تبليغاتX
حکومت و معنویت

حکومت و معنویت

جُستارهایی در باب حقوق عمومی و حقوق ارتباطات

نتایج نهمین جشنواره پژوهشگران برتر دانشگاه انجام شد و بر اساس آن، وبلاگ «حکومت و معنویت؛ جُستارهایی در حقوق عمومی و حقوق ارتباطات» به عنوان وبلاگ علمی برتر دانشگاه انتخاب شد.

در این مراسم مبلغ یک میلیون ریال وجه رایج مملکتی، یک عدد فلش مموری چهار گیگی و معادل چهارصد هزار ریال بن خرید کتاب به این‌جانب تقدیم گردید.

+ نوشته شده در  2008/12/15ساعت 16:46  توسط محمدصالح مفتاح  | 

اولین‌بار بود که در همایش‌های رسمی که موضوع خاصی ندارند و باید سالانه برگزار شوند، شرکت می‌کردم. این را هم باید به تجربه‌های قبلی‌ام بیافزایم. حاشیه‌های این‌گونه همایش‌ها معمولاً شیرین و خنده‌دار است. از سوتی‌های بزرگان گرفته تا این‌که جوان‌ترین شرکت‌کننده در همایش بودم و تا جزوه‌ چند صفحه‌ای که لیست تهیه‌کنندگان‌ش ده‌ها نفر است و ...

حاشیه‌های پذیرایی هم همیشه ریسه رفتن دارد. از بزرگی که به جای برداشتن میوه، بشقاب را زیر میوه می‌زند، یا دوستی که از عجله‌اش برای خوردن‌ش در حال مردن و خفه‌شدن بود و تا سعی صفا و مروه میان دو سالن پذیرایی و ... همه را می‌شد در دقایق پذیرایی دید و خندید و سردرد گرفت و گریه کرد و نخورد!

وقتی که می‌خواهی از دست کسی فرار کنی، بارها می‌بینی‌اش. سر می‌چرخانم در هر گوشه‌ی سالن می‌بینم‌ش. مجبور می‌شوم بروم و سلام و عرض ارادت کنم و پاسخ سئوالاتی که خودم هم جوابی برای‌شان ندارم را به دکتر میرمحمدصادقی بدهم. (کاش می‌شد فریاد می‌زدم که مسئول پاسخ به سئوالات‌تان همین آدمی است که این‌جا در حال پرسه زدن است!) یک چیز دیگر هم در این استادمان هست که خیلی دوست‌ش دارم. با اینکه ردیف جلو نشسته است، روزنامه از دستش نمی‌افتد. بی‌خیال همه‌ی سخنران‌هاست. شاید هم یادش نیست که چند سال پیش خودش در همین قوه‌ی قضائیه مسئول بود.

در این مراسم، آیت‌الله دری نجف‌آبادی برای شادی روح شهید آیت‌الله هاشمی شاهرودی علو درجات را خواستار شد و وزیر محترم دادگستری، آیت‌الله مروی را وزیر فقید دادگستری خواند!!!

+ نوشته شده در  2008/6/24ساعت 17:18  توسط محمدصالح مفتاح  | 

۱. دیروز رونمایی از آخرین اثر دکتر کاظم معتمدنژاد در فرهنگسرای رسانه برگزار شد. در اين مراسم دکتر محسنيان‌راد، فرقاني و خانيكي درباره كتاب «تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطي» و انديشه‌هاي دكتر معتمدنژاد سخنراني كردند. رونمايي از كتاب كاظم معتمدنژاد نخستين جلسه از سلسله برنامه‌هاي «زرين قلم» بود كه در آن قرار است آخرين آثار نويسندگان برجسته حوزه ارتباطات و رسانه معرفي شود.

۲. نمی‌دانم در مواجهه‌ی با این‌گونه موارد باید شاد باشیم یا ناراحت. انتشار یک کتاب تازه نوید رشد علمی می‌دهد یا نشان از رشد جهل دارد. از آن سو نشانگر رشد علمی است که تولید تازه‌ای در حوزه‌ی اندیشه را نشان می‌دهد و از رو مروج جهل است که یک منبع را به نادانسته‌های علمی بشر می‌افزاید. دیروز بعد از مراسم ناراحت بودم که یک کتاب به کتاب‌های نخوانده‌مان اضافه شده است و احتمال این‌که بتوانم آن را مطالعه کنم کم است. این یعنی هرروز جهل‌مان بیش‌تر می‌شود.

۳. حدیثی است منسوب به امیرالمومنین علیه‌السلام که می‌فرماید «العلم نقطة كثّرها الجاهلون» یعنی که علم نقطه‌ای است که جاهلان آن را گسترش داده‌اند. صحت اسناد این حدیث به حدی قوی است که احتمال صدور آن از غیر معصوم را بسیار ضعیف می‌کند. کتبی چند نیز در شرح این حدیث آمده است که برخی از آن‌ها «النقطة القدسية» منسوب به خواجه نصير الدين طوسي، «مثنوي في شرح حديث العلم نقطة كثرها الجاهلون» منسوب به جلال الدين علي عنقا الطالقاني، «زيادة البسطة في بيان العلم نقطة» تأليف عبد الغني ابن إسماعيل النابلسي حنفي (از علماي بزرگ اهل سنت) و نیز «نثر الدر و بسطه في بيان كون العلم نقطة» تأليف احمد بن محيي الدين مالكي می‌باشند. واقعاْ اگر صحت این حدیث را بپذیریم چگونه می‌توان بر گسترش اندیشه و تولیدات علمی در میان بشر به دیده‌ی خوبی بنگریم؟ آیا تمدن کنونی را می‌توان تمدنی برپایه‌ی علم دانست یا جهل و شاید جهل مرکب پایه‌های تمدن کنونی بشر را تشکیل می‌هد؟

۴. چند روز پیش با دوستی درباره‌ی ماهیت علم گفت‌وگو می‌کردم. می‌گفت که در بسیاری از زمینه‌ها حرف آخر را اول زده‌اند و شاید دیگر نتوان سخن تازه‌ای را در نظر بیاوریم. مثال می‌آورد از تقسیم‌بندی ارسطو از انواع حکومت. حکومت را باید یا فردی دانست یا گروهی. حاکمیت جمعی هم منقسم می‌شود به حکومت اکثریت یا اقلیت و همه‌ی اینها را می‌توان به حکومت خیر و شر تقسیم کرد. شش حالتی که برای حکومت می‌توان متصور شد را هزاران سال پیش گفته‌اند. دیگر معنی ندارد که این‌همه بنشینیم و ما هم به دنبال تازه کردن نوشتارها و اندیشه‌ها باشیم.

۵. مگر آدمی‌زاد چقدر عمر می‌کند؟ ۶۰ سال؟ ۷۰ سال؟ چقدر باید بیاموزد؟ چقدر باید این آموخته‌ها را به کار ببندد؟ مگر ما را برای آموختن به این عالم خاکی هبوط داده‌اند؟ پس رشد و تعالی بشر کجای این منظومه قرار می‌گیرد؟

۶. ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به «غفلت» نخوری!

+ نوشته شده در  2008/6/1ساعت 10:26  توسط محمدصالح مفتاح  | 

الف. به یکی از اساتید گفتم که درباره‌ی بهداشت قضایی برای‌مان بگوئید.
ایشان هم با اعتماد به نفس کامل سخنانی در باب بهداشت غذایی گفتند و این‌که اداره‌ی بهداشت باید نظارت کند تا رستوران‌های بین‌راهی غذای پلشت به مردم ندهند!

ب. اولین بار اصطلاح اقضیه‌ امیرالمؤمنین (یعنی قضاوت‌های امیرالمؤمنین) را در کلاس فقه شنیدم. حضرت آیت الله درباره‌ی این‌که چرا قضاوت‌های علی علیه‌السلام به عنوان منبع فقهی چندان مورد استناد نیستند سخن می‌گفت. همه‌مان اقضیه را اغذیه فهم کردیم و به شوخی به استاد گفتیم: مگر امام علی علیه‌السلام هم اغذیه‌فروشی داشته‌اند؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  2008/5/25ساعت 20:24  توسط محمدصالح مفتاح  | 

یک. در حال گز کردن بخش عربی نمایش‌گاه کتاب بودم که چند نفر از دانش‌جویان جوان‌تر از خودمان را دیدم که به دنبال کتاب منطق مظفر بودند. به شوخی به‌شان گفتم که اگر بخواهید هر درسی که این استاد می‌گوید را دوباره بخوانید به هیچ جایی نمی‌رسید!

گفتم که این استاد به منطق مظفر قناعت نمی‌کند و اگر بخواهید مطابق نظرش عمل کنید، باید حتماً شرح ملا عبدالله را هم در منطق بخوانید!

میخ آهنی ما به مغز سنگی (متحجرشان) فرو نرفت! 


دو. از نمایش‌گاه خارج شده بودم که یکی از آشنایان تماس گرفت که باید هرجور که شده در درس منطق کمکم کنی. هرچه گفتم که من آدم منطقی‌ی نیستم باور نکرد. مجبورم بروم منطق را دوباره دوره کنم.

کسی منطق مظفر ندارد؟!


سه. از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید، جو ز جو!

+ نوشته شده در  2008/5/9ساعت 18:9  توسط محمدصالح مفتاح  | 

کتابی را به فارسی درباره‌ی قواعد فقه می‌خواندم. نویسنده‌ی کتاب تأکید زیادی بر استفاده از اصطلاحات و غامض کردن نوشتار داشت و به‌طوری که برای بیان یک مفهوم همچون بنای عقلاء از اصطلاحاتی همچون آراء محموده و تأدیبات صلاحیه و عبارات دیگری استفاده کرده بود تا همین مفهوم را برساند. حتی خود نویسنده هم که دانسته بود که این الفاظ نمی‌توانند مفهوم اصلی را برسانند، هربار که از این اصطلاحات استفاده کرده بود، شرح داده بود که منظورم این است.

درجای دیگری از این کتاب، نویسنده برای مثال با این مضمون نوشته بود که «خریدم هذا الکتاب را به خمسین تومان!» اخر چرا عربی می‌نویسی در وسط کلام فارسی! یا نوشته بود «سیدنا الاستاد» آخر چرا فارسی نمی‌نویسید یا عربی‌اش کنید و خیال همه را راحت کنید. اگر هم عربی می‌نویسید باید نوشته شود «سیدنا الاستاذ»

نمی‌دانم چرا باید برخی نویسندگان با قرار دادن چنین اصطلاحاتی پیچیدگی کلام را بیشتر کنند و مخاطب را دچار مشکل کنند. بالاخره این هم شیوه‌ای است تا بتوان نویسنده‌ی باسواد را از بی‌سواد به‌شیوه‌ای تشخیص داد! همچنین است درباره‌ی مخاطبین!!

+ نوشته شده در  2008/5/8ساعت 19:11  توسط محمدصالح مفتاح  | 

به درک نفس‌الامری از معنای «کمثل الحمار یحمل اسفاراً» رسیده‌ام. دست و پاهام تاول زده است، از بس که کتاب خریدم و توی نمایشگاه راه رفتم.

لیست کتاب‌های خریداری شده از نمایشگاه بین‌المللی کتاب بیست و یکم - تهران - ۱۳۸۷

العربیة:
1. القواعد الفقهیة - آیت الله العظمی مکارم شیرازی - 2 جلد
2. الإسلامیون فی مجتمع تعددی - دکتر مسعود اسداللهی
3. حرب ال«33 یوماً» الأهداف و التداعیات - إحسان مرتضی
4. تحریر التحریر، کتاب القضاء - علی الحسین الاشکوری
5. الحکم الإسلامی بین النظریه و التطبیق - آیت الله سید محمدباقر حکیم
6. خط الأمام الخمینی (قدس‌سره) عرض للمبادی‌ء العامة - الشهید عبدالزهراء عثمان محمد (عزالدین سلیم)

فارسی:
1. مجموعه مقالات فقهی، فلسفی، حقوقی و اجتماعی - آیت الله سیدمحمد موسوی بجنوردی - 4 جلد
2. حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران - دکتر سیدمحمد هاشمی - 2 جلد
3. حقوق بشر و آزادی‌های سیاسی - دکتر سیدمحمد هاشمی
4. قاموس عدالت، بررسی مبانی نظری و عملی عدالت در کلام مقام معظم رهبری- مجتبی جاویدی
5. مکتب‌های حقوقی در حقوق اسلام - دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی
6. المدوّنة - دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی
7. روش جدید در مقدمه‌ی عمومی علم حقوق - دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی
8. گفتارهایی در حقوق عمومی - دکتر ابوالفضل قاضی
9. حقوق عمومی - آندره دو میشل و پی‌یر لالومی‌یر - ترجمه دکتر ابوالفضل قاضی
10. مسائل حقوق اساسی - دکتر جعفر بوشهری
11. گفتارهایی در حقوق اساسی کاربردی - آیت الله هاشم‌زاده هریسی
12. نای و نی - امام موسی صدر
13. ادیان در خدمت انسان - امام موسی صدر
14. شوالیه‌های ناتوی فرهنگی - پیام فضلی‌نژاد
15. بیوتن - رضا امیرخانی
16. حقوق حرفه‌ای روزنامه‌نگاران (جلد یکم) - دکتر کاظم معتمدنژاد با همکاری دکتر رویا معتمدنژاد
17. حقوق ارتباطات (جلد یکم) - - دکتر کاظم معتمدنژاد و دکتر رویا معتمدنژاد
18. آراء جرائم مطبوعاتی - گرداوری، تدوین و تحشیه: وحید پوراستاد
19. بررسی فقهی-حقوقی جرم براندازی - حسین آقابابایی
20. انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن - دکتر عماد افروغ
21. محتواگرایی و تولید علم - دکتر عماد افروغ
22. مناقشه حق و مصلحت و بن‌بست جنبش دانشجویی - دکتر عماد افروغ
23. گفت‌وگوهای سیاسی - دکتر عماد افروغ

این کتاب‌ها برای خرید پیشنهاد نمی‌شود!!
24. جامعه مدنی، مبارزه مدنی - جین شارپ، رابرت هلوی
25. مرجعی آشنا با روح زمان - مجموعه مقالات درباره‌ی شخصیت آیت الله سیدمحمد شیرازی

+ نوشته شده در  2008/5/8ساعت 3:55  توسط محمدصالح مفتاح  | 

نباید پست قبلی را این‌جوری می‌نوشتم و از خودم تعریف می‌کردم. یا استاد را مسخره یا دستِ کم می‌گرفتم. به خصوص که من هم در کار مصاحبه خیلی نابلدم!

دیروز مصاحبه‌ی دیگری را با دکتر میرمحمدصادقی انجام دادم. درباره‌ی جرم سیاسی. کلاً ضایع شدم. اصلاً اختیار صحبت‌ها دستِ من نبود. استاد گفت‌وگو را خودش از جایی شروع کرد و به جایی که می‌خواست هدایت کرد. دست‌م را خوانده بود و خودش قبل از پرسش وارد بحث می‌شد و بحث‌های نصف و نیمه و پراکنده‌ای درآمده است.

آخرش هم گفت چند نکته‌ی دیگر هم مانده است که در میان بحث جاشون بده!

اشتباه از خودم بود. باید بیشتر حواسم می‌بود که با سخنگوی سابق ِ قوه‌ی قضائیه که می‌خواهم صحبت کنم، آن هم درباره‌ی موضوعی که در دانشگاه استادم بوده است، باید بیشتر و با وسواس بیشتری تلاش کنم. وقتی استاد خود به حواشی موضوع واقف‌تر است، باید بتوانی مدیریت گفت‌وگو را جوری در دست بگیری که جهت و سمت سئوالات حفظ شود.

حالا من مانده‌ام و یک ساعت حرف‌های استاد که باید ویراسته و پیراسته شود. از همه‌جای مصاحبه سخت‌تر، بخش پیاده‌کردن متن از روی نوار یا رایانه است که آدم را پیاده می‌کند، حسابی!!

+ نوشته شده در  2008/5/6ساعت 16:5  توسط محمدصالح مفتاح  | 

باید سعی بکنیم تا آینده را بسازیم، زودتر از آنکه آینده خودش را برای‌مان بسازد.

+ نوشته شده در  2008/4/18ساعت 18:56  توسط محمدصالح مفتاح  | 

نمی‌دانم ما کلاس و علم‌مان خیلی بالاست یا دیگر بی‌سوادند.

روز سه‌شنبه رفته بودیم همایش علمی حقوق کودک در دانشگاه شهید بهشتی. بیش از پنج دقیقه دوام نیاوردم. از خنده روده‌بر شدم. رفتم بیرون سالن. به رفیقم گفتم: واقعاً شما یک ترم پیش این آقای  قاضی بزهکاری اطفال گذراندید؟!! اون هم توضیح داد که چه کلاس آبکی بوده است و چیزی تهش برای دانشجویان نرسیده.

اما از این متعجبم که اون همه دانشجو با این همه ذوق و دقت چطور داشتند از سخنان گهربار اون استاد یادداشت برمی‌داشتند. به دوستم اشاره کردم: در علمی بودن این همایش همین بس که بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان دختران دانشجو هستند.

فیلم رؤیا را هم که سازمان زندان‌ها تهیه کرده است برای بار دوم دیدیم. هرچند بار اولش با اضطراب دیده بودم، اما همان موقع هم از مسخرگی و بی‌ارزشی فیلم آنقدر خندیدیم که تا آخر جلسه سنگینی نگاه‌ها بر رویم احساس می‌کردم. (قرار بود بعد از فیلم، نوبت من بود که مقاله‌ام را در باب زندان و حقوق شهروندی ارائه دهم. بار اولم بود که چنین می‌کردم.) با این احوالات، دیدم که چگونه دانشجویان و حتی اساتید فیلم را می‌دیدند و هیچ کس هم نمی‌خندید!!!!

(یادم به حرف ده‌نمکی افتاد. زمانی که آمده بود دانشگاه‌مان تا فیلم «کدام‌استقلال؛کدام‌پیروزیى» را نمایش دهد، می‌گفت: جاهایی از فیلم را که شما می خندید، هیچ‌کس دیگری نمی‌خندد!!)

این همه راه را رفتیم. استادی که منتظر سخنرانی‌اش بودیم نیامد. به‌جایش رفتیم حال و حول! هوای ولنجک خیلی خوب بود.

+ نوشته شده در  2008/4/18ساعت 18:46  توسط محمدصالح مفتاح  | 

فکر شو بکن:
استادی که چهل سال است که لب به شیرینی و بستنی نزده است. استادی که بیش از نیمی از عمرش رو در پاریس گذرانده است. استادی که به دفاتر وکالتش در لندن و پاریس و تهران فقط دعاوی میلیون دلاری رجوع می‌شود. استادی که هنوز عضو هیئت علمی دانشگاه تولوز است و هر چند هفته مجبور است برود فرانسه.

به مناسبت چاپ نظریه‌اش در باب «رابطه‌ی سبیت در جرم» به عنوان متن درسی در دانشگاه‌های فرانسه توسط استاد فرانسوی، واسش یه بستنی یخی صد و پنجاه تومنی بدمزه بگیری. اون هم توی دربایستی و تشکر و احترام به شما مجبور بشه همراه با درس دادن متون تخصصی به زبان خارجی بخوردش!

خیلی خندیدیم.

+ نوشته شده در  2008/4/16ساعت 19:49  توسط محمدصالح مفتاح  | 

تا جایی که یادم می‌آید، هرگاه نام دانشگاه خود را برای کسی گفته‌ام، عکس‌العمل تازه‌ای دیده‌ام. هرکس تصوری از این دانشگاه دارد. شاید از متداول‌ترین این‌ها این باشد که این دانشگاه نیز شبیه دانشگاه امام علی علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام نظامی است یا این‌که حداقل دانشجویان این دانشگاه بورسیه‌اند یا کار آینده‌شان تضمین است و قس علی هذا. مناسب دیدم تا به مناسبت بیست و ششمین سالگرد تأسیس دانشگاه، چند نکته‌ای درباره‌ی این دانشگاه را به همراه تصاویری از آن در وبلاگ منتشر کنم تا دیگران نیز از آن مطلع شوند.

۱
دانشگاه امام صادق علیه‌السلام دولتی نیست!

این دانشگاه از لحاظ مالی کاملاً مستقل است و از بودجه‌های دولتی استقاده نمی‌کند. تأمین بودجه‌ی دانشگاه از طریق موقوفات، کمک‌های خیرین و بازاریان، و فعالیت‌های اقتصادی جامعة الامام‌ صادق علیه‌السلام است. همچنین تحصیل در این دانشگاه معمولاً رایگان است. قید معمولاً به این دلیل است که کسانی که نتوانند به هر دلیل، تحصیلات را به اتمام برسانند، باید به دانشگاه خسارت بپردازند. این امر در تعهد محضری که در ابتدای تحصیل توسط دانشجویان تکمیل می‌شود، پیش‌بینی شده است. با تمام این اوصاف، اعتبار مدرک این دانشگاه کمتر از دانشگاه دولتی نیست.

۲
ورود به این دانشگاه نیازمند داشتن سواد، روحیه و سابقه‌ی نیکوست!

برای ورود به این دانشگاه باید از طریق کنکور سراسری اقدام کرد. پس از گذر از خان اول و کسب رتبه‌ی مناسب، برای مصاحبه‌ی حضوری به این دانشگاه دعوت خواهید شد. در این خان شما باید با گذر از مراحل متعدد در مصاحبه‌های علمی، مذهبی، فنی و روحی موفق شوید. همچنین باید فن بیان مناسبی هم داشته باشید. آزمون هوش نیز در این مرحله باید پشت سر بگذارید. با گذر از این خان، باید منتظر بمانید که در صورت تأیید تمام کارشناسان، برای تکمیل تحقیقات، درباره‌تان اقداماتی شود. این مرحله شامل بررسی وضعیت اخلاقی، حسن سابقه، صحت اطلاعات ارائه شده در مراحل قبل و امثال این‌هاست! در صورت داشتن نمره‌ی مناسب، شما تا حدود زیادی قبول شده‌اید و به اردوی پیش دانشگاهی دعوت می‌شوید. در آنجا طی یک سری برنامه‌های بنیان‌برافکن و شدید مخ شما را مورد هجوم قرار داده و درباره‌ی دانشگاه اطلاعات می‌دهند. در صورتی که در اردو سوتی خاصی از داوطلب مشاهده نشود، می‌تواند در دانشگاه تحصیل کند.

۳
نهادهای امنیتی و دانشگاه امام صادق علیه‌السلام!
نگاه به دانشگاه از دو سو افراطی است و دچار توهم است. برخی تصور می‌کنند که اینجا یک نهاد امنیتی است و برخی تصور می‌کنند جاسوس‌پرور است. مثلاً آقای عبدالله شهبازی (نویسنده و مورخ) در یادداشتی نوشته بود: «جاسوس به کسی می‌گویند که در جاهای مهم نفوذ می‌کند و اطلاعات کسب می‌کند یا خرابکاری می‌کند. کسانی را می‌شناسم که در مسیر هوایی ایران- لندن در پرواز دائم‌اند، در آکسفورد اسکولارشیپ می‌دهند، نخبگان برجسته را از دانشگاه امام صادق (ع) و جاهای دیگر «شکار» می‌کنند، با بعضی از آدم‌های مهم این مملکت رفیق‌اند، دکترا می‌دهند و «اطلاعات» می‌گیرند، سابقه خانوادگی‌شان هم به «جاسوسی» می‌خورد؛ ولی کسی کاری به کارشان ندارد.»
یا یکی از همکارانم می‌گفت که اونجا بازجویی هم داره؟
اجمالاً باید اشاره کنم که این دانشگاه با توجه به داشتن گزینش و لزوم تأیید صلاحیت برای ورود به دانشگاه، احتمالاً دارای دانشجویان مستعدی برای ورود به نهادهای امنیتی است. به قول یکی از دوستان، اطلاعیه‌های شرکت‌های خصوصی که از همه‌ی دانشجویان در همه‌ی رشته‌ها استخدام می‌کند، در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام شهره است.

۴
دانشگاه امام صادق علیه‌السلام هدف معلوم نیست!

در اینکه این دانشگاه چه هدفی را دنبال می‌کند، وحدت نظری وجود ندارد. برخی می‌گویند که این دانشگاه هم مثل سایر دانشگاه‌هاست، با این تفاوت که دروسش متفاوت است یا محیطش علمی یا دینی است. پیش از این نگاه غالب این بوده است که برای مدیریت‌های مختلف نظام افراد مناسب تربیت شوند. اما اکنون هدف بیشتر بر تربیت نیروهای عالم و نیز تولید علم دینی تأکید می‌شود. اما اینکه این اهداف تا چه اندازه در برنامه‌ریزی‌ها متجلی است، امری ست که نیازمند بررسی است.

۵
سیاست و دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

علی‌رغم همه‌ی جنبه‌های علمی دانشگاه، جنبه‌های سیاسی این دانشگاه بسیار برجسته است. مهمترین دلیلش هم مربوط ریاست دانشگاه است. چرا که ایشان پدر معنوی جناح راست محسوب می‌شود. همچنین دبیری آیت‌الله مهدوی کنی بر جامعه‌ی روحانیت مبارز مزید بر علت شده است که فضای دانشگاه سیاسی به نظر برسد. درحالی که ارتباطی میان این نوع فعالیت‌های سیاسی و عملکرد سیاسی دانشجویان وجود ندارد. نمونه‌ی این تقابل‌ها را می‌توان در اعتراض دانشجویان به آقای هاشمی رفسنجانی و پاسخ‌خواستن از وی در زمان حضورش در یک همایش در دانشگاه مشاهده کرد. همچنین است تجمع مقابل دفتر ریاست دانشگاه در زمان برگزاری جلسه‌ی جامعه‌ی روحانیت در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری.
فضای سیاسی دانشجویان نیز به شدت پررنگ است. به خصوص توجه به این نکته ضروری است که در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام تنها یک تشکل سیاسی وجود دارد: بسیج دانشجویی. تبلیغات و ترتیبات در فضای سیاسی بر عهده‌ی یک جریان خاص است و سایر گروه‌ها و اندیشه‌ها به دلایل مختلف (از جمله فلت افراد یا سکوت خودشان) نمود بیرونی ندارند. با این وجود بسیاری از جوانان فعال در عرصه‌های سیاسی (به خصوص در سازمان فرهنگی هنری شهرداری) در سال‌های اخیر از دانشجویان این دانشگاه بوده‌اند. تذکر این امر نیز خالی از لطف نیست که در میان مشاورین جوان دولتمردان، کمتر می‌توان از دانشجویان این دانشگاه اثری یافت؛ هرچند قرابت فکری آنها با دولت بسیار زیاد است.

۶
ممنوعیت‌های دانشگاه

این مطلب پیشاپیش تکذیب می‌شود!
در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، داشتن تلویزیون در اتاق‌های خوابگاهی ممنوع است. داشتن رایانه نیز نیازمند مجوز است. البته اعمال و توجه دانشجویان به این ممنوعیت‌ها بی‌اعتباری قوانین مربوطه را نشان می‌دهد. استعمال دخانیات «بأی نحو کان» در حکم محاربه با امام زمان علیه‌السلام می‌باشد. (بنابر فتوای میرزای شیرازی عمل می‌شود!) ورود اغیار ممنوع است. مذکراً او مؤنثاً! البته احتمالاً اخیراً کارهایی در کاهش ممنوعیت‌ها انجام شده است. چرا که به وفور (یک نفر در سال) شاهد حضور اغیار به خصوص از جنس لطیفش در دانشگاه هستیم.
این مطلب باز هم تکذیب می‌شود. (چند سال پیش انتشار مطلبی در این باره در روزنامه‌ی شرق با تکذیب روبرو شد و فعلاً با توجه عدم تغییر رویکردها تکذیبیه به قوت خود باقی ست.)

۷
رشته‌های تحصیلی

در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، تمام رشته‌های تحصیلی مرکب از دو بخش کلی است که اولینش معارف اسلامی است و بخش دوم تخصص در رشته‌ی مشخص. دوره‌ها عموماً کارشناسی ارشد پیوسته است. هر از چند سال یک‌بار نیز در برخی از گرایش‌ها در دوره‌ی کارشناسی ارشد ناپیوسته دوره‌هایی برگزار می‌شود.
دانشگاه در ابتدا با امتياز رسمي ستاد انقلاب فرهنگي در سه رشته «معارف اسلامي و تبليغ» (الهيات)، «معارف اسلامي و علوم سياسي» و «معارف اسلامي و اقتصاد»، در مقطع كارشناسي ارشد پيوسته، آغاز به كار كرد. دانشگاه امام صادق عليه السلام به دنبال گسترش رشته هاي تحصيلي و بالا بردن كيفيت و كميت آموزشي خود، در سال 1369 دو رشته ديگر «معارف اسلامي و مديريت» و «معارف اسلامي و حقوق» در مقطع كارشناسي ارشد به مجموعه موجود دانشگاه اضافه کرد.
در سال 1371 دوره هاي مقطع دكتري در اين دانشگاه در چهار رشته الهيات، علوم سياسي، علوم اقتصادي، و فرهنگ و ارتباطات تأسيس شد. ايجاد دكتري حقوق نیز در سال‌های اخیر به برنامه‌های دانشگاه اضافه شده است. قریب به یکصد نفر نیز در این مقطع تحصیل کرده و می‌کنند.
به تبع عنوان رشته‌ها، محتوای درسی نیز دو بخشی است. در بخش معارف اسلامی، دانشجویان موظف به گذراندن دوره‌های اخلاق، کلام و اعتقادات، تفسیر، فقه و اصول هستند. در برخی مدارس علمیه فارغ‌التحصیلان این دانشگاه می‌توانند از پایه‌ی ششم ادامه‌ی تحصیل دهند.
در بخش تخصصی نیز تمام دروسی که در دانشگاه‌های دیگر تدریس می‌شود، در این دانشگاه وجود دارد؛ بدون اینکه تفاوتی در سرفصل‌ها و محتوا باشد. همچنین یکی از چیزهایی که در این دانشگاه بر آن تأکید می‌شود، آموزش زبان خارجی است. تعداد واحدهای زبان‌های خارجی نشان‌دهنده‌ی این موضوع است. بیست واحد به صرف و نحو اختصاص دارد. همچنین هشت ترم نیز به مکالمه‌ی زبان عربی اختصاص دارد. بیست واحد نیز به زبان دوم اختصاص دارد. عموماً این زبان انگلیسی است. اما دانشجویان حقوق می‌توانند به جای آن، زبان فرانسه را انتخاب کنند. علاوه بر این نیز زبان‌های تخصصی نیز در چهار واحد ارائه می‌شود.

۸
فارغ‌التحصیلان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

برخی از فارغ‌التحصیلان این دانشگاه نامشان در این لیست است:
1- دکتر سعید جلیلی- دبیر شورای عالی امنیت ملّی
۲- دکتر عبدالله رمضان زاده- سخنگوی دولت اصلاحات
۳- دکتر مصطفی کواکبیان- دبیرکل حزب مردمسالاری و مدیرمسوول روزنامه مردمسالاری
۴- دکتر زاهدی وفا- معاون وزیر اقتصاد و دارایی
۵- دکتر کاظم جلالی- سخنگوی کمیسیون سیاست خارجی
۶- دکتر مسعود اسلامی- رییس دانشکده روابط خارجی دولت اصلاحات
۷- دکتر فریدالدین حدادعادل- آقازاده رییس مجلس
۸- دکتر محمدباقر خرمشاد- معاون وزیر علوم
۹- دکتر ابوالحسنی- قائم مقام دانشگاه پیام نور
۱۰- دکتر رضی- رییس شبکه العالم
۱۱- دکتر حسینی- رییس دانشکده صداوسیما
۱۲- دکتر احمدزاده کرمانی- رییس دانشکده خبر
۱۳- دکتر کرمی- قائم مقام معاونت سیما
۱۴- دکتر بیابانی- رییس شبکه آموزش سیما
۱۵- دکتر ایوبی- معاون وزیر کشور
۱۶- وحید جلیلی- سردبیر سابق ماهنامه توقیف شده سوره و سردبیر ماهنامه راه
۱۷- مجید مختاری- سردبیر روزنامه سیاست روز
۱۸- دکتر حسام الدین آشنا: معاون سابق وزارت اطلاعات
۱۹- دکتر همایون- معاون وزیر ارشاد
و...

۹
اساتید

بیشتر اساتید این دانشگاه مدعوند. به خصوص در دروس تخصصی این امر مشهود است. اما سابقه‌ی تاریخی حضور برخی اساتید در این دانشگاه مؤید فضای باز در انتخاب اساتید بوده است. به خصوص در ابتدای تشکیل این دانشگاه، نمود حضور اساتیدی که هیچ سنخیتی با اهداف نداشته‌اند، بسیار زیاد بوده است. مثلاً یکی از اساتید دانشکده‌ی اقتصاد که مشاور اقتصادی فرح پهلوی بوده است، از همان ابتدا در لیست اعضای هیئت علمی بوده و هنوز نیز هستند. عبدالکریم سروش، سعید حجاریان، محسن کدیور، حسین بشیریه، مصطفی پورمحمدی و ... نیز در هرکدام در دوره‌هایی در این دانشگاه تدریس داشته‌اند. آزادی بیان نیز به حدی بوده است که سروش مبانی نظریه‌ی قبض و بسط تئوریک شریعت در این دانشگاه بیان کرده است که در مقدمه‌ی کتابش به آن اشاره کرده است. دو سال پیش نیز زمزمه‌های حضور مجدد سروش در دانشگاه مطرح شد که مخالفت‌هایی را در پی داشت.
در ترم اخیر هم شخصیت‌های مختلفی در دانشگاه تدریس دارند. از این میان به نام سردار رحیم صفوی در دانشکده‌ی علوم سیاسی و دکتر دانش‌جعفری در دانشکده‌ی اقتصاد (به عنوان استاد مدعو) می‌توان اشاره کرد.


۱۰
مطالبات رهبری از دانشگاه امام صادق علیه السلام
با این مقدمات خواندن بخش‌هایی سخنان رهبری را در دیدار با دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام را به شما پیشنهاد می‌کنم:

«دانشگاه امام صادق يك پديده‏ى ممتاز است؛ صرفاً يك دانشگاه مثل بقيه‏ى دانشگاه‏ها نيست كه فقط مى‏خواهند دانشجو و عالم تربيت كنند؛ اين هم هست؛ منتها علاوه‏ى بر اين، مى‏خواهد از همه جهت، يك الگوى دانشگاه اسلامى باشد؛ از جهت انگيزه‏هاى ايمانى، رعايت‏هاى عملى و رفتارى، و عشق به علم و علم‏آموزىِ عاشقانه و مؤمنانه. اين كه امام مى‏فرمايد: «من دوست داشتم بر سر شاگردان تازيانه‏ها بلند مى‏شد، براى اين‏كه اينها را به علم بكشانند»، اين معنايش چيست؟ علم را اسلام قدسيت بخشيده، علم يك امر مقدس است؛ دنبال علم رفتن داراى قدسيت است. اين‏طور نيست كه علم مثل هر ابزار ديگرى، فقط وسيله‏اى براى پول در آوردن باشد - حالا پول هم از آن در مى‏آيد - اما قدسيت علم بايد حفظ شود؛ «العلم نور»؛ نور بودن علم بايد مورد نظر باشد و از جمله‏ى شؤون دانشگاه اسلامى، يكى همين است. همه خيال مى‏كنند دانشگاه اسلامى كه مى‏گوييم، يعنى حجاب‏ها اين‏طورى باشد، پسرها آستين كوتاه نپوشند و زلف‏ها بلند نباشد؛ اينها كه معناى دانشگاه اسلامى نيست! دانشگاه اسلامى از لحاظ ايمان، انگيزه، شور مقدس، رفتار اسلامى و علم‏آموزى مؤمنانه، اينها شرط دانشگاه اسلامى است. آن وقت جهت دادن؛ جهت دادن به اين علم‏آموزى ؛ كه بهترين كارى كه در دانشگاه شد، يكى همين بود كه اين دانشگاه را مخصوص علوم انسانى كردند؛ كه اين منطقه‏ى واقعاً خلأ و فراغى بود؛ يك خلأ است كه آن بايد پُر شود. خوب، اگر شما كه دانشجوى اين دانشگاه هستيد و در اين بيست و چند سالى كه اين دانشگاه سرپاست، توانسته باشد اين رسالت را انجام دهد - كه يك نمونه‏ى دانشگاه و متخرّجين دانشگاه، به صورت مطلوب و اسلامى فراهم بياورد - اين دانشگاه به دستاورد بسيار بزرگى رسيده است. اين دانشگاه، اين است. از اين دانشگاه، توقع چيز ديگر و فراتر از اين است.
خروجى دانشگاه امام صادق، ايده‏آلش فقط نبايد اين باشد كه حالا بيرون بيايد، فرض كنيد اگر در فلان رشته، درس خوانده برود وكيل بشود يا محضردار بشود و يا برود كارمند فلان دستگاه وزارتىِ دولتى بشود؛ نه اين‏كه من مخالف باشم؛ نه، من موافقم كه جوان‏هاى خوب در اركان تشكيلات اجرايى كشور - چه قضايى و چه قوه‏ى مجريه - حضور داشته باشند؛ اما اين براى خروجى دانشگاه امام صادق ايده‏آل نيست؛ ايده‏آل و آن نقطه‏ى آرمانى را بايد از همان مطالبى كه تا الان در اين نيم ساعته عرض كردم، جست. شما بايد در علم، يك حركتى به وجود آوريد؛ بايد در دنياى دانش‏آموزى و پيشرفت علم و بناى علمى كشور، يك تحرّكى به وجود آوريد؛ اين است آن رسالت اصلى شما. كارى كنيد كه دانشمندان مسلمان و مؤمن ما، در رشته‏هاى مختلف علوم انسانى، صاحب‏نظرانى شوند كه دنيا از نظرات اينها استفاده كند؛ كارى كنيد كه دانشگاه امام صادق، نه فقط در مقايسه‏ى با فلان دانشگاه ديگرى كه در تهران يا شهرستان هست، يك رتبه‏ى جلوترى به دست آورد؛ بلكه اين دانشگاه مرجع تحقيقات مراكز علمى و دانشگاه‏هاى دنيا بشود. امروز در دنيا و حتى در همين دنياى گمراه غربى، افراد بسيارى هستند كه به دنبال حقيقت‏اند؛ انسان‏هاى دانشمند و دانش‏پژوهى هم در بين اينها هستند و فراوان‏اند، و كم هم نيستند كه دنبال حرف حساب و حق‏اند؛ يك چنين انسانى در هر نقطه‏ى دنيا - در كشورهاى اروپايى، آسيايى، امريكا و جاهاى ديگر - وقتى دارد دنبال يك مطلبى مى‏گردد، بايد بتواند اثر علمى شما را در اين پايگاه رايانه‏اى پيدا كند؛ حرف و فكر و راه تازه‏اى را كه شما داريد نشان مى‏دهيد. اين را ما از دانشگاه امام صادق مى‏خواهيم. خروجى دانشگاه امام صادق بايد با اين نيّت و فكر، بتواند متخرج اين دانشگاه بشود. بنابراين دانشگاه را قوى كنيد.»

برای اطلاعات بیشتر می‌توانید این‌ها را هم بخوانید:
سایت رسمی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
وبلاگ کافه اندیشه
انجمن وبلاگ‌نویسان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

+ نوشته شده در  2008/4/11ساعت 20:26  توسط محمدصالح مفتاح  |