استفاده ابزاری از زنان در جوامع غربی و جایگاه زن در جهان غرب – 13/2/79
آنها زن را تحت عنوان آزادی كار برای زن به بدترین وضع در جوامع خودشان كشاندند. امروزه زن به یك كالا، به بدترین وضع مبدل شده است نه یك كارگر. این موضوع را با مطالعه دقیق و مشاهده و شنیدن از كسانی كه از نزدیك دیدهاند كه چگونه زن به یك كالا تبدیل شده است و از او در پشت ویترین استفاده میكنند، عرض میكنم. زن در آن جوامعی كه ادعای حقوق برای زن میكنند، چه وضعی پیدا كرده است. اگر انسان برود در متن جوامع آنها، چه در تاریخ و چه در وضعیت وفعلی، میبیند كه زن به پستترین جایگاه رسیده است و بدترین وضع را دارد. در جوامع غربی زن به ابزاری كه مرد از او استفاده میكند مبدل شده است. در ویترین فروشگاهها برای فروش كالاها، زن واقعی را میآورند تا لباس بپوشد و مرد، زن را ببیند و جذب شود و آن را بخرد.
سوء استفاده از مسأله حقوق زنان در جریان تهاجم فرهنگی و ضرورت مقابله با آن – 11/5/78
در مورد زنان مسائل زیادی است بطوریكه دشمن و فرهنگ مهاجم و مخالف ما، معمولاً در تهاجم علیه فرهنگ اسلامی از اینجا وارد میشوند، مسأله زن و حقوق زن یكی از مسائل مهمی است كه مورد عنایت آنهاست و در تهاجم خود بر علیه ما به كار میگیرند. زمینههای مختلفی وجود دارد، شورای تبلیغات باید این زمینهها را مشخص كند، مبادا از دشمن و از تهاجم فرهنگی و تبلیغات دشمنان كه خیلی هم قوی است و شما هم بهتر از من میدانید غافل باشیم. آنچه كه همیشه موجب دغدغه مقام معظم رهبری بوده است، همین مسأله تهاجم فرهنگی است. همیشه به این نكته تكیه میكند و ذكر میكند و هشدار میدهد. باید انسان یك به یك مشخص كند و در هر زمینهای هم باز تبلیغات شكل مناسب را داشته باشد و البته با اصل تبیین افكار اسلامی و اندیشههای بلند آن سازگار باشد. ضروری است كه با تهاجم فرهنگی مزورانه غرب مقابله شود. انگیزه اصلی تبلیغات غرب علیه ما، سیاسی است، فكری و فرهنگی نیست، همان دشمنی با نظام ما است وگرنه چرا علیه كشورهایی كه مشكلات جدی در مقوله حقوق بشر و حقوق زن دارند، غرب ساكت است. بلكه این كشورها نور چشم آنها هم هستند. جای تأسف است كه كسانی هم در داخل، همان شعارهای آنها را در روزنامهها و مجلات میآورند، بعضی از روحانیون كمدانش نیز آنرا تكرار میكنند و فكر میكنند خدمت به اسلام میكنند.
اهمیت حقوق زن در جامعه - 13/2/79
واقعیت اینست كه مسأله حقوق زن با حقوق اصناف و اقشار دیگر جامعه فرق میكند، چرا كه حقوق هر صنف از اصناف مربوط به همان صنف و قشر خاص است ولی حقوق زن به كل جامعه مربوط میشود. جمعیت زنان، نصف كل جامعه را تشكیل میدهند و یكی از دو ركن اساسی حیات و زندگی انسانها محسوب میشوند چه در بعد فردی و خانواده و چه در بعد اجتماع و جامعه. اینگونه نیست كه حقوق زنان مانند حقوق قشرها و اصناف دیگر فیالمثل حقوق وكلا، پزشكان یا مهندسان مورد توجه و بحث و بررسی قرار گیرد بلكه بحث حقوق زن یكی از مسائل كلی جامعه است كه مورد احترام اسلام میباشد. باید كل جامعه فكری و فرهنگی ما و مخصوصاً حوزهها وارد این مقوله شوند. اینها بایستی نقطهنظرها و دیدگاهها را در مورد مرد و زن مشخص كنند،قوانین و مسائل متناسب با حقوق هریك از این دو قشر را كه دو ركن عظیم جامعه هستند، مطالعه كنند. سهم زن و مرد در تكوین جامعه انسانی یكسان است. هم از نظر فلسفی و براساس بینش اسلام و هم از نظر تكوین. سهم این دوقشر به یك اندازه است و هیچكدام از این دو جنس نمیتوانند بدون دیگری جامعه را تشكیل دهند و حتی نمیتوانند زندگی را ادامه دهند. اگر با این دید به موضوع بنگریم، قطعاً اهمیت آن معلوم خواهد شد. در حوزهها به عللی از جمله دور بودن فقها و علما از حكومت و مبسوطالید نبودن ایشان، بسیاری از مباحث مهم حقوقی و اجتماعی از جمله مباحث مربوط به حقوق زن و مرد - باید به حقوق مرد هم توجه شود - كمتر مود توجه واقع شده است. در دانشگاههای ما نیز به علل دیگری به این مباحث كمتر پرداخته شده است. در حكومت اسلامی، این مباحث كلان مورد توجه و نیاز است، قبلاً اینگونه نبوده است و مباحث بیشتر در حوزه مسائل فردی صورت گرفته است. بعد از پیروزی انقلاب، این موضوعات به تدریج مطرح شد و بسیار لازم و ضروری است كه در حوزهها و محافل علمی و تحقیقاتی در این زمینهها به بحث پرداخته شود. خانمهایی كه استعداد و آمادگی این مسائل را دارند نیز بحث كنند و ادامه دهند ولی این كار را فقط وظیفه زنان قرار ندهند. این بحثها باید در متن بحثهای فقهی حوزه و دیگر مراكز علمی قرار داده شود و در این خصوص هم مرد مسئول است و هم زن.
برداشتهای نادرست از زن در جامعه – 12/9/78
من معتقدم در مورد مسائل زنان پیرایههایی را میچسبانند كه ربطی به اسلام وفقه ندارد و بسیاری از اشكالاتی كه دشمنان در مورد حقوق زن متوجه اسلام میكنند، هیچ نشانهای از آن اشكالات و اتهامات در متون فقهی و اسلامی در رابطه با زن وجود ندارد، بسیاری از آنها مربوط به عرفهایی است كه متأسفانه در خیلی از جوامع دینی و مذهبی شكل گرفته و بعد گمان بردهاند كه این یك حكم شرعی است. در بعضی از عرفها ممكن است اختیاراتی به مردها در رابطه با زنان و به شوهرها نسبت به همسران داده شود كه به هیچ وجه ریشه فقهی ندارد ولی چون عرف و عادت شده تصور میشود این از اسلام است درصورتیكه با اندك تحقیقی مشخص میشود كه این موضوع به این شكل ریشه در اسلام ندارد و این یك عرف است كه به این صورت شكل گرفته است. ممكن است مصلحتی بوده است كه به تدریج شكل گرفته و اینگونه موضوعات عرفی متأسفانه زیاد است و منشأ انتقادات و اشكالاتی به اسلام شده كه باید این امور عرفی را از حقیقت اسلام جدا ساخت. اگر در مورد حقوق زن بحثی وجود دارد، باید در متون اسلام و آنچه كه از اسلام و دین برگرفته شده است مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد نه براساس ذوق عرف متدینین خشك و مقدسمآبهایی كه احتیاطات را زیاد میكنند. بسیاری از این احتیاطات نه منشأ فقهی دارد و نه منشأ شرعی، بلكه بسیاری از آنها هم خلاف احتیاط و شرع است. ملت ما مسلمان است، ایمان دارند و متدین هستند. قطعاً خانوادهها و مردم از اینكه دختران و زنانشان زیردست زنان باشند تا مردم خیلی مطمئنترند. باید یه این شایعات پایان داد كه زنها در حد مردها نیستند و مردها متخصص-ترند. همین شایعات بوده سبب انحراف فكر مردم شده است.
لزوم ایجاد كمیتههای تخصصی – 18/2/80
خلاصه بحث حقوق زن و مرد در اسلام، بحث مرجع و اساسی است و از مسائل روز میباشد. اشكالات حقوق بشری و حقوق زن هم زیاد به اسلام وارد میشود. از اینرو این بحث فینفسه از مباحث كلان و اساسی است و بسیار مورد نیاز حكومت اسلامی است. من تصورم اینست كه میان مباحث حقوقی و فلسفی و فرهنگی مربوط به زنان، تقسیمبندی صورت گیرد و در مورد مباحث حقوقی و فرهنگی مرتبط با مسائل مرد و زن چند نكته كه از هم تفكیك شده و بهتر است كه هریك در كمیته جداگانهای مورد مطالعه قرار گیرد، اعلام میشود.
1. مسائل فلسفی و فرهنگی زنان: یك بخش به مسائل فكری و فرهنگی زنان و مبانی فلسفی و اجتماعی آن از دیدگاه اسلام بپردازد از قبیل جایگاه زن و مرد در اسلام. تعریف انسان چه مرد و چه زن. نیازهای تكوینی این دو به یكدیگر و اینگونه مباحث كمتر جنبه فقهی و حقوقی دارد ولی ممكن است ریشهها و مبانی حقوقی بعدی را مشخص كند. نقش زن و مرد از نظر تكوین و سهمی كه هریك براساس خصلتها و امتیازات تكوینی و فیزیولوژی و روانی خود در تشكیل خانواده و جامعه دارند از مباحث مهم این بخش است. زن و مرد مكمل یكدیگر هستند. خدا به گونهای ایندو را خلق كدره است كه هیچكدام بدون دیگری قابل بقا نیست.
2. بینش فلسفی اسلام نسبت به زن و مرد: آیا جایگاه معنوی و میزان اقتدار و شرافت و انسانیت هریك از زن و مرد در اسلام متفاوت است و آیا اسلام میان این دو تمیزی قائل شده یا نه. اینها بحثهای فلسفی و دارای بار ارزشی است كته متأسفانه مغفولعنه قرار گرفته است. این مباحث باید از فرهنگ عمومی اسلام بیرون كشیده شود و از منظرهای مختلف به آن نگاه شود. چه در بعد شخص و چه در بعد خانواده. چه در بعد جامعه و چه در بعد تاریخی.
3. دیدگاه تاریخی به نقش زن در جوامع: بحثهای تاریخی مهم و زندهای در باب نقش زن و مرد در تاریخ و در ظهور و سقوط تمدنها وجود دارد. در اثر درست ندیدن جایگاه زن و مرد، تمدنهای زیادی سقوط كردهاند، در تمدنهایی زن اوج گرفته و معبود شده است، در تاریخ تمدنهایی دیده میشود كه مجسمه خدایشان مجسمه یك زن است. یعنی زن معبود آنان است، الهه آنان زن است، مخصوصاً در یونان قدیم آنقدر به مقام زن ارج نهاده شده است كه وقتی مردم میخواستند خدای خود را بتراشند به شكل زن میتراشیدند و عبادت میكردند. در تمدنهای دیگری برعكس، زنان را خوار، پست و بیمقدار میپنداشتند. در اینباره بحثهای تاریخی زیادی هست. به یاد دارم در كتاب حجاب عبدالاعبد موودودی، دانشمند پاكستانی كه كتاب خوبی است، بحثهای تاریخی ارزندهای آورده شده است. این یك بحث اساسی است. موضوع زن یك بحث قضایی نیست بلكه صحبت از حقوق سیاسی، قضایی، عمومی و فرهنگی است. بحث حقوق زن، تنها محدود به قوه قضائیه و ازدواج وطلاق و دادگاه مدنی نیست، اینهم یك بخش است. بحث حقوق زن دامنگیر كل زندگی انسان است.
۴. لزوم تبیین بینش اسلام درباره زن: گیریم كه در دادگاه حقی به زن داده شود، این مشكلی را حل نخواهد كرد. مشكلات اصلیشان در ریشههای فكری و فرهنگی جامعه است. اینكه بنشینیم و با بررسیهای دقیق و محققانه بگویی كه این حق زن است و یا حق مرد است، مشكلات زنان و جوانان، دختران و پسران را حل نمیكند. پس بحث منزلت و حقوق زن را باید از اصل مبانی بینش فلسفی و مفهومی اسلام نسبت به زن و مرد و جایگاهی كه برای زن و مرد قائل است، شروع كرد. این بحث اگر خوب تحقیق شود و ابعاد مختلف آن نظریهپردازی شده و از مبانی مكتب اسلام استخراج شود، كار پردامنه و سنگین و عمیقی است. اینها بحثهای كلانی است كه در حوزهها یا روی آنها كم كار شده یا اصلاً كار نشده است. شما كه دیدید كه قبل از انقلاب وقتی شهید مطهری كتاب حجاب را نوشت، كه كتاب خیلی خوبی است، سروصدا و اعتراضات گستردهای برپا شد. بعضیها نقدهای شدیدی نسبت به آن نوشتند. بنده وقتی كه در نجف بودم این كتاب را گرفتم و خواندم. كتاب خیلی خوبی بود. تعجب كردم كه چرا برخی این كتاب را اینقدر مورد اشكال قرار دادهاند. بحثهای خوبی در آن نوشته شده است كه این بحثها قبلاً یا اصلاً نبوده و یا كم بوده است. شرایط ازدواج، ولایت زن بر پدر و شوهر و پسر و دختر و دیگر مباحثی كه مطرح شده با در نظرگرفتن جنبههای گوناگون آن بوده است نه صرفاً بیان دیدگاههای خشك فقهی. من كتاب موودودی را نیز خوانده بودم. دیدم كه او هم برخی از این مباحث را مورد تعرض قرار نداده و این از ابتكارات شهید مطهری و از قدرت فكر شیعه بوده است. باید در این مباحث كار شود و این مستلزم اشراف بر مبانی اسلامی و بر مسائل روز است، باید این مسائل با هم تطبیق داده شود تا اشتباه نشود. متأسفانه برخی میروند و مباحثی را كه روی آن كار نشده میآورند و به اسلام میچسبانند. خلاصه در تحقیق این مسائل باید اصالت اسلامی حفظ شود و آنچه كه در رابطه با این مفاهیم و نظریهپردازیها گفته میشود باید مستند باشد و براساس مبانی درست اسلام ناب استنباط شود.
5. مسائل حقوقی زنان: بخش دیگر، مسائل حقوقی است، چه حقوق شخصی و به اصطلاح رابطه زن و مرد و همسر و شوهر و چه حقوق عامه از قبیل حقوقی سیاسی و اجتماعی. میدانید كه بعضی از مذاهب هنوز به زن حق رأی دادن نمیدهند و آنرا غیرمشروع میدانند اما در مذهب با بحمدالله این مسائل حل شده است. زن حق رأی دادن دارد، حق انتخاب دارد، حق قضاوت دارد. معمولا ً در مباحث حقوقی، موضوع باید جنبه علمی، فنی،حقوقی و فقهی خود را بگیرد. در بحث حقوق زن، تنها مسأله جایگاه مرد و زن مطرح نیست، بلكه عوامل دیگری در این حقوق مؤثر است . در تنظیم حقوق عوامل زیادی مؤثر و دخیل هستند. شارع مقدس ما در تنظیم حقوق زن و مرد همه جنبهها را ملاحظه كرده است. فرضاً در بعضی مواقع به مرد حقی داده شده است ولی به زن داده نشده. مثلاً حق طلاق به مردها داده شده مگر بر اساس شرط یا در صورت عسر و حرج. مسائل حقوقی مربوط به عوامل مختلفی است، در اعطا یا سلب یك حق، عوامل بسیاری دخیل است كه باید بیرون كشیده شود. ما در مسائل حقوقی باید دو كار كنیم: یكی اینكه حقوق را مشخص كنیم كه این حقوق در خیلی جاها مشخص نشده، مورد بحث قرار نگرفته، یا به صورت كلان بوده و مسائل خرد آن مورد بحث قرار نگرفته است. كار دیگری كه باید بشود، بحث در ریشهها حقوق است، باید این بحث انجام شود تا خیلی از مسائل حقوق مشخص شود. چرا این حق به مرد داده شده ولی به زن داده نشده است. عكس آن هم هست. چرا اینطور شده. اینها در بحث چراها و ریشهها و مبانی فلسفی همه است و باید بررسی شود. در باب فلسفه حقوق زن و مرد، خیلی چیزها كه حالا در دست نیست به دست میآید. این هم یك بخش مهم است.
6. مقابله علمی با انتقادها: بخش دیگری از فعالیتها باید مقابله با انتقادهایی باشد كه بر علیه نظام شروع شده كه اصل آن به دلیل دشمنی با اسلام و نظام است. همین آقایانی كه شعارهایی را بر علیه نظام و كشور ما چه در زمینه حقوق بشر و چه حقوق زن مطرح میكنند، بر علیه كشورهایی كه هیچ حقی به زن نمیدهند، مثل حق رأی دادن و حتی حق رانندگی، هیچ اعتراضی نمیكنند بلكه عزیز و مقرب آنها هم هستند، همه جا آنها را مدح میكنند وقبول دارند. در عربستان سعودی به زن گواهی رانندگی نمیدهند، حق مسافرت تنها به زن نمیدهند، تا چه رسد به انتخاب شدن، اینها اساساً زن را غیر رشید میدانند ولی جمهوری اسلامی كه در این مسائل تا این حد جلو است، مورد طعن و توهین قرار میگیرد. اینها همه با اسلام دشمنند، با نظام دشمن هستند و در عین حال این حرفها در قالبهای فرهنگی و علمی و حقوقی زده میشود و در روزنامهها میآید. متأسفانه كسانی كه اینجا خبر ندارند، مریض هستند و مدام شعارهای آنان را تكرار میكنند. مسلمانان روشنفكر دنیا فهمیدهاند كه اینها تزویر میكنند و میدانند كه نقش بازی میكنند چون مسائل روشن است ولی یك عده در داخل، اینها را در روزنامههای داخلی میآورند و بزرگ میكنند و بها میدهند. به این انتقادها و این شبهات كه درباره اسلام و حقوق زن مطرح میكنند، باید پاسخ علمی مناسب داده شود، بعد باید واقعیت خود آنها را افشا كرد.
7. جایگاه زن و خانواده در غرب: وضعیت خانواده آنها به كجا كشیده است. آیا كسی رفته است بررسی كند كه مثلاً در یك خانواده فرانسوی یا انگلیسی زن احساس امنیت و وفاق و حقوق و منزلت میكند یا نه. در غرب شیرازه خانواده از هم پاشیده شده و زن به بدترین وضع درآمده است. یك وقتی من در روزنامه میخواندم زنی با یك مرد ازدواج كرده است كه ایشان بیست و پنجمین زن او بوده و او بیست وششمین شوهر این زن بوده است. یعنی او بیست و پنج بار ازدواج كرده و طلاق داده یا رها كرده و آن یكی هم برای بیست و شش بار شوهر كرده است. اگر بعضی از این نمونهها بررسی و تحقیق شود، خواهید دید كه چه تزویر و دروغی به خورد ما میدهند و به اسم حقوق زن و تمدن روز، سر ما كلاه میگذارند. این مسائل بحثهای زندهای است و در این بخش هم باید افراد متخصصی، متكفل بحث و تحقیق شوند. بنده مدت اندكی در اروپا بودهام. احساس كردم بدبختترین موجود آنجا زن است، زن در آنجا اسیر نیرنگ و تزویر شیطانی و هوای نفسانی مرد است و هیچ چارهای ندارد. اسم آنرا هم آزادی زن گذاشتهاند، آزادی اسمی دارد ولی واقعاً در اسارت است. بعضی وقتها انسان از نظر قانون آزاد است ولی درواقع از اسیر بدتر است و میخواهد خودكشی كند. مثل اقتصاد سرمایهداری، شعار آن آزادی اقتصادی است ولی خود اقتصاددانان اقرار میكنند كه آزادی مطلق كاپیتالیسم به اسارت اكثریت جامعه از نظر اقتصادی انجامیده است. از نظر اسمی و حقوقی آزاد است ولی عملاً اینطور است كه پولداران توانستند اكثریت مردم را كارگران خود كنند. تاریخ وضع كارگران را در انگلستان در بعد از انقلاب صنعتی بخوانید. كارگران بدترین شرایط را داشتند از نظر حقوق ظاهری آزاد بودند و به آنان میگفتند ما آزاد هستیم تو را استخدام كنیم و تو هم آزادی هروقت خواستی بیرون بروی ولی او كجا میتوانست برود. آزادی حقوقی به او داده شده بود ولی از نظر واقعی آزادی به بدترین شكل از اسارت مبدل شده بود كه یا باید میرفت و میمرد یا مجبور بود همین وضع را قبول كند. كودكان و زنان به كار گرفته شده بودند، جوانان گاهی تا بیست ساعت با كمترین حقوق و با بیماری سل كار میكردند. بعدها همین مسائل حقوق كارگر به ظهور نظامهای سوسیالیستی منجر شد كه اصل مالكیت را میخواست از بین ببرد و در حقیقت عكسالعمل و واكنش به آن فشارها بود. به نظر آنان زن در اسلام محدودیت دارد ولی در غرب محدودیت ندارد، اما در عمل میبینیم به چه شكلی درآمده است. زن از نظر اسمی آزاد است و عنوان حقوق زن را دارد ولی از نظر واقعی اسیر دست مرد است و هیچ قدرتی ندارد. خانمهایی كه به غرب رفتهاند، دیدهاند. خیلی عجیب است خوب است واقعیتهای زندگی غرب برای جوانان ما تشریح شود تا متوجه شوند چه نعمتی را در دست دارند و چه گروههای مزور و شیطانی میخواهند این نعمت را از آنان بگیرند و آلودگیهای خود را به اسم فریبنده آزادی و حقوق زن به خورد ما بدهند. آیا در غرب حقوق واقعی زن حفظ میشود. در آنجا اداره جوامع به دست عدهای كارفرما و شركت و كارتل است و از زن برای كسب منافع بیشتر استفاده میكنند.
8. لزوم توجه به جایگاه زنان در سیاستها و برنامهها: یك بخش دیگر كه باید درباره آن بحث شود بخش سیاست اجرایی و برنامهریزی دیدگاههای حقوقی است. در تنظیم ساختارها و قوانین باید بررسی شود چه برنامههایی باید پیشبینی شود، در بخش قضاوت، در بخش حقوق مدنی و نظام حقوق زن و مرد، رابطه فرزند با مادر، فرزند با پدر و...
9. تقسیم وظایف اجتماعی بین زن و مرد: بخش دیگری كه مهم است بحث تقسیم وظایف اجتماعی میان زن و مرد است. با توجه به بینش اسلام نسبت به زن و انتظاری كه ما از جامعه سالم اسلامی داریم، زن وارد چه حوزهای از مشاغل و وظایف اجتماعی باید بشود و وارد چه حوزهای نشود. این فراتر از یك بحث حقوقی است. ممكن است در مواردی از نظر حقوقی هیچ منعی وجود نداشته باشد ولی با یك دید كلان نسبت به جامعه اسلامی ایدهآل، آیا حضور در برخی از مشاغل اجتماعی به مصلحت زن و جامعه است. یا اینكه حضور زن در برخی از مشاغل به خود زن، به نسل آینده و به نظام تربیت فرزند ضرر میزند.
10. زنان و مشكلات امر قضا: در سیاستها من خیلی مایل نیستم عنوان این باشد كه مثلاً دستگاه قضایی از زنان استفاده نكند. چون در جامعه این بار منفی دارد و یك قشری از بیكاران خود زنان هستند. بیكاری فقط مخصوص مردها نیست. زنها هم بیكار هستند و خیلی از مفاسدی كه شكل میگیرد از بیكاری زنان هم هست. برخی از مفاسد بیكاری ممكن است از زنان سرچشمه بگیرد. آیا ما این را عنوان نكنیم. مخصوصاً در این ایام كه بار منفی سیاسی هم خواهد داشت و مسائل دیگری را هم در پی خواهد آورد.
11. عدم تناسب شغل قضاوت با روحیه زن: ما بیاییم این را به لیاقتها و توان مدیریتها برگردانیم و بگوییم كه كار قضایی یك كار تخصصی ویژهای است. كار قضایی با مسائل ناهنجار و اشرار سروكار دارد و مدیریتی را میخواهد كه با این مسائل قابل تطبیق باشد. عنصر زن این توان را ندارد كه در مقابل اشرار قرار بگیرد. اینها را برگردانیم به آن معیارهای درست خودش كه آن دشمنانی كه از راه حقوق بشر و غیره بخواهند طعنه بزنند، نتوانند این كار را بكنند.
12. برابری توانایی زن و مرد: ما باید در مورد كار زن، موضوع را به ركن لیاقت و توان برگردانیم. این مدیریت توان خاصی را طلب میكند. آدمی باید باشد كه بتوان تمام مسائل را با او درمیان گذاشت. پس بنابراین عفت زن با آن تناسب ندارد. بیاییم این را مطرح كنیم تا دهان دشمنان نظام اسلامی بسته شود.
