
باید سعی بکنیم تا آینده را بسازیم، زودتر از آنکه آینده خودش را برایمان بسازد.
جُستارهایی در باب حقوق عمومی و حقوق ارتباطات

نمیدانم ما کلاس و علممان خیلی بالاست یا دیگر بیسوادند.
روز سهشنبه رفته بودیم همایش علمی حقوق کودک در دانشگاه شهید بهشتی. بیش از پنج دقیقه دوام نیاوردم. از خنده رودهبر شدم. رفتم بیرون سالن. به رفیقم گفتم: واقعاً شما یک ترم پیش این آقای قاضی بزهکاری اطفال گذراندید؟!! اون هم توضیح داد که چه کلاس آبکی بوده است و چیزی تهش برای دانشجویان نرسیده.
اما از این متعجبم که اون همه دانشجو با این همه ذوق و دقت چطور داشتند از سخنان گهربار اون استاد یادداشت برمیداشتند. به دوستم اشاره کردم: در علمی بودن این همایش همین بس که بیش از نیمی از شرکتکنندگان دختران دانشجو هستند.
فیلم رؤیا را هم که سازمان زندانها تهیه کرده است برای بار دوم دیدیم. هرچند بار اولش با اضطراب دیده بودم، اما همان موقع هم از مسخرگی و بیارزشی فیلم آنقدر خندیدیم که تا آخر جلسه سنگینی نگاهها بر رویم احساس میکردم. (قرار بود بعد از فیلم، نوبت من بود که مقالهام را در باب زندان و حقوق شهروندی ارائه دهم. بار اولم بود که چنین میکردم.) با این احوالات، دیدم که چگونه دانشجویان و حتی اساتید فیلم را میدیدند و هیچ کس هم نمیخندید!!!!
(یادم به حرف دهنمکی افتاد. زمانی که آمده بود دانشگاهمان تا فیلم «کداماستقلال؛کدامپیروزیى» را نمایش دهد، میگفت: جاهایی از فیلم را که شما می خندید، هیچکس دیگری نمیخندد!!)
این همه راه را رفتیم. استادی که منتظر سخنرانیاش بودیم نیامد. بهجایش رفتیم حال و حول! هوای ولنجک خیلی خوب بود.

پیام 8 مادهای به قوه قضائیه
با جرأت ميتوان گفت كه نخستين پيام حقوق بشر و شهروندي پس از انقلاب اسلامي، فرمان 8مادهاي امام خميني (ره) بود كه در بيست و چهارم آذرماه 1361 صادر شد.
اين فرمان 24 سال پيش خطاب به قوه قضائيه و همه ارگانهاي اجرايي صادر شده است، تأكيدي قاطع بر اصول قانون اساسي و حفظ حقوق شهروندي است.
در آن زمان كه نزديك به چهار سال از تشكيل انقلاب اسلامي ميگذشت، كشور همچنان درگير و دار استقرار كامل نظام جمهوري اسلامي بود.
اين تلاش كه همه ابعاد سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي را در برميگرفت، گاه منجر به برخي عملكردهاي افراطي و دخالت حكومت در قلمرو خصوصی شهروندان ميشد. امام خميني (ره) در واكنش به گزارشهايي كه در اين موضوع به ايشان رسيد، طي فرماني كه به «فرمان هشت مادهاي» مشهور شد، نكاتي را به قوه قضائيه و همه ارگانهاي اجرايي متذكر شدند.
امام خميني (ره) در ابتداي اين فرمان فرموده اند: « در تعقيب تذكر به لزوم اسلامي نمودن تمام ارگانهاي دولتي بويژه دستگاههاي قضايي و لزوم جانشين نمودن احكام ا... در نظام جمهوري اسلامي به جاي احكام طاغوتي رژيم جبار سابق، تذكراتي به جميع متصديان امور داده ميشود. اميد است انشاءا... تعالي با تسريع در عمل، اين تذكرات را مورد توجه قرار دهند.»
اموري را كه حضرت امام در اين فرمان مورد توجه قرار دادهاند را ميتوان بطور خلاصه به موارد زير تقسيم كرد:
1- تهيه قوانين شرعي و تصويب و ابلاغ آنها با دقت و سرعت لازم و در اولويت قرار دادن قوانين مربوط به مسائل قضايي كه مورد ابتلای عموم است.
2- رسيدگي به صلاحيت قضات و دادستانها و دادگاهها و به طور كامل در نحوه رسيدگي به صلاحيت ساير كارمندان و متصديان امور و دوري از اشكالتراشيهاي جاهلانه و معيار قرار دادن حال فعلي اشخاص
3- صدور احكام اسلامي توسط قضات واجد شرايط اسلامي با استقلال و قدرت و بدون ملاحظه از هيچ مقامي:
- تبعيت مأمورين ابلاغ و اجرا و ديگر مربوطين به امر قضا از احكام قضات اسلامي
- عمل به عدل اسلامي در ساير ارگانهاي نظام جمهوري اسلامي از مجلس و دولت و متعلقات آن و قواي نظامي و انتظامي و سپاه پاسداران و كميتهها و بسيج و ديگر متصديان امور و ممنوعيت ارگانهاي حكومتي در رفتار غيراسلامي با مردم
4- ممنوعيت توقيف و احضار بدون حكم قاضي هرچند به مدت كوتاه. چنين عملي جرم و موجب تعزير شرعي خواهد بود.
5- ممنوعيت دخل و تصرف و توقيف و مصادره اموال منقول و غيرمنقول افراد بدون حكم حاكم شرع آن هم پس از بررسي دقيق و ثبوت حكم از نظر شرعي.
6- ممنوعيت افعال ذيل كه جرم بوده و مستحق تعزير شرعي خواهد بود:
- وارد شدن به خانه يا مغازه يا محل كار اشخاص بدون اذن صاحب آنها.
- جلب، تعقيب، مراقبت، اهانت و اعمال غيرانساني- اسلامي نسبت به ديگري به نام كشف جرم يا ارتكاب گناه.
- گوش كردن به تلفن یا نوار ضبط صوت ديگري به نام كشف جرم يا كشف مركز گناه
- شنود گذاشتن و تجسس از گناهان و دنبال اسرار ديگران بودن براي كشف گناه و جرم، هرچند گناه بزرگ باشد.
- فاش كردن اسرار ديگران حتي براي يك نفر
( در ذيل اين بند اشاره شده كه تمام اين موارد جرم و گناه بوده و بعضي از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان، از كباير بسيار بزرگ است و مرتكبين هريك از امور فوق مجرم و مستحق تعزير شرعي هستند و بعضي از آنها موجب حد شرعي ميباشد.)
7- ممنوعيتهاي فوق در غير مواردي است كه در رابطه با توطئهها و گروهكهاي مخالف اسلام و نظام جمهوري اسلامي است كه در خانههاي امن و تيمي براي براندازي نظام جمهوري اسلامي و ترور شخصيتهاي مجاهد و مردم بيگناه كوچه و بازار و براي نقشههاي خرابكاري و فساد فيالارض اجتماع ميكنند و محارب خدا و رسول ميباشند. با اين دسته در هر نقطه كه باشند – در جميع ارگانهاي دولتي و دستگاههاي قضايي و دانشگاهها و دانشكدهها و ديگر مراكز- با قاطعيت و شدت ولي با احتياط كامل بايد عمل شود. لكن تحت ضوابط شرعيه و موافق دستور دادستانها و دادگاهها چرا كه تعدي از حدود شرعيه حتي نسبت به آنان نيز جايز نيست.
- مأمورين نبايد خارج از حدود مأموريت كه آن هم منحصر است به محدوده سركوبي آنان حسب ضوابط مقرره وجهات شرعيه عملي انجام دهند.
- ممنوعيت افشاي آلات لهو و قمار و ساير جهات انحرافي مثل موادمخدر نزد ديگران در مواردي كه اين وسايل از روي ورود خطا و اشتباه در منزل يا محل كار كسي كشف شوند و ممنوعيت جلب يا بازداشت يا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساكنان آن
- ممنوعيت صدور حكم توسط قضات كه بواسطه آن مأموران اجرا حق داشته باشند به منازل يا محلهاي كار افراد وارد شوند كه نه خانه امن و تيمي و نه محل توطئههاي ديگر عليه نظام جمهوري اسلامي است. صادر كننده و اجراكننده چنين حكمي مورد تعقيب قانوني و شرعي است.
8- در اين بند حضرت امام، حجت الاسلام و المسلمين موسوي اردبيلي (رئيس ديوانعالي كشور وقت) و آقاي ميرحسين موسوي (نخست وزير وقت) را موظف نمودهاند تا از امور مذكور با سرعت و قاطعيت جلوگيري نمايند.
- همچنين طبق اين بند در مراكز استانداريها و فرمانداريها و بخشداريهاي سراسر كشور هيأتهايي كه مورد وثوق و اعتماد باشند پيشبيني شدهاند تا مردم شكايات خود را در مورد تجاوز و تعدي مأمورين اجرا، كه به حقوق و اموال آنان تجاوز ميكنند، ارجاع نمايند و اين هيأتها موظفند نتيجه را به مقامات مسؤول ارجاع کنند تا متجاوزين را موافق با حدود تعزيرات شرعي مجازات نمايند.
بعد از برشمردن موارد فوق امام خميني (ره) درانتهاي پيام خود بار ديگر ضمن پشتيباني بينظير ملت از نظام و حكومت اشاره ميكنند كه «قابل قبول نيست كه به اسم انقلاب و انقلابي بودن به كسي ظلم شود و كارهاي خلاف مقررات الهي و اخلاق كريمه اسلامي از اشخاص توجه به معنويات صادر شود.» و در نهايت يادآور ميشوند كه ملت بايد قوه قضائيه را در دادخواهيها و اجراي عدل و حدود اسلامي در خدمت خود ببينند و قواي نظامي و انتظامي و سپاه پاسداران و كميتهها را موجب آرامش و امنيت خود وكشور خود بدانند و اين امور بر عهده همگان است.
همانطور كه در اين فرمان مشاهده ميشود، امام خميني (ره)، نزديك به بيست مورد از حقوق شهروندي را در رابطه با شهروندان مورد توجه و اشاره قرار دادهاند و با مقدمه و توصيههاي انتهايي اين فرمان بر لازمالاجرا بودن آن تأكيد ميورزند.
امام خميني (ره) متعاقب صدور اين فرمان ستادي متشكل از آيت ا... موسوي اردبيلي
(رئيس ديوان عالي كشور وقت)، مهندس ميرحسين داماد(رئيس بازرسي كل كشور وقت)، ناطق نوري (وزير كشور وقت) و آقازاده را براي پيگيري مواد هشتگانه فوق تشكيل دادند.
هيأت اجرايي اين فرمان، اجراي آن را جدي و پيگير دنبال كردند. در مواردي هم با حضرت امام جلساتي را برگزار كرده و يا از طريق مكاتبه با ايشان در اجراي هرچه بهتر آن ميكوشيدند و در مواردي هم كه امام خميني (ره) لازم ميديدند با تذكرات خود هيأت را در اجراي كامل فرمان هدايت ميكردند. به عنوان مثال در سيزدهم بهمن سال 61 امام خميني (ره) در پاسخ به سؤال هيأت اجرايي فرمان 8 مادهاي مبني بر توقيف و ضبط اموال منقول و غيرمنقول بعضي افراد به عناوين مختلف كه مستند به احكام كلي صادر شده توسط حكام محترم شرع انجام ميشد و برخي از احكام به حضرت امام نسبت داده شده بود بار ديگر تأكيد كردند كه هرگونه دخل و تصرف، خلع يد، سرپرست گذاشتن و ...، مشروع نيست و حكم و دستور مخالف آن اعتبار ندارد و چنانچه حكمي به ايشان نسبت داده ميشود تا از شخص ايشان سؤال نشده باشد نبايد ترتيب اثر داده شود زيرا بسياري از اين امور كه به ايشان نسبت داده ميشود خلاف واقع است.
در دهم خرداد سال 62 كه حدود پنج ماه از صدور فرمان 8 مادهاي و تشكيل ستاد پيگيري گذشته بود و در اين مدت بطور چشمگيري از هرج و مرجها كه در هر انقلابي دیده میشود جلوگيري شده بود از آنجا كه كليه اين امور جنبه قضايي داشت و ارگانهاي قضايي به شورايعالي قضايي، ديوانعالي كشور، محاكم انتظامي، سازمان بازرسي كل كشور و محاكم و دادسراها آمادگي خود را جهت به عهده گرفتن و اجراي اين فرمان نشان داده بودند، ستاد اجرايي فرمان طي نامهاي به امام خميني (ره) درخواست كردند تا از اين تاريخ رسيدگي به كارهاي ستاد و ادامه اين كار به عهده قوه قضائيه باشد. امام خميني (ره) نيز ضمن ابراز رضايت از عملكرد ستاد اجرايي فرمان 8 مادهاي و تشكر از آنها با اين امر موافقت نمودند.
تا اواخر سال 62 روند فعاليت اين ستاد همچنان ادامه داشت ولي به نظر ميرسد بعد از اين تاريخ و جلوگيري از افراطهايي كه تا قبل از صدور فرمان انجام ميشد، فعاليتهاي ستاد نيز به جديت دنبال نشد و حداقل با وجود ستاد فعاليت خاصي با اين نام صورت نگرفت.
دستورات امام خميني (ره) به فرمان 8مادهاي ختم نشد. ايشان پس از رسيدگي گزارشي از فعاليت هيأتهاي گزينش در نهادها و مؤسسات حكومتي و مطالعه چندين كتاب در مورد نحوه اين گزينشها خطاب به ستاد اجرايي فرمان هشتمادهاي از ديماه 1361 فرمان انحلال اين هيأتها را صادر نمودند و دستور دادند تا به جاي اين هيأتها از افراد صالح و متعهد و عاقل و صاحب اخلاق كريمه و فاضل و متوجه به مسائل روز هيأتهايي تشکیل شود تا در گزينش افراد صالح، بدون ملاحظه روابط اقدام نمايند. ايشان در اين فرمان متذكر شدند كه ميزان در گزينش، حال فعلي افراد است مگر در مورد گروهكها و مفسدين و اخلالگران.
همچنين در ادامه اين فرمان ايشان تأكيد كردند كه اگر كساني با چنين گزينشهايي (كه سؤالات آن مورد خدشه جدي است و به هيچ وجه نميتواند معيار گزينش افراد باشد و ندانستن آنها براي كسي اشكال و عيبي ندارد) از ادارات و يا وزارتخانهها يا ديگر مراكز اخراج شدهاند و يا بواسطه آن استخدام نشدهاند شناسايي شوند تا به محل خود براي خدمت برگردانده شوند.
صدور چنين فرماني دو دليل عمده داشت:
1- نحوه سؤالاتی كه در گزينش بكار گرفته شده بود، به هيچ وجه معيار مناسبی برای گزينش افراد نبود، دانستن برخي از سؤالات شرعي كه معيار گزينش قرار گرفته بود براي اشخاص لزومي نداشت و حتي در برخي از موارد سؤالات به اسلام مربوط نميشد.
2- برخي از سؤالات تدوين شده حيطه خصوصي افراد را شامل ميشد كه به هيچ وجه نميتوانست معيار گزينش افراد در استخدام قرار گيرد. همانطور كه در فرمان 8 مادهاي ايشان اشاره كرده بودند وارد شدن به حيطه خصوصي افراد به هيچ وجه جايز نبوده و چه بسا موجب مجازات تعزيري و حدود الهي شود و در اين فرمان نيز حضرت امام تجسس از احوال اشخاص (در غير مفسدين و گروههاي خرابكار) را مطلقاً ممنوع اعلام نمودند و تأكيد كردند كه سؤال از افراد به اينكه چند معصيت نمودي (چنانچه بعضي از گزارشات اين نحوه سؤال و گزينش را تأييد ميكرد) مخالف اسلام بوده و تجسس كننده معصيتكار است و صراحتاً بيان نمودند كه در گزينش افراد نحوه امور خلاف اخلاق اسلامي و خلاف شرع ممنوع است و آبروي افراد باید حفظ شود.
همچنين حضرت امام در تاريخ 18دي 1361 درجلسهاي با حضور اعضاي ستاد مركزي پيگيري فرمان 8 مادهاي بار ديگر علت انحلال هستههاي گزينش را مورد توجه قرار دادند و ضمن تأكيد بر حفظ حقوق شهروندان ورود دستگاههاي دولتي به حيطه شخصي و خصوصي را، حتي به قصد گزينش افراد ممنوع و چنين امر خطيري را به نام مكتب، خجالتآور عنوان نمودند.
بنابراين همانطور كه در دو فرمان مذكور كه هر دو درسال 61 صادر شدهاند ديده ميشود، اهميت جايگاه شهروندان و حقوق آنان و ضرورت حفظ حريم خصوصي و شخصي افراد به درستي و دقت مورد توجه قرار گرفته است. ماهيت هر انقلابي در تحول بزرگ خود بعضاً خواهناخواه منجر به برخي افراطها در برخورد با افرادي كه با انقلاب داراي هدف مشترك نيستند میشود و در نتيجه به برخي سوء استفاده ها از موقعيت و قدرت و دخالت درحريم خصوصي افراد به بهانه ضديت با نظام جديد ميانجامد اين مسأله ارتباط تنگاتنگي با «تفتيش عقايد» و «آزادي عقيده و بيان» در همان برهه حساس دارد.
اگر به ماهيت دو فرمان حضرت امام خميني (ره) دقت كنيم توجه ايشان به اين دو موضوع حساس و مهم ملاحظه ميشود. ايشان به صراحت اشاره ميكنند كه نميتوان به بهانه اسلام و انقلابي بودن، افراد را مورد تفتيش عقايد قرارداد و يا به هر بهانه، جلب، توقيف و بازداشت نموده و با رفتار غيرانساني با آنها برخورد نمود.
چنين حركتي در ابتداي راه يك انقلاب كه با رژيم قبل داراي تضاد آشكار ايدئولوژيک است آن هم از سوي رهبر فقید انقلاب اسلامی داراي اهميت بسيار مهم و شايسته تحسين است.
سایر سخنان رهبر فقید انقلاب اسلامی
موضوع حقوق شهروندي در ايران تنها به اين دو فرمان ختم نميشوند. بخشی از دیدگاهها و سخنان امام خمینی (ره) در باب لزوم حفظ حقوق شهروندان به اختصار و نمونه اشاره میشود
همه در برابر قانون یکساناند
در اسلام برای مجازات مجرمین فرقی بین گروهها نیست و همه در برابر قانون برابر هستند. (صحیفه نور؛ ج6؛ ص253)
همه در پیشگاه قضاوت اسلامی مساوی بوده و نیز به همان اندازه که اغماض از مجرمین گناه بزرگی است، تعرض نسبت به بیگناهان از گناهان نابخشودنی است. (صحیفه نور - ج20 - ص46)
اهانت ممنوع
اهانت کردن به یک آدمی، ولو این آدم هم خودش یا آدم مخالف باشد، مثلاً چه باشد باز حق اهانت نیست. این حق است که جزایش را به او بدهند، دیگر چرا اهانت به او بکنند؟ (صحیفه نور - ج9 - ص287)
رأفت اسلام حتی در برخورد با مجرمین
امام خمینی (ره): حتی آن کس که مستحق حدود الهی است از قتل و دیگر جزاها، باید از عطوفت مأموران تا پای دار و محل مجازات برخوردار باشد. (صحیفه نور - ج18 - ص237)
قانونیبودن جرم و مجازات
امام خمینی (ره): باید اینطور باشد که کسی که بیگناه است، حتی مانع بشود از اینکه یک حرف تند به او بزنند. آنها هم که گناهکارند، حق نیست به اینکه با آنها معاملهی غیر انسانی بشود. مستحق اعدامند، اعدام باید بکنند. اما زائد بر آن بخواهند کارهایی بکنند بدانند که مسئول هستند. (صحیفه نور - ج16 - ص253)
مبنای مجازات در اسلام، حفظ حقوق بشر است
آن شارعی که راضی نیست به یک بشر، به یک بشر که هیچ به یک حیوان ظلم بشود، امر میکند باید اینکه این جرم را کرده است، این حد را بخورد. این برای این است که مصلحت بشر را دارد ملاحظه میکند، برای حفظ حقوق بشر است. حدود الهی برای حفظ حقوق بشر است. بشر هم حق حیات دارند. اگر نکشند آن آدم جانی را و آن آدمی که آدم کشته است، آدمکشی زیاد میشود.... حق بشر را اسلام دارد رعایت میکند. (صحیفه نور، ج6 - ص176 و 177)
برای حفظ حقوق یک جامعه باید غدههای سرطانی از این جامعه فدا بشود. (صحیفه نور - ج7 - ص229)

فکر شو بکن:
استادی که چهل سال است که لب به شیرینی و بستنی نزده است. استادی که بیش از نیمی از عمرش رو در پاریس گذرانده است. استادی که به دفاتر وکالتش در لندن و پاریس و تهران فقط دعاوی میلیون دلاری رجوع میشود. استادی که هنوز عضو هیئت علمی دانشگاه تولوز است و هر چند هفته مجبور است برود فرانسه.
به مناسبت چاپ نظریهاش در باب «رابطهی سبیت در جرم» به عنوان متن درسی در دانشگاههای فرانسه توسط استاد فرانسوی، واسش یه بستنی یخی صد و پنجاه تومنی بدمزه بگیری. اون هم توی دربایستی و تشکر و احترام به شما مجبور بشه همراه با درس دادن متون تخصصی به زبان خارجی بخوردش!
خیلی خندیدیم.

در کشور ما متأخر از قانون حفظ آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی، موضوع حقوق شهروندی در افواه حقوقدانان کشور رواج یافت. این نأخیر از ان رو خطاخیز شد که بسیاری از حقوقدانان ما با این موضوع آشنایی نداشتند و آنچه در این قانون آمده بود را موضوع حقوق شهروندی دانستند. در حالی که این قانون ناظر به حوزهی عملکرد قوهی قضائیه است و تمام ابعاد حقوق شهروندی را شامل نمیشود.
با این اوصاف، در ابتدای تحقیقی که دربارهی حقوق شهروندی داشتم، به ضرورت ارائه ی یک تصویر کلی برای حقوق شهروندی پیبردم. با تحقیقاتی چند، به نظرم رسید که میتوان ابعاد و مصادیق حقوق شهروندی را به شیوهی زیر تقسیم بندی کرد:
1. آزادی عملکرد فردی:
حق حیات و آزادی تن
امنیت
آزادی و مصونیت مسکن
تعرضناپذیری مکاتبات
آزادی رفت و آمد
2. آزادی اندیشه:
آزادی عقیده
آزادی بیان
آزادی آموزش و پرورش
آزادی اخبار و اطلاعات
آزادی نمایش
3. آزادی گردهمایی:
آزادی تجمعات موقتی
آزادی تجمعات دائمی (سازمان پیوندی)
4. آزادیهای اقتصادی و اجتماعی:
آزادی مالکیت
آزادی بازرگانی و صنعتی
آزادی سندیکایی (حق اعتصاب)


۱
دانشگاه امام صادق علیهالسلام
دولتی نیست!
این دانشگاه از لحاظ مالی کاملاً مستقل است و از بودجههای
دولتی استقاده نمیکند. تأمین بودجهی دانشگاه از طریق موقوفات، کمکهای خیرین و
بازاریان، و فعالیتهای اقتصادی جامعة الامام صادق علیهالسلام است. همچنین تحصیل
در این دانشگاه معمولاً رایگان است. قید معمولاً به این دلیل است که کسانی که
نتوانند به هر دلیل، تحصیلات را به اتمام برسانند، باید به دانشگاه خسارت بپردازند.
این امر در تعهد محضری که در ابتدای تحصیل توسط دانشجویان تکمیل میشود، پیشبینی
شده است. با تمام این اوصاف، اعتبار مدرک این دانشگاه کمتر از دانشگاه دولتی
نیست.
۲
ورود به این دانشگاه نیازمند
داشتن سواد، روحیه و سابقهی نیکوست!
برای ورود به این دانشگاه باید از
طریق کنکور سراسری اقدام کرد. پس از گذر از خان اول و کسب رتبهی مناسب، برای
مصاحبهی حضوری به این دانشگاه دعوت خواهید شد. در این خان شما باید با گذر از
مراحل متعدد در مصاحبههای علمی، مذهبی، فنی و روحی موفق شوید. همچنین باید فن بیان
مناسبی هم داشته باشید. آزمون هوش نیز در این مرحله باید پشت سر بگذارید. با گذر از
این خان، باید منتظر بمانید که در صورت تأیید تمام کارشناسان، برای تکمیل تحقیقات،
دربارهتان اقداماتی شود. این مرحله شامل بررسی وضعیت اخلاقی، حسن سابقه، صحت
اطلاعات ارائه شده در مراحل قبل و امثال اینهاست! در صورت داشتن نمرهی مناسب، شما
تا حدود زیادی قبول شدهاید و به اردوی پیش دانشگاهی دعوت میشوید. در آنجا طی یک
سری برنامههای بنیانبرافکن و شدید مخ شما را مورد هجوم قرار داده و دربارهی
دانشگاه اطلاعات میدهند. در صورتی که در اردو سوتی خاصی از داوطلب مشاهده نشود،
میتواند در دانشگاه تحصیل کند.
۳
نهادهای امنیتی و دانشگاه امام
صادق علیهالسلام!
نگاه به دانشگاه از دو سو افراطی است و دچار توهم
است. برخی تصور میکنند که اینجا یک نهاد امنیتی است و برخی تصور میکنند
جاسوسپرور است. مثلاً آقای عبدالله شهبازی (نویسنده و مورخ) در یادداشتی نوشته
بود: «جاسوس به کسی میگویند که در جاهای مهم نفوذ میکند و اطلاعات کسب میکند یا
خرابکاری میکند. کسانی را میشناسم که در مسیر هوایی ایران- لندن در پرواز
دائماند، در آکسفورد اسکولارشیپ میدهند، نخبگان برجسته را از دانشگاه امام صادق
(ع) و جاهای دیگر «شکار» میکنند، با بعضی از آدمهای مهم این مملکت رفیقاند،
دکترا میدهند و «اطلاعات» میگیرند، سابقه خانوادگیشان هم به «جاسوسی» میخورد؛
ولی کسی کاری به کارشان ندارد.»
یا یکی از همکارانم میگفت که اونجا بازجویی هم
داره؟
اجمالاً باید اشاره کنم که این دانشگاه با توجه به داشتن گزینش و لزوم
تأیید صلاحیت برای ورود به دانشگاه، احتمالاً دارای دانشجویان مستعدی برای ورود به
نهادهای امنیتی است. به قول یکی از دوستان، اطلاعیههای شرکتهای خصوصی که از همهی
دانشجویان در همهی رشتهها استخدام میکند، در دانشگاه امام صادق علیهالسلام شهره
است.
۴
دانشگاه امام صادق علیهالسلام
هدف معلوم نیست!
در اینکه این دانشگاه چه هدفی را دنبال میکند، وحدت
نظری وجود ندارد. برخی میگویند که این دانشگاه هم مثل سایر دانشگاههاست، با این
تفاوت که دروسش متفاوت است یا محیطش علمی یا دینی است. پیش از این نگاه غالب این
بوده است که برای مدیریتهای مختلف نظام افراد مناسب تربیت شوند. اما اکنون هدف
بیشتر بر تربیت نیروهای عالم و نیز تولید علم دینی تأکید میشود. اما اینکه این
اهداف تا چه اندازه در برنامهریزیها متجلی است، امری ست که نیازمند بررسی است.
۵
سیاست و دانشگاه امام صادق
علیهالسلام
علیرغم همهی جنبههای علمی دانشگاه، جنبههای سیاسی این
دانشگاه بسیار برجسته است. مهمترین دلیلش هم مربوط ریاست دانشگاه است. چرا که ایشان
پدر معنوی جناح راست محسوب میشود. همچنین دبیری آیتالله مهدوی کنی بر جامعهی
روحانیت مبارز مزید بر علت شده است که فضای دانشگاه سیاسی به نظر برسد. درحالی که
ارتباطی میان این نوع فعالیتهای سیاسی و عملکرد سیاسی دانشجویان وجود ندارد.
نمونهی این تقابلها را میتوان در اعتراض دانشجویان به آقای هاشمی رفسنجانی و
پاسخخواستن از وی در زمان حضورش در یک همایش در دانشگاه مشاهده کرد. همچنین است
تجمع مقابل دفتر ریاست دانشگاه در زمان برگزاری جلسهی جامعهی روحانیت در دور دوم
انتخابات ریاست جمهوری.
فضای سیاسی دانشجویان نیز به شدت پررنگ است. به خصوص
توجه به این نکته ضروری است که در دانشگاه امام صادق علیهالسلام تنها یک تشکل
سیاسی وجود دارد: بسیج دانشجویی. تبلیغات و ترتیبات در فضای سیاسی بر عهدهی یک
جریان خاص است و سایر گروهها و اندیشهها به دلایل مختلف (از جمله فلت افراد یا
سکوت خودشان) نمود بیرونی ندارند. با این وجود بسیاری از جوانان فعال در عرصههای
سیاسی (به خصوص در سازمان فرهنگی هنری شهرداری) در سالهای اخیر از دانشجویان این
دانشگاه بودهاند. تذکر این امر نیز خالی از لطف نیست که در میان مشاورین جوان
دولتمردان، کمتر میتوان از دانشجویان این دانشگاه اثری یافت؛ هرچند قرابت فکری
آنها با دولت بسیار زیاد است.
۶
ممنوعیتهای
دانشگاه
این مطلب پیشاپیش تکذیب میشود!
در دانشگاه امام صادق
علیهالسلام، داشتن تلویزیون در اتاقهای خوابگاهی ممنوع است. داشتن رایانه نیز
نیازمند مجوز است. البته اعمال و توجه دانشجویان به این ممنوعیتها بیاعتباری
قوانین مربوطه را نشان میدهد. استعمال دخانیات «بأی نحو کان» در حکم محاربه با
امام زمان علیهالسلام میباشد. (بنابر فتوای میرزای شیرازی عمل میشود!) ورود
اغیار ممنوع است. مذکراً او مؤنثاً! البته احتمالاً اخیراً کارهایی در کاهش
ممنوعیتها انجام شده است. چرا که به وفور (یک نفر در سال) شاهد حضور اغیار به خصوص
از جنس لطیفش در دانشگاه هستیم.
این مطلب باز هم تکذیب میشود. (چند سال پیش
انتشار مطلبی در این باره در روزنامهی شرق با تکذیب روبرو شد و فعلاً با توجه عدم
تغییر رویکردها تکذیبیه به قوت خود باقی ست.)
۷
رشتههای تحصیلی
در
دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تمام رشتههای تحصیلی مرکب از دو بخش کلی است که
اولینش معارف اسلامی است و بخش دوم تخصص در رشتهی مشخص. دورهها عموماً کارشناسی
ارشد پیوسته است. هر از چند سال یکبار نیز در برخی از گرایشها در دورهی کارشناسی
ارشد ناپیوسته دورههایی برگزار میشود.
دانشگاه در ابتدا با امتياز رسمي ستاد
انقلاب فرهنگي در سه رشته «معارف اسلامي و تبليغ» (الهيات)، «معارف اسلامي و علوم
سياسي» و «معارف اسلامي و اقتصاد»، در مقطع كارشناسي ارشد پيوسته، آغاز به كار
كرد. دانشگاه امام صادق عليه السلام به دنبال گسترش رشته هاي تحصيلي و بالا بردن
كيفيت و كميت آموزشي خود، در سال 1369 دو رشته ديگر «معارف اسلامي و مديريت» و
«معارف اسلامي و حقوق» در مقطع كارشناسي ارشد به مجموعه موجود دانشگاه اضافه
کرد.
در سال 1371 دوره هاي مقطع دكتري در اين دانشگاه در چهار رشته الهيات، علوم
سياسي، علوم اقتصادي، و فرهنگ و ارتباطات تأسيس شد. ايجاد دكتري حقوق نیز در
سالهای اخیر به برنامههای دانشگاه اضافه شده است. قریب به یکصد نفر نیز در این
مقطع تحصیل کرده و میکنند.
به تبع عنوان رشتهها، محتوای درسی نیز دو بخشی است.
در بخش معارف اسلامی، دانشجویان موظف به گذراندن دورههای اخلاق، کلام و اعتقادات،
تفسیر، فقه و اصول هستند. در برخی مدارس علمیه فارغالتحصیلان این دانشگاه
میتوانند از پایهی ششم ادامهی تحصیل دهند.
در بخش تخصصی نیز تمام دروسی که در
دانشگاههای دیگر تدریس میشود، در این دانشگاه وجود دارد؛ بدون اینکه تفاوتی در
سرفصلها و محتوا باشد. همچنین یکی از چیزهایی که در این دانشگاه بر آن تأکید
میشود، آموزش زبان خارجی است. تعداد واحدهای زبانهای خارجی نشاندهندهی این
موضوع است. بیست واحد به صرف و نحو اختصاص دارد. همچنین هشت ترم نیز به مکالمهی
زبان عربی اختصاص دارد. بیست واحد نیز به زبان دوم اختصاص دارد. عموماً این زبان
انگلیسی است. اما دانشجویان حقوق میتوانند به جای آن، زبان فرانسه را انتخاب کنند.
علاوه بر این نیز زبانهای تخصصی نیز در چهار واحد ارائه میشود.
۸
فارغالتحصیلان دانشگاه امام
صادق علیهالسلام
برخی از فارغالتحصیلان این دانشگاه نامشان در این
لیست است:
1- دکتر سعید جلیلی- دبیر شورای عالی امنیت ملّی
۲- دکتر عبدالله
رمضان زاده- سخنگوی دولت اصلاحات
۳- دکتر مصطفی کواکبیان- دبیرکل حزب مردمسالاری
و مدیرمسوول روزنامه مردمسالاری
۴- دکتر زاهدی وفا- معاون وزیر اقتصاد و
دارایی
۵- دکتر کاظم جلالی- سخنگوی کمیسیون سیاست خارجی
۶- دکتر مسعود
اسلامی- رییس دانشکده روابط خارجی دولت اصلاحات
۷- دکتر فریدالدین حدادعادل-
آقازاده رییس مجلس
۸- دکتر محمدباقر خرمشاد- معاون وزیر علوم
۹- دکتر
ابوالحسنی- قائم مقام دانشگاه پیام نور
۱۰- دکتر رضی- رییس شبکه العالم
۱۱-
دکتر حسینی- رییس دانشکده صداوسیما
۱۲- دکتر احمدزاده کرمانی- رییس دانشکده
خبر
۱۳- دکتر کرمی- قائم مقام معاونت سیما
۱۴- دکتر بیابانی- رییس شبکه آموزش
سیما
۱۵- دکتر ایوبی- معاون وزیر کشور
۱۶- وحید جلیلی- سردبیر سابق ماهنامه
توقیف شده سوره و سردبیر ماهنامه راه
۱۷- مجید مختاری- سردبیر روزنامه سیاست
روز
۱۸- دکتر حسام الدین آشنا: معاون سابق وزارت اطلاعات
۱۹- دکتر همایون-
معاون وزیر ارشاد
و...
۹
اساتید
بیشتر
اساتید این دانشگاه مدعوند. به خصوص در دروس تخصصی این امر مشهود است. اما سابقهی
تاریخی حضور برخی اساتید در این دانشگاه مؤید فضای باز در انتخاب اساتید بوده است.
به خصوص در ابتدای تشکیل این دانشگاه، نمود حضور اساتیدی که هیچ سنخیتی با اهداف
نداشتهاند، بسیار زیاد بوده است. مثلاً یکی از اساتید دانشکدهی اقتصاد که مشاور
اقتصادی فرح پهلوی بوده است، از همان ابتدا در لیست اعضای هیئت علمی بوده و هنوز
نیز هستند. عبدالکریم سروش، سعید حجاریان، محسن کدیور، حسین بشیریه، مصطفی پورمحمدی
و ... نیز در هرکدام در دورههایی در این دانشگاه تدریس داشتهاند. آزادی بیان نیز
به حدی بوده است که سروش مبانی نظریهی قبض و بسط تئوریک شریعت در این دانشگاه بیان
کرده است که در مقدمهی کتابش به آن اشاره کرده است. دو سال پیش نیز زمزمههای حضور
مجدد سروش در دانشگاه مطرح شد که مخالفتهایی را در پی داشت.
در ترم اخیر هم
شخصیتهای مختلفی در دانشگاه تدریس دارند. از این میان به نام سردار رحیم صفوی در
دانشکدهی علوم سیاسی و دکتر دانشجعفری در دانشکدهی اقتصاد (به عنوان استاد مدعو)
میتوان اشاره کرد.
۱۰
مطالبات
رهبری از دانشگاه امام صادق علیه السلام
با این مقدمات خواندن بخشهایی
سخنان رهبری را در دیدار با دانشجویان دانشگاه امام صادق علیهالسلام را به شما
پیشنهاد میکنم:
«دانشگاه امام صادق يك پديدهى ممتاز است؛ صرفاً يك دانشگاه مثل
بقيهى دانشگاهها نيست كه فقط مىخواهند دانشجو و عالم تربيت كنند؛ اين هم هست؛
منتها علاوهى بر اين، مىخواهد از همه جهت، يك الگوى دانشگاه اسلامى باشد؛ از جهت
انگيزههاى ايمانى، رعايتهاى عملى و رفتارى، و عشق به علم و علمآموزىِ عاشقانه و
مؤمنانه. اين كه امام مىفرمايد: «من دوست داشتم بر سر شاگردان تازيانهها بلند
مىشد، براى اينكه اينها را به علم بكشانند»، اين معنايش چيست؟ علم را اسلام قدسيت
بخشيده، علم يك امر مقدس است؛ دنبال علم رفتن داراى قدسيت است. اينطور نيست كه علم
مثل هر ابزار ديگرى، فقط وسيلهاى براى پول در آوردن باشد - حالا پول هم از آن در
مىآيد - اما قدسيت علم بايد حفظ شود؛ «العلم نور»؛ نور بودن علم بايد مورد نظر
باشد و از جملهى شؤون دانشگاه اسلامى، يكى همين است. همه خيال مىكنند دانشگاه
اسلامى كه مىگوييم، يعنى حجابها اينطورى باشد، پسرها آستين كوتاه نپوشند و
زلفها بلند نباشد؛ اينها كه معناى دانشگاه اسلامى نيست! دانشگاه اسلامى از لحاظ
ايمان، انگيزه، شور مقدس، رفتار اسلامى و علمآموزى مؤمنانه، اينها شرط دانشگاه
اسلامى است. آن وقت جهت دادن؛ جهت دادن به اين علمآموزى ؛ كه بهترين كارى كه در
دانشگاه شد، يكى همين بود كه اين دانشگاه را مخصوص علوم انسانى كردند؛ كه اين
منطقهى واقعاً خلأ و فراغى بود؛ يك خلأ است كه آن بايد پُر شود. خوب، اگر شما كه
دانشجوى اين دانشگاه هستيد و در اين بيست و چند سالى كه اين دانشگاه سرپاست،
توانسته باشد اين رسالت را انجام دهد - كه يك نمونهى دانشگاه و متخرّجين دانشگاه،
به صورت مطلوب و اسلامى فراهم بياورد - اين دانشگاه به دستاورد بسيار بزرگى رسيده
است. اين دانشگاه، اين است. از اين دانشگاه، توقع چيز ديگر و فراتر از اين
است.
خروجى دانشگاه امام صادق، ايدهآلش فقط نبايد اين باشد كه حالا بيرون
بيايد، فرض كنيد اگر در فلان رشته، درس خوانده برود وكيل بشود يا محضردار بشود و يا
برود كارمند فلان دستگاه وزارتىِ دولتى بشود؛ نه اينكه من مخالف باشم؛ نه، من
موافقم كه جوانهاى خوب در اركان تشكيلات اجرايى كشور - چه قضايى و چه قوهى مجريه
- حضور داشته باشند؛ اما اين براى خروجى دانشگاه امام صادق ايدهآل نيست؛ ايدهآل و
آن نقطهى آرمانى را بايد از همان مطالبى كه تا الان در اين نيم ساعته عرض كردم،
جست. شما بايد در علم، يك حركتى به وجود آوريد؛ بايد در دنياى دانشآموزى و پيشرفت
علم و بناى علمى كشور، يك تحرّكى به وجود آوريد؛ اين است آن رسالت اصلى شما. كارى
كنيد كه دانشمندان مسلمان و مؤمن ما، در رشتههاى مختلف علوم انسانى، صاحبنظرانى
شوند كه دنيا از نظرات اينها استفاده كند؛ كارى كنيد كه دانشگاه امام صادق، نه فقط
در مقايسهى با فلان دانشگاه ديگرى كه در تهران يا شهرستان هست، يك رتبهى جلوترى
به دست آورد؛ بلكه اين دانشگاه مرجع تحقيقات مراكز علمى و دانشگاههاى دنيا بشود.
امروز در دنيا و حتى در همين دنياى گمراه غربى، افراد بسيارى هستند كه به دنبال
حقيقتاند؛ انسانهاى دانشمند و دانشپژوهى هم در بين اينها هستند و فراواناند، و
كم هم نيستند كه دنبال حرف حساب و حقاند؛ يك چنين انسانى در هر نقطهى دنيا - در
كشورهاى اروپايى، آسيايى، امريكا و جاهاى ديگر - وقتى دارد دنبال يك مطلبى مىگردد،
بايد بتواند اثر علمى شما را در اين پايگاه رايانهاى پيدا كند؛ حرف و فكر و راه
تازهاى را كه شما داريد نشان مىدهيد. اين را ما از دانشگاه امام صادق مىخواهيم.
خروجى دانشگاه امام صادق بايد با اين نيّت و فكر، بتواند متخرج اين دانشگاه بشود.
بنابراين دانشگاه را قوى كنيد.»
برای اطلاعات بیشتر میتوانید اینها را هم بخوانید:
سایت رسمی دانشگاه امام صادق علیهالسلام
وبلاگ کافه اندیشه
انجمن وبلاگنویسان دانشگاه امام صادق علیهالسلام

تأسیس سازمان ملل متحد زمینهی تدوین حقوق بشر را هموار کرده است. همچنین باعث شده است تا حقوق بشر از شکل ابتدایی و جزئی آن به جامعیت برسد و نیز به عنوان امری بینالمللی تلقی گردد. قطعنامهی آزادی اطلاعات از اولین قطعنامههای حقوق بشری ملل متحد است که دو سال پیش از تصویب اعلامیهی جهانی حقوق بشر تدوین شده است. در این اعلامیه، آزادی اطلاعات به عنوان یک حق بنیادین از سوی مجمع عمومی سازمان ملل به رسمیت شناخته شده است: «آزادی اطلاعات یک حق بنیادین بشری و... سنگ بنای تمام آزادیهایی است که سازمان ملل متحد وقف آن است. » اعلامیه آزادی اطلاعات به دولتها توصیه میکند که آنچه در توان دارند بعمل آورند تا حق مخبرین در جمعآوری و مخابرهی آزادانه و صحیح اخبار محفوظ بماند و در ایجاد تسهیلات برای اطلاعات سازمان ملل متحد و پشتیبانی از فعالیت مراکز اطلاعات ملل متحد مساعی خود را به کار برند.
این قطعنامه همچنین از شورای اقتصادی و اجتماعی خواست تا کنفرانسی در زمینهی آزادی اطلاعات تشکیل دهد. این کنفرانس در سال 1948 در ژنو تشکیل شد و سه طرح مقاولهنامه جمعآوری و پخش اخبار، مقاولهنامه حق بینالمللی تصحیح و مقاولهنامه بینالمللی کسب اطلاعات تهیه و تقدیم داشت. دو طرح اول در سال 1949 به تصویب مجمع عمومی رسید و طرح سوم در سال 1962 به صورت یک اعلامیه توسط شورای اقتصادی و اجتماعی صادر و اعلام گردید.
مادهی 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر (مصوب دهم دسامبر 1948) به عنوان پایهایترین سند بینالمللی حقوق بشر به صراحت آزادی اطلاعات را به عنوان یکی از حقوق انسانی بیان داشته است: «هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد. »
مادهی 19 میثاق حقوق مدنی و سیاسی (مصوب 16 دسامبر 1966) در بند دوم خود آزادی بیان را رسمیت مجدد بخشیده است و جستجو، تحصیل و نشر عقاید و نظر را در ابعاد و اشکال مختلف خواه شفاهی و خواه کتبی، به صورت نوشته یا چاپ یا آثار هنری مورد حمایت خود قرار داده است.
احمد مسجدجامعی، وزیر سابق ارشاد که چندی پیش در سفری به عراق ملاقاتی هم با آیت الله سیستانی داشته، به شرح این دیدار و نقل مباحث دقیق ایشان پرداخته است. ظرایف این گزارش، نوع برخورد متواضعانه و همچنین احاطه دقیق ایشان به مباحث علمی و فکری روز ایران را نشان می دهد. از این رو مناسب دیدم تا با بازنشر این مطلب دیگران را نیز از این مطلب مطلع کنم. این مطلب در ویژهنامهی نوروزی روزنامه اعتماد ملی درج شده است.
ـــــدغدغه های آیتالله سیستانی درباره اوضاع فرهنگی، فکری ایرانــــــــــ
ـــــــــاحمد مسجدجامعیـــــــــ
آنچه میخوانید، حاصل دیداری است با آیتالله سیستانی در سفر اخیرم به عراق. این گفتوگو ضبطشده نیست و فکر نمیکردم روزی آن را بنویسم. گفتههای ایشان را نقل به مضمون کردهام، هرچند کوشیدهام عین عبارات ایشان تا جایی که ممکن است محفوظ بماند.
از بازارچهای شلوغ وارد کوچهای تنگ میشویم؛ با خانههای قدیمی. منزل آیتالله سیستانی در همین کوچه قرار دارد.
فکر میکنم با توجه به وضعیت ویژه عراق باید تدابیر شدید امنیتی برای ورود به آن خانه حاکم باشد، اما نشانی از تدابیر سخت نیست. احترام میکنند و بیآنکه کسی از ما درباره همراهداشتن موبایل یا چیزهای مشابه دیگر سوال کند، وارد منزل میشویم.
در اینجا روحانیون کشورهای مختلف حضور دارند. هرچند زبان غالب عربی است، اما حضور زبان فارسی را هم حس میکنم و میتوان با این زبان هم گفتوگو کرد. یکی، دو نفر همراهی میکنند، تا دقایقی بعد وارد اتاق آیتالله بشویم.

اتاق بسیار ساده است و ایشان دو زانو در کنجی نشستهاند. انتظار میرفت مطابق روال معمول وسایل و تجهیزاتی از قبیل دوربین و ضبط صوت و غیره در اتاق پیشبینی شده باشد، اما چنین نیست، تشریفاتی به چشم نمیخورد و جز پتوی کنار اتاق تجمل دیگری وجود ندارد. اینک در محضر ایشان نشستهایم و آشناییهای اولیه حاصل شده است.
قاعده این است که آقای سیستانی بپرسند و ما پاسخ دهیم، اما با فروتنی و ادب تمام ایشان سخن را آغاز میکنند و گزارشی کوتاه از وضعیت عراق امروز میدهند و میافزایند: ما اینجا به ابتلائات سخت آزمایش میشویم و البته گلایهای هم نیست و خدا را شکرگزاریم. ائمه ما هم به ابتلائات سختی دچار بودند. آنها پیشوایان ما هستند. ما خدا را شاکریم که برای این مشکلات در عراق انتخابمان کرد و این لیاقت را در ما و مردم عراق دیده و اینگونه امتحان میکند.
اگر با من نبودش هیچ میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی
شما در اینجا به زیارت آمدهاید، قبول باشد؛ ولی ما در جوار حرم مطهر امیرالمومنین(ع) هستیم و توفیق تشرف نداریم.
من در این سالها به واسطه شرایط دشوار امنیتی، فقط یک بار موفق به زیارت در حرم شدهام؛ آن هم زمانی بود که پس از معالجات از خارج به اینجا برگشتیم و قبل از آمدن به خانه به زیارت حرم مطهر موفق شدیم.
شما از کشتارهای شیعیان و مردم عراق خبر دارید؛ از ظلمهایی که به مردم ما میشود، کم و بیش اطلاع دارید؛ از ضربههایی که به ما وارد میشود، قدری شنیدهاید، ولی ما باید تحمل کنیم:
مرد آن است که در کشاکش دهر
سنگ زیرین آسیا باشد
من به آینده عراق خوشبین هستم و امیدوارم که ما از این امتحانات و ابتلائات سربلند بیرون بیاییم.
شما هم قدر امنیت را در کشورتان بدانید. الان در افغانستان، پاکستان و عراق که همسایه شما هستند، ناامن است و شما مراقب این امنیت در کشورتان باشید. در مثل است که مرگ فقط برای همسایه نیست.
این گزارش ما بود؛ حالا شما که مشکلاتی از این نوع ندارید، از اوضاع ایران بگویید؛ از اوضاع فرهنگی و فکری ایران بگویید؛ شما در برابر نظرات جدید و دیدگاههای فکری غرب چه کارهایی کردهاید؟
واقعیت این بود که من آمادگی چنین پرسشی از ناحیه ایشان را نداشتم. غافلگیر شده بودم. تصویری که تاکنون از ایشان در ملاقات با ایرانیها نقل میشد، حول محورهای دیگری بود: بحث درباره آرای فقهی و تاکید اهمیت حدیث و کمی هم مباحث سیاسی و البته مسائل مستحدثه را هم مطرح میکردند.
یکی از دوستان از ایشان پرسیده بودند که چرا دوره درس خارج شما اینقدر طولانی است و پاسخ شنیده بود که من مقید هستم به مسائل خلاف و نظرات اهل سنت در مباحث فقهی بپردازم، اما این بار بحث لونی دیگر داشت و از حوزه دیگری آغاز شده بود؛ پرسش در باب فرهنگ و مبانی فکری و نظری بود.
پرسش آقای سیستانی، پرسش سادهای نیست، بلکه دغدغه مهمی است که همه ما درگیر آنیم.
در پاسخ به ایشان میگویم یکی از رویدادهای مهم فرهنگی در سالهای پس از انقلاب در ایران رواج و شکوفایی دانشنامهنویسی است. بیش از دو دهه است که ما در این حوزه کار میکنیم، میکوشیم با منابع و نگاههای جدید که منطبق با شرایط امروز عالم باشد، مباحث و مطالب مختلف را به صورت مقالات دایرهالمعارفی تالیف و تدوین کنیم تا به سهولت در اختیار مراجعهکنندگان قرار گیرد و پاسخگوی پرسشهای آنها باشد. البته اینگونه کارها لزوما جنبه گروهی و سازمانی دارد و کاری فردی نیست.
آیتالله سیستانی در تایید میگویند امروز دیگر کارهای بزرگ فردی چندان معنایی ندارد و چنین کارهایی باید لجنهای باشد و بعد بحثی را پیش میکشند که بیشتر باعث تعجب و شوق من میشود. هیچ انتظار آن را نداشتم.
ایشان با همان لحن آرام و سخن بیپیرایه میگویند: من برخی از این کارها را دیدهام و وقتی با تسلط تمام به نقد و بررسی برخی از مدخلهای این دایرهالمعارفها اشاره میکنند تعجب و حیرتم بیشتر میشود.
آیت الله به مدخل «ابن تیمیه» و «ابنسینا» به عنوان نمونههایی که دیدهاند، اشاره میکنند و درباره آنها نظر میدهند.
مدخل ابن تیمیه نوشته مرحوم آقای زریاب خویی است. ایشان بیآنکه اشارهای به نام پدیدآوردنده داشته باشند، میگویند که این مقاله طولانی و خوب است؛ ولی بعضی از ابعاد و آثار مهم ابنتیمیه دیده نشده است و در برداشتها و استنباطها نظرات ویژهای که بدیع باشد، ارائه نشده است؛ من هنوز از از تامل در این سخن بیرون نیامدهام که به مدخل بعدی میپردازند.
مدخل ابنسینا را مثال میزنند. این مقاله را مرحوم آقای شرف خراسانی تالیف کردهاند؛ ایشان این بحث را با مدخل ابنسینا در دایرهالمعارف جدیدی در مصر، که نام آن را نبردند، مقایسه میکنند و کار مصریها را منسجمتر و با ایدهای روشنتر ارزیابی میکنند؛ هر چند مدخل ابنسینا در دانشنامه ایران منابع بیشتری را ارائه داده و اطلاعات و حجم مطالب آن گسترده است ولی میتوانست جنبه تحلیلی بیشتری داشته باشد.
پس از آن به مدخل، «اعتباریات»، میپردازند؛ این مدخل به قلم آقای سروش است و درباره آن میگویند که این مقاله گاهی به نظرات میرزای نائینی و گاهی به آرای مرحوم کمپانی نزدیک میشود؛ هر چند انسجام و ایده روشنی در آن نمیتوان یافت.
سپس تاکید کردند که البته در بین دانشنامههای فارسی فقط دایرهالمعارف بزرگ اسلامی را دیدهاند و ترجمه عربی برخی از مجلدات آن را نیز دارند. سر ویراستار این دانشنامه سیدمحمدکاظم موسوی بجنوردی است و پدر ایشان از بزرگان حوزه نجف بودهاند.
در اینجا از طرحی سخن گفتم که چند سال پیش برای ارزیابی مدخلهای اسلامی دایرهالمعارفها و اظهارنظر در باب رتبهبندی بهترین آنها در این زمینه انجام دادیم.
سپس آیتآلله سوال کردند که این کارها البته خوب و ارزشمند است ولی عمدتا جنبه عمومی و اطلاعات کلی دارند. در حوزههای تخصصی و تحلیلی چه کارهایی شده است؟
معلوم بود سوال ایشان قراردادی نیست؛ پرسشهای اساسی و دغدغههای فکری گستردهای دارند و از باب نقش و تظاهر و تفاخر به این مباحث روی نیاوردهاند.
تاملی کردم و از چند موسسه پژوهشی و انتشاراتی تخصصی نام بردم؛ مرکز تدوین کتابهای درسی حوزه و دانشگاهها، مرکز نشر دانشگاهی و سمت (سازمان مطالعات و تحقیقات) و تاریخچه شکلگیری آنها را همراه با گزارشی کوتاه از فعالیتهایشان ارائه دادم.
سپس با این پرسش دقیق آیتالله روبهرو شدم که این کارها خوب است اما آیا محصول این کارها تاثیرگذار بوده و مورد توجه جوانان و دانشگاهیان قرار گرفته است. ایشان بهدنبال تاثیرات اجتماعی این آثار هم هستند و در باب اجماع استادان در باب این مباحث و با توجه به محافل علمی و فکری معارض دقتنظرهای ویژهای دارند.
واقعیت این است که تاکنون نظام ارزیابی کیفی در این حوزهها نداشتهایم و گزارشها جنبه کلیگویی و یا آماری داشتهاند. نمیتوانیم پاسخی صریح و مستند بدهم؛ از این رو ترجیح دادم که ادامه سخن را به ایشان واگذار کنم. آیتالله سیستانی این بار صریحتر طرح موضوع کردند.
من با افکار و آثار برخی از شخصیتها مثل آقای مطهری آشنا هستم. ایشان شخصیتی تاثیرگذار بودند؛ ولی بیش از سه دهه از زمان تالیف آن آثار میگذرد. هر چند هنوز هم قابل استفاده هستند، آیا شما شخصیتهایی تربیت کردهاید که مثل ایشان باشند؟
سپس خود ایشان ادامه میدهند که با افکار بعضی از شخصیتهای ایرانی آشنا هستم و به آنها علاقهمندم؛ اما نمیدانم تاثیر این افکار و آرا در بین گروههای تحصیلکرده و جوانان دانشگاهدیده چقدر است؟
به ناگزیر اشارهای به نسل جدید نویسندگان و پدیدآورندگان دارم و گزارشی از بعضی بحثهای فکری امروز ارائه دادم. اما ایشان همچنان بهدنبال پاسخ برای سوالات اساسی خود بودند و هر بار به نحوی به تبیین پرسش خود میپرداختند.
مشخصا از آقای جوادیآملی نام بردند و اظهار داشتند: من چند بار صحبتهای ایشان را شنیدهام و پرسیدند آیا همانطور که ما شنیدهایم و به مذاق ما خوش آمده است، مخاطبان دیگر هم از این بیانات استفاده و استقبال میکنند؟
ایشان سپس افزودند بعضی آثار آقای مصباح یزدی را هم خواندهاند و مشابه این سوال را در مورد تالیفات ایشان نیز دانستند که آیا پاسخگوی نیازهای نسل امروز و مفهوم و مقبول آنها هست؟
من درباره نحوه آشنایی ایشان با آثار آقایان پرسیدم؛ پاسخ دادند یکی - دو بار از طریق صدا و سیما مطالب ایشان را شنیدهایم، بعضا آثار آقایان را هم خواندهام.
پاسخ این بود که این بحثها برای بعضی گروهها پاسخگوست و آنگاه به تنوع و تکثر هویتهای فکری در ایران اشاره میکنم که به حدی است که در شرایط فعلی نمیتوان از دیدگاه غالب نام برد و بلافاصله میافزایم هرچند شخصیتهای دیگری هم هستند که به دلایل مختلف چندان رسانهای نیستند، اما از تاثیرگذاری و مقبولیت برخوردار هستند.
در لابهلای این مباحث صحبت از فلسفه پیش میآید و آیتالله به موضوع جالبی اشاره میکنند. قبلا فلسفه در بین ما به همه ساحتهای زندگی و علم توجه داشت؛ اما کمکم محدود به ماوراءالطبیعه شد و رابطهاش با زندگی روزمره و با علم قطع شد، در همین بحث از ابنسینا یاد میکنند، بهعنوان کسی که در آثارش صرفا به ماوراءالطبیه محدود نیست و حتی حوزه موسیقی را هم دربر دارد و از ابنخلدون نام میبرند که در آثارش به فلسفه اجتماعی میپردازد.
سپس آیتالله بحث را به حوزه دیگری هدایت میکنند و از وضعیت گروههای فکری جدید میپرسند. در این میان اشارهای به کتاب سیاستنامه آخوند خراسانی میشود. این کتاب تالیف آقای کدیور است و سراغ جلد دوم آن را میگیرند و توضیح میدهند برخی از مطالب و سندها به جلد بعدی ارجاع شده است.
آیتالله این کتاب را با دقت خواندهاند و ایرادهایی به فصلبندی و نمایهسازی آن دارند و میگویند ارجاعی را که در فهرست به متن کتاب داده شده نتوانستند بیابند.
بحث به حوزه مباحث تاریخی کشیده میشود و از ازدیاد رویکرد به مباحث تاریخی در ایران میپرسند. این مباحث و این شیوه بحث چقدر پاسخگوی نیاز امروز ماست و اشاره دارند که مباحث تاریخی در ایران عموما با نگاه به انقلاب اسلامی است. حالا یاله یا علیه و ظاهرا این نحوه تاریخنگاری را چندان قابل قبول نمیدانند؛ و بر این نظرند که تاریخ هر دوره را باید باتوجه به شرایط و وضعیت حاکم بر همان دوره نوشت و ارزیابی کرد.
چون فکر نمیکنم جلد دوم کتاب آقای کدیور منتشر شده باشد؛ لذا به اثر دیگری اشاره میکنم که در باب آرای آخوند خراسانی است و گروهی از طلبههای مشهد در حال تهیه کردن آن هستند و ایشان علاقهمند هستند که آن را هم ببینند.
جلسه از زمان تعیینشده طولانیتر شده است و فرزند بزرگوار ایشان از ابتدای جلسه همچنان ایستاده در جمع ما حضور دارند و ادب ایشان باعث نگرانی بیشتر در باب تاخیر در برنامهها میشود. بهرغم آنکه دوست داشتم همچنان پای سخنان ایشان بنشینیم، آماده رفتن میشوم؛ اما گویی ایشان هنوز مطالبی دارند که بیشک برای ما مهم و ارزشمند است؛ آیتالله در باب کتابهایی که از قم برایشان ارسال میشود میگویند در این آثاری که اخیرا میبینند توجه زیادی به مسائل مربوط به کرامات است و اظهار میدارند که این قبیل کتابها چاپهای مختلف و متعددی دارد و سپس به نمونهای از این کتابها اشاره میکنند که در شمارگان بالا به بازار آمده است.
در پاسخ به ایشان من هم حرفی برای گفتن ندارم و نمیتوانم این همه کرامات و عوامزدگی را که حتی در حوزه خواص هم راه پیدا کرده است انکار کنم.
ترجیح میدهم در این مورد سکوت کنم. سپس به بعضی کارهای این دینپژوهان اشاره میکنم و از تاثیرات علمی راهاندازی کتابخانههای تخصصی در حوزههای فلسفه و کلام و حدیث و قرآن و تاریخ و ادبیات و فقه که چند سالی است در قم کار خود را آغاز کرده، نکاتی را بیان میکنم و نشریه آینه پژوهش از دفتر تبلیغات اسلامی را معرفی میکنم که منبع قابل اتکایی برای بررسی وضعیت کتابهای دینی در ایران است.
سپس یادی از مرحوم میرزاعلی آقای فلسفی میشود و به کتابی که درباره انسان خواندهاند اشاره میکنند. من به معرفی کتاب دیگری درباره آقای فلسفی میپردازم که توسط شاگردان ایشان تهیه شده و در دست انتشار است.
به همین مناسبت نامی از آقای مهدویدامغانی به میان میآید. ایشان این خاندان را میشناسند و بلافاصله میگویند احمد مهدویدامغانی که در آمریکا است؟ یادم میآید که در شرحی از آقای مهدویدامغانی خواندهبودم که 60 سال پیش در مشهد مقدس آیتالله سیستانی نزد مرحوم حاج شیخ سیفالله ایسی شرح منظومه میخواندند. بحث حوزه خراسان است و یادی از برخی بزرگان میشود نامی از آقای حکیمی هم به میان میآید، آیتالله علاقه بسیار و تاکید بر اهمیت حدیث دارند و از کتابهای آقای حکیمی هم برخی را خواندهاند و از اینکه آثار ایشان مورد توجه است اظهار رضایت دارند.

از سخنان آیتالله و احاطه همهجانبهای که به مباحث حوزههای فکری و فرهنگی دارند میشود دریافت که ایشان با آثار دانشمندان دیگر کشورها آشنا هستند؛ اما در عین حال میپرسم: آیا شما آثار نویسندگان دیگر کشورها را هم دنبال میکنید؟
پاسخ میدهند بله، آثار عربی دیگر کشورها را میخوانم؛ اما با زبانهای اروپایی آشنا نیستم و از ترجمههای عربی آنها استفاده میکنم. دوستان خصوصا از بیروت این کتابها را تهیه میکنند.
آیتالله کتابخانهای دارند که در آن دهها جلد کتاب فارسی به چشم میخورد و میگویند بعضی از کتابها را دوبار خواندهام و بخشهایی از کتابها را چند بار. ایشان اظهار میدارند درباره ایران کتابهایی را که دیگران در کشورهای دیگر هم نوشتهاند میخوانند.
آیتالله ابراز تمایل میکنند که آثار ارزشمندی را که در ایران چاپ شده است برایشان بفرستیم و بلافاصله اضافه میکنند البته بهای آن را خودم میپردازم تا به شما فشاری وارد نشود. در پاسخ کمی مکث میکنم و ایشان ادامه میدهند که شما نگران نباشید، من از وجوهات شرعی استفاده نمیکنم؛ پولی برای این خریدها در اختیار ما هست و من خوشحالم که بتوانم خدمتی انجام دهم.
خیلی بیشتر از زمان پیشبینی شده در خدمت ایشان بودهایم و دیگر وقت خداحافظی است.
از جا برمیخیزم. ایشان هم برخاستهاند. برای خداحافظی نزدیک میشوم؛ اما ظاهرا هنوز مطالب دیگری ناگفته مانده است.
ایشان برخی دوستان و بزرگان را نام میبرند و درباره مطالب و نامههایی که برای ایشان ارسال شده توضیحی میدهند و اضافه میکنند که من برای ایران کمتر مطلبی مینویسم یا نامهای را پاسخ میدهم، چون من چیزی مینویسم اما چیز دیگری خوانده و فهمیده میشود. در پایان به آقای خاتمی سلام رساندند و ابراز تمایل میکنند که آثار ایشان را ببینند. در پایان اینچنین عذرخواهی میکنند: ببخشید شما را خسته کردیم؛ میخواستم قدری بیشتر بدانم.
من شرمنده میشدم؛ این شرمندگی وقتی بیشتر میشود که ایشان چندقدمی ما را مشایعت میکنند و از محضرشان مرخص میشوم. از آن خانه ساده و صمیمی پا بیرون مینهم و دوباره از همان کوچه تنگ و قدیمی میگذرم. بانگ اذان ظهر از گلدستههای حرم مطهر در فضا طنینانداز میشود. آستان مبارک مولای متقیان در پیشرو دیده میشود. سلام میکنم؛ صلیالله علیک یا امیرالمومنین و به راه خود ادامه میدهم.

به «نوآوری» کوش در زندگی
که سالت شود سال بالندگی
«شکوفایی» و حُسن حاصل شود
که این سال «مهدی»ست به فرخندگی