقر به قاچاق مواد مخدر روي آورده‌اند همانگونه كه مي‌دانيد پس از اشغال افغانستان، ‌توليد مواد مخدر سه برابر شده است و طبيعي است كه ايران نيز متأثر شود، با اين وضعيت خوب پيش آمده در استان مسئولان به اين نتيجه رسيدند كه زمان عفو فرا رسيده است اگر با قوه قهريه توانستيم تقريباً كمتر از ۵۰ نفر را كساني كه دستشان به خون آلوده بود به مجازات برسانيم يك روي سكه اقتدار است و روي ديگر اين سكه عفو و بخشش است كه لازم ديده شد خدمت مقام معظم رهبري ارائه شود و بانظرمثبتي كه ايشان داشتند با معافيت ۲۱۴۵ نفر موافقت كردند آيت‌الله شاهرودي هم كه هميشه دغدغه زندان و زنداني داشت بااين عفو موافقت داشت.»

آنچه در این خبر جلب توجه می کند٬ پیشنهاددهنده ی این عفو شخصی غیر از ریاست قوه ی قضائیه است. این در حالی است که مطابق اصل یکصد و دهم قانون اساسی از اختیارات رهبری «عفو يا تخفيف‏ مجازات‏ محكوميت‏ در حدود موازين‏ اسلامي‏ پس‏ از پيشنهاد رييس‏ قوه‏ قضاييه‏» می باشد که در این مورد مراعات نشده است. به نظر می رسد که این امر ناشی از تفسیری باشد که اختیارات رهبری را تنها به مندرجات قانون اساسی محدود نمی داند و آن را تنها بخشی از اختیارات رهبری برمی شمارد. رهبری نیز در این باره همین تفسیر را بر گزیده است. امام خمینی ره نیز همین عقیده را داشته اند: «اینکه در قانون اساسی است٬ این بخشی از شئون ولایت فقیه هست٬ نه همه ی شئون آن... مساله بالاتر از این است.»۱

--------------
۱. صحیفه نور - جلد ۶ - ص ۵۱۹

+ نوشته شده در  2008/1/13ساعت 20:31  توسط محمدصالح مفتاح  | 

شماره ی دوم نشریه دانشجویی صبا منتشر شد. این نشریه که به همت جمعی از دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام منتشر می شود در شماره ی اخیر خود به موضوع آرمانخواهی و واقع بینی در جنبش دانشجویی پرداخته است. همچنین مطلبی نیز در تحلیل تحرکات اخیر انجمن حجتیه در این شماره خواهید دید. گفتگو با دکتر سعید زیباکلام و صادق زیباکلام نیز از مطالب مهم این شماره است.

مطالب این شماره:

رد پای حجتیه در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

باریک‌تر از مو | حامد كرمی

شور آرمانگرایی نمی‌گذارد واقعیات را ببینند | دکتر صادق زیباکلام

تفاوت ميان آرمانخواهي مفرط و منطقي | دکتر سعید زیبا کلام

از هول حلیم | شبگرد

تیغ دو دم | شهاب‌الدین حکمت

+ نوشته شده در  2008/1/12ساعت 17:58  توسط محمدصالح مفتاح  | 

چکیده:
از مهمترين عوامل و زمينه‌هاي لازم براي رشد و تعالي انسان، آزادي است و جوان از آن رو که در سن رشد و شکل گيري شخصيت است، بيش از هر قشر ديگري به آزادي (در کنار عناصر ديگر لازم يعني تربيت و امنيت) نياز دارد. دولت نيز از آن رو که طبق قانون اساسي موظف است که زمينه‌هاي رشد و تعالي هرفرد را فراهم کند، بايد از اين نوع آزادي نيز دفاع و آن را تضمين کند.

دسترسي آزاد به اطلاعات، علاوه بر روشن بيني و دادن آگاهي، به افراد کمک مي‌کند تا از استبداد و انحراف حکومت جلوگيري کند و آنها را امر به معروف و نهي از منکر نيز نمايد. دولت موظف است تا اطلاعات عمومي را براي همگان و اطلاعات تخصصي را براي متخصصان سهل‌الوصول گرداند.

اين نوشتار در صدد است تا با نشان دادن جايگاه حق مردم (به خصوص جوانان) براي دسترسي به اطلاعات، محدوديت‌هاي اين دسترسي را نيز بيان کند و از آن جمله حريم خصوصي، امنيت عمومي و کتب و مطالب ضاله را به عنوان نمونه بررسي گرداند. اين بررسي در حدود قوانين مربوط به انتشارات و مطبوعات، رسانه‌هاي ديداري و شنيداري و رسانه‌هاي سايبر ديجيتالي خواهد بود.

کلمات کليدي: حق دسترسي آزاد به اطلاعات، آزادي انتشارات، حريم خصوصي، کتب ضاله، آزادي مطبوعات، ساماندهي سايت‌هاي اينترنتي، دسترسي به ماهواره

+ نوشته شده در  2008/1/5ساعت 16:8  توسط محمدصالح مفتاح  | 

این مقاله در همایش ملی-دانشجویی آسیب‌های زندان و راهکارهای کاهش آن به عنوان مقاله‌ی برگزیده انتخاب شد و در همایش زندان زدایی ارائه گردیده است. متن کامل مقاله در شماره‌ی اخیر فصلنامه‌ی حقوقی گواه به چاپ رسیده است.

حقوق شهروندی و زندان

محمدصالح مفتاح
دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و حقوق
دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
meftah@isu.ac.ir

چکیده:
مجازات حبس بارها و از ابعاد مختلف مورد انتقاد قرار گرفته است و صاحب‌نظران به دنبال ارائه‌ی راهکارهایی برای جایگزینی حبس بوده‌اند تا مجازاتی را اعمال کنند که علاوه بر عبرت‌آموزی واقعی، بتواند فرد بزهکار را اصلاح و او را برای بازگشت زندگی صحیح و سالم راهنمایی کند. از سوی دیگر حقوق شهروندی به عنوان پایه و اساس تضمین کرامت انسانی در برابر ما گشوده است. حقوقی که انسان را به دلیل فطرت و ذات با کرامتش، صاحب حق و نیز مختار و کمال‌جو فرض می‌کند. و از منظر حفظ این حقوق است که انتظار دارد جامعه‌ای پاک و سالم برای بشر به ارمغان آورد.

تعارضات میان این دو امر در این مقاله بررسی شده و موارد آن آمده است. نگارنده به دنبال این است تا نشان دهد که این تعارضات بنیادین، باعث خواهد شد تا ما به اهداف مذکور در هریک از این دو مورد نائل نشویم و نتوانیم مجرمین را اصلاح کنیم.

کلمات کلیدی: تعارضات حقوق شهروندی و زندان، حقوق شهروندی، مجازات زندان، حبس، آزادی و زندان، زندان و خانواده

+ نوشته شده در  2008/1/5ساعت 15:36  توسط محمدصالح مفتاح  | 

مصالح کشور از مواردی است که برای دسترسی به اطلاعات محدودیت ایجاد می‌کند. این اصطلاح را در اصل 175 قانون اساسی می‌توان دید. مصالح عمومی یعنی مصالح مربوط به گروه وسیعی از یک محل یا مملکت یا رسته مانند مصالح مربوط به یک شهر که شهرداری آن را حفظ می‌کند و مصالح مربوط به کشور و مصالح مربوط به دانشگاه و یا وقف عام یا صغار و غائبان.

تعبیر دیگری که در قانون آمده است، تعبیر «حقوق عمومی» است و مطبوعات و نشریات مخل به آن را محدود می‌کند.  این تعبیر بسیار بی‌ملاحظه و بدون توجه به معنای اصطلاحی به کار رفته است و متضمن معنایی غیر از معنای مصطلح است. چرا که حقوق عمومی به معنای شاخه‌ای از علم حقوق که دارای موضوع و روش علمی خاص خود است، به کار نرفته است.

شاید بتوان این لفظ به معانی دیگری تأویل کرد. یکی از این معنای حقوق به معنی جمع حق است که در زبان انگلیسی به آن «Rights» و در عربی «الحقوق» و در فرانسه «Droits» می‌گویند. در این صورت این اصطلاح به حقوقی که اجتماع دارد تأویل می‌شود. در نتیجه هیچ‌کس نمی‌تواند حق فردی خود را وسیله‌ی تجاوز به منافع و حقوق اجتماع قرار دهد.

معنای دیگری که می‌توان تصور کرد، تعبیر حقوق عمومی افراد است که این اصطلاح به انواع آزادی‌ها و مساوات و اقسام آن گفته می‌شود، مانند آزادی شغل و کار و آزادی عقاید مذهبی و آزادی عقاید سیاسی و آزادی تعلیم و تربیت و تساوی در برابر قانون و تساوی در برابر دادگاه‌ها و تساوی در پرداخت مالیات و تساوی در تصدی مشاغل رسمی و غیره.

شاید هم «حقوق عمومی» به جای نظم عمومی به کار رفته است. نظم عمومی مدلول مقرراتی است که قوام  و بقای ذات و حیثیت و منافع یک ملت به حمایت از آن مقررات بستگی دارد. خواه در امور داخلی یک کشور باشد، خواه در روابط بین‌المللی. 

در نقد این الفاظ و معنا آن است که تفاسیر متعدد را به دنبال دارد و گاه در تفسیر دچار اشتباه می‌شویم. به خصوص آنکه معمولاً حقوق‌دانان ما همه‌چیز را با نظم عمومی توجیه می‌کنند و به تعبیر استاد جعفری لنگرودی (کثرالله امثاله) نظم عمومی کامیونی است اضافه ظرفیت دارد.

نقد دیگر آنکه وضع سیاسی و اقتصادی جامعه، همیشه در حال تغییر و تحول است و ممکن است در زمان‌های مختلف معانی متفاوتی د اشته باشد.  وانگهی یکی از منابع مهم نظم عمومی اخلاق حسنه و احساسات عمومی است. تجربه نشان می‌دهد که اخلاق به آرامی و احساسات عمومی با سرعت بیشتر تغییر می‌کند.  ولی نمی‌توان حقوق دیگران را به امری محدود کرد که تفسیر پذیر است و هرکس معنای خاص خودش را به آن منسوب می‌کند.
البته به نظر می‌رسد که همان تعبیر مصالح عمومی بیشتر به کار آید. چرا که با اماره‌ی اصل 175، می‌توان محدودیت آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات را این امر دانست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ارجاعات:
۱ . جعفری لنگرودی، محمدجعفر - ترمینولوژی حقوق - صفحه 665
 ۲ . اصل 24 قانون اساسی
 ۳ . اصل 40 قانون اساسی: «هيچكس‏ نمي‏ تواند اعمال‏ حق‏ خويش‏ را وسيله‏ اضرار به‏ غير يا تجاوز به‏ منافع عمومي‏ قرار دهد.»
 ۴ . جعفری لنگرودی، محمد جعفر- همان - صفحه 238
 ۵ . همان - صفحه 717
 ۶ . جعفری لنگرودی، محمدجعفر - روش تحقیق در علم حقوق - 58
 ۷ . کاتوزیان، ناصر - مقدمه علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقی ایران - صفحه 160
 ۸ . کاتوزیان، ناصر - حقوق مدنی: قواعد عمومی قراردادها - جلد اول - صفحه 164

+ نوشته شده در  2008/1/4ساعت 10:49  توسط محمدصالح مفتاح  | 

نخستین شماره‌ی نشریه‌ی دانشجویی صبا منتشر شد. در این شماره می‌خوانید:

رویکرد‌های مختلف به وحدت حوزه و دانشگاه/ آیت‌الله عمید زنجانی: رئیس دانشگاه تهران روحانی نیست!

جنبش دانشجویی، نقطه‌ی عطف در تاریخ معاصر / دکتر عماد افروغ

دانشگاه ابزار قدرت این و آن نشود / استاد مصطفی دلشاد تهرانی

داد و ستد میان حوزه و دانشگاه / شهاب‌الدین حکمت

نقد پاک / حامد کرمی

شب‌نامه / به قلم شبگرد

لازم به ذکر است این نشریه به صاحب امتیازی محمدصالح مفتاح، و مدیر مسئولی محسن علیزاده، و زیر نظر شورای سردبیری انتشار می‌یابد.

نسخه‌ی متنی | نسخه‌ی پی‌دی‌اف

+ نوشته شده در  2007/12/23ساعت 9:11  توسط محمدصالح مفتاح  |